سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

تاریخ تالش

جنگ های سالهای 1222-1228  هجری قمری

دربهار سال 1222 هجری افواج جدید پیاده نظام ایران که به وسیله افسران  فرانسوی تعلیم دیده بودند به اردوی عباس میرزا ملحق شدند. سردار روس گداویچ که ضمناً فرمانروای کل قفقازیه نیز بود وقوای خود را در سواحل غربی دریای خزر  یعنی در حدود سالیان وقراباغ تمرکز داده بود ، با گاردان نماینده فرانسه در ایران وارد مکاتبه شده و گاردان نیز سعی می‌شمرد که ایران و روس را به صلح وادار کند .ولی فتحعلی شاه با صلحی که کاملاً به ضرر ایران وبه نفع روسیه تمام می‌شد ،مخالف بود وفقط بنا به وعده های گاردان  که تقاضای  متارکه  جنگ از سردار روس نموده بود ، فرزند خود را از تعرض به قوای روسیه بازداشت  واین امر به ضرر ایران تمام شد.در جمادی الاول سال 1223 هجری قمری  که بیشتر سواران چریک ایران بدستور ولیعهد به مرخصی رفته بودند ونیروی ایران در قفقازیه بسیار ضعیف شده بود ،ناگهان گداویچ جنگ را شروع کرد ودر نهم آن ماه قوای خود را از قراباغ به طرف ایران سوق داد وآن شهر را به محاصره انداخت. عده نفرات پادگان قلعه ایروان بیش از سه هزار نفر نبود وفقط 11 ارابه توپ داشتند ولی سواران جلایری وافشار از جانب آرارات پیش آمدند وقلعه شهر را نجات دادند وسپاه روس با حالت شکسته وپس از دادن تلفات زیاد عقب نشست وغنائم بسیاربدست سربازان ایران افتاد.مدافعین باکو ودربند نیز دسته های دیگر سپاه مهاجم روس را از کار انداخته و سردار ایشان ناچار دامنه صفوف سپاه خود را که در حوالی سالیان تا ایروان گسترده بود ، به جانب گنجه عقب کشید.در اواخر سال 1223 هجری گداویچ از طرف تزار احضار شد وترومسوف [1] به سرداری سپاه منصوب گردید. قوای محارب مدت دو ماه در حالت دفاع وبدون اقدام به جنگ در مواضع خود باقی ماندند .در سال 1224 هجری افسران انگلیسی دراردوی ایران خدمت می‌کردند ودر بهار این سال مجدداً تعرض قوای روسیه  در جبهه قراباغ وایروان شروع شد.فتحعلی شاه خود با  000/20 نفر سپاه پادگان مرکز به تبریز رفت و فرزندش محمد علی  میرزا دولتشاه نیز با 000/20 سوار وپیاده از مرکز  کردستان  به کمک رسید وعباس میرزا نیز 000/20 نفر سرباز آماده داشت.شورای فرماندهی تصمیم گرفت که در دو جبهه با قوای روسیه بجنگد و بنابراین تصمیم  محمد علی میرزا مأمور جبهه تفلیس و عباس میرزا مأمور گنجه شدند وفتحعلی شاه خود در کنار ارس توقف کرد تا در صورت لزوم قوای امدادی به کمک فرزندان خود بفرستد.براثر این تعرض قوای روسیه در کنار وحوالی مغان  عقب نشستند ومحمد علی میرزا بعضی از ایلات اطراف تفلیس را قلع وقمع نمود وعباس میرزا سردار روس را در گنجه به محاصره انداخت ولی بواسطه رسیدن زمستان وکمی آذوقه وصعوبت ارتباط بدون اخذ نتیجه بطرف ارس برگشت و گوگچای به محمد علی میرزا ملحق شد.این تعرض قوای ایران را کاملاً ضعیف ساخت وهر چند که در سال 1226 هجری بار دیگر فتوحاتی نصیب سپاه ایران گردید ولی معبر  جنوبی وشرقی  قفقازیه بدست سپاه روس افتاد وراه پیشرفت برای عباس میرزا مسدود گردید وفقط می‌توانست نیروی خود را برای مدافعه قلاع واستحکامات کنار ارس به کار اندازد.

در سال 1227 هجری سردار روس کتلروفسکی [2] با نقشه دقیقی شروع به تعرض نمود وسفیر انگلیس سرگور اوزلی نیز افسران انگلیسی را از اردوی ایران احضار کرد. عباس میرزا که روز 5 ذی الحجه 1227 هجری در حوالی ایروان در جنگ اصلاندوز [3] نیمی از قوای خود را از دست داده بود ، از ارس گذشت وتا تبریز عقب نشست .قوای روس بر ایروان ودر پایان سال بر لنکران دست یافت.

در آن میان سفیر انگلیس به وساطت برخاست ومقدمات عقد پیمان صلح را از بین ایران وروسیه فراهم ساخت. مذاکرات صلح مدتی طول کشید وعاقبت عهد نامه ای در گلستان از توابع قراباغ در 11 فصل ویک مقدمه نوشته شد ودر تاریخ 29 شوال سال 1228 هجری قمری مطابق با 12 اکتبر 1813 میلادی با حضور سفیر انگلیس به وسیله میرزا ابوالحسن خان شیرازی نماینده ایران ونیکولا نماینده فوق العاده تزاروسردار روس به امضاء رسید.

مفاد عهدنامه گلستان به جز قسمتیکه مربوط به انتزاع قسمتی از قفقازیه از خاک ایران است، بعدها از طرف حکومت شوروی سوسیالیستی روسیه لغو گردید .اینک برای مزید اطلاع خوانندگان گرامی فصول (مواد) سوم وچهارم از عهد نامه مزبور را ذیلاً نقل می‌کنیم:

((فصل سوم – پادشاه ایران برای ابراز دوستی ووفاق نسبت به امپراتور روسیه تمامی ولایات قرباغ وگنجه وخانات موشکی وشیروان وقبه ودر بند وباکو وهر جاازولایات طالش را که بالفعل[4] در تصرف دولت روسیه است وتمامی داغستان وگرجستان راتا دریای خزر مخصوص ومتعلق به دولت امپراتوری روسیه می‌داند.

فصل چهارم – امپراتور روسیه برای ابراز واظهار دوستی به پادشاه ایران وبرای اثبات ایمنی از طرف خود وولیعهدان عظام اقرار می نماید که هر یک از فرزندان پادشاه ایران که به ولیعهدی معین می‌گردد ، هرگاه محتاج به اعانت وامداد دولت روسیه باشد ، مضایقه ننماید تا از خارج کسی نتواند در مملکت ایران دخل وتصرف کند واگر در امور داخلی مابین شاهزادگان منازعاتی دست دهد دولت روسیه را در آن میانه کاری نیست مگر آنکه پادشاه وقت خواهش نماید))[5]

عهد نامه گلستان به عملیات جنگی ایران وروسیه در قفقازیه خاتمه بخشید. آن سرزمین درمدت ده سال جنگ وزدو خورد به وضع ناهنجاری دچار شده بود وطول مدت جنگ مردم قفقازیه را به ستوه آورده ، وحتی مسلمانان طرفدار ایران نیز مایل بودند که هر چه زودتر به آن خونریزی خاتمه داده شود.تعصب وهواخواهی مردم قفقازیه از میان رفته بود وخواه ناخواه به حکومت وسلطه یکی از دو دولت راضی شده بودند. به همین جهت عهد نامه گلستان برای مردم قفقازیه به منزله مژده بزرگی بود که همه را خوشنود ساخت ولی این عهدنامه که در شرایط نامناسب از طرف دولت زورمند روسیه تزاری بر ایران تحمیل شد، تکلیف سر حدات دو دولت را بطور قطعی تعیین نکرده بود و می‌بایستی نمایندگان دودولت درسر حدات اجتماع کنند ومرزها را معین نمایند .بنابراین ممکن بود بر اثر بروز اختلاف نظر بین نمایندگان ، مجدداً آتش جنگ میان دو دولت روشن گردد وبار دیگر مردم قفقازیه را دچاروحشت و اضطراب نماید.

دوره دوم جنگهای ایران وروس

مبادلات سفرا وعلت جنگ

روسیه از آنچه طی ده سال جنگ با عهد نامه گلستان بدست آورد ، خشنود بود ولی فتحعلی شاه که بخش عمده قفقازیه را از دست داده وسه میلیون مردم مسلمان اتباع ایران ساکن قفقازیه را بدون حامی در اختیارات دولت تزاری روس گذاشته بود، هرگز نمی توانست مقررات عهد نامه گلستان را بر خود هموار کند. بدین سبب در سال 1232 هجری قمری حاجی میرزا ابوالحسن خان شیرازی را به دربار روسیه مأمور نمود.تزار روس سفیر ایران را مدتی در پترزبورگ نگه داشت و روزی که سفیر ایران را به حضور پذیرفت و دعاوی ایران را در باب ولایات از دست رفته قفقاز شنید، در جواب گفت: ((بلاد متصرفی را گماشتگان ما به قهر و غلبه نگرفته‌اند بلکه حکام هر محل هریک با کمال میل و رغبت حکومت روسیه را پذیرفته‌اند اهالی گرجستان نیز چون مسیحی هستند،‌ تابعیت آن‌ها نسبت به روسیه از اطاعت نسبت به ایران اولی و انسب است)). برای حل اختلاف راجع به گنجه و شیروان و طالش نیز ژنرال الکسی پتروویچ یرمولف[6] سردار خود را به حکومت قفقازیه و سفیر فوق العاده روسیه دربار ایران برگزید و او را مامور نمود که با مردم نواحی متصرفی روسیه در قفقازیه درباب تمایل ایشان به تابعیت روسیه با ایران مذاکره کند. سپس سفیر ایران را مرخص کرد و او به همراهی ژنرال یرمولف عازم ایران شد.

سفیر ایران و سفیر فوق‌العاده روسیه در اواخر سال 1232 هجری قمری (1817 میلادی) در چمن سلطانیه به حضور شاه رسیدند و یرمولف نامه‌ها و هدایائی را که از طرف تزار روس همراه آورده بود، به شاه تقدیم کرد.[7] از بیشنهاد سفیر روسیه یکی این بود که چون دولت روسیه با عثمانی داخل در جنگ شده است. ایران با روسیه علیه عثمانی متحد شود و یا لااقل از اتحاد با عثمانی برضد روسیه امتناع ورزد. دوم آنکه مردم خوارزم و خیوه و بخارا به کاروانهای روسی آزار می‌رسانند؛ یا دولت ایران آنان را سرکوب کند و یا اجازه دهد سپاه روسیه از راه گرگان بدانجا حمله برد و یا غیان را سرکوب نماید. سوم آنکه دولت روسیه در گیلان کنسول دائمی داشته باشد. چهارم آنکه برای حدود تالش و توقف نمایندگان گمرکی طرفین در آن حدود نظریه قطعی اظهار کند.[8] فتحعلی شاه تشکیل کنسولگری روسیه را در گیلان صریحاً رد کرد و تعیین حدود تالش را نیز به آمدن سفیر دیگری از طرف روسیه به ایران موکول ساخت و درباب اتحاد با روسیه برضد عثمانی جواب مبهمی داد و درباره خوارزم اظهار کرد که (( عبور سپاه روسیه از استرآباد در فصول مقرره عهدنامه گلستان ذکر نشده و راه دادن سپاه روسیه در آن ملک امتناع دارد و تعیین لشکر ما بر سر خوارزم در صورتی است که هرات و بلخ و بخارا ضمیمه ممالک محروسه ما باشد تا لشکر ایرانی به آسانی به رزم خوارزم تواند پرداخت.)) و مقصود فتحعلی شاه آن بود که نظر مساعد و کمک روسیه را برای تصرف مجدد هرات و افغانستان شمالی جلب کند.

یرمولف پس از انجام ماموریت خود به تفلیس بازگشت و سال بعد (1233 هجری) مازارویچ[9] را که اصلا ایتالیایی و ساکن روسیه بود با مترجم خود شاه میرخان ارمنی به تهران فرستاد تا درباره تعیین حدود طالش مذاکره کند. فتحعلی شاه او را به تبریز نزد عباس میرزا فرستاد و نماینده مزبور به همراهی میرزا محمد علی آشتیانی مستوفی ولیعهد مأمور تحدید حدود ((طالش)) گردیدند ولی در هیچ امری بین آنان موافقت حاصل نشد و مازاروویچ به تفلیس برگشت و مجدداً در سال 1329 هجری مامور دربار ایران شد.

در سال 1240 هجری قمری دوبار فتحعلی خان حاکم تبریز از جانب عباس میرزا ولیعهد و فرمانده قوای ایران در آذربایجان و قفقازیه برای مذاکره با ژنرال یرملوف به تفلیس رفت و سرانجام در تاریخ هشتم شعبان 1240 هجری (28 مارس 1825) موافقتنامه‌ای با حضور ژنرال ویلهمینوف[10] و مدداوف[11] پاراف شد تا در تهران درباره مواد آن تصمیم قطعی اتخاذ شود. در این موافقتنامه نمایندگان روسیه با تردستی خاصی مبادله دو ناحیه گوگچای و قپان را که هر دو طبق عهدنامه گلستان می‌بایستی متعلق به ایران باشد، بین ایران و روسیه زمینه حل اختلافات مرزی قرار داده بودند تا به آن وسیله ناحیه گوگچای را در تصرف خود نگاه دارند.

موافقتنامه مزبور در تهران با حیرت و تعجب تلقی شد و جلسات متعددی با حضور عباس میرزا ولیعهد و ما زاروویچ نماینده روسیه وحسن خان سالاری اصلان[12] که به وضع طبیعی وجغرافیایی قفقازیه جنوبی کاملاً آشنا بود ،تشکیل گردید وساری اصلان خدعه سیاسی  روسیه را در تنظیم موافقنامه فاش ساخت ومعلوم شد که ناحیه گوگچای از لحاظ سوق الجیشی وتسلط بر ناحیه ایروان برای ایران اهمیت بسیار دارد، در صورتی که روسیه می‌خواست گوگچای را که متعلق به ایران بود تصرف کند وقپان را که نیز متعلق به ایران بود به عنوان عوض در قلمرو ایران بشناسد.

در خلال این اوقات ژنرال یرمولف به اتکاء موافقتنامه تفلیس (که هنوز مورد قبول ایران قرار نگرفته بود) یک واحد از نیروهای خود را برای اشغال ناحیه گوگچای روانه ساخت.فتحعلی شاه میرزا محمد صادق وقایع نگار را به همراهی مازاروویج برای اعتراض به این امر ومذاکره با یرمولف روانه تفلیس نمود ولی مازاروویج در نیمه راه نماینده ایران را رها کرد وخود با عجله به تفلیس رفت. وقایع نگار بدنبال مازاروویج عازم تفلیس گردید ودر ربیع الثانی 1241 هجری (نوامبر 1825 میلادی ) وارد آن شهر شد وچون ژنرال یرمولف تفلیس را ترک گفته بود نماینده ایران با ویلهمینوف که مأمور حل اختلاف مرزی باایران بود ملاقات ومذاکره کرد وسرانجام چون مرگ الکساندر اول تزار روس پیش آمد ، ویلهمینوف طی یاداشتی به نماینده ایران گوشزد کرد که بدون اجازه دربار روسیه فرماندهی کل قوای روسیه در گرجستان نمی‌تواند اراضی اشغال شده را به دولت ایران باز گرداند .بدین ترتیب تلاش ایران برای جلوگیری از مطامع روسیه بی اثر ماند ووقایع نگار در رمضان سال 1241 هجری (مارس 1826 میلادی ) به تهران بازگشت.

رفتار ظاهراً صلح جویانه روسیه نسبت به ایران بعداز عهد نامه گلستان وپذیرفتن راه حل مسالمت آمیز یعنی مذاکرات سیاسی با ایران یک نوع خدعه سیاسی بود، زیرا روسیه می‌خواست با اعزام سفیر وجلب اعتماد فتحعلی شاه دربار ایران را اغفال کند وایران را از تجهیز وتدارک سپاه باز دارد.اتفاقاً در این 13 سال دوره متارکه جنگ ،هم دربار روسیه وهم دربار ایران متوجه مسائل دیگری بودند  که آن ها را از توجه کامل به امور قفقازیه باز می داشت .روسیه در فکر تهیه مقدمات جنگ با عثمانی وبسط نفوذ سیاسی خود در بالکان بود.[13] و فتحعلی شاه نیز به وقایع مصر وحکومت محمد علی پاشا نظر داشت  وبه علت بروز اختلاف در سر حدات غربی با دولت عثمانی عمده قوای خود را به حدود غرب ایران سوق داده بود.هنگامی که فتحعلی شاه به تظاهرات دوستانه روسیه فریفته شده بود ،سرداران روس در قفقازیه مشغول تحکیم نفوذ سیاسی  ونظامی خویش  بودند وبه وعده و وعید یا تطمیع حکام یاغی  وسرکش بلاد متصرفی را که هنوز نمی‌خواستند  سلطه روسیه را بر خود هموار کنند ،به طرف خود جلب می‌کردند و نفوذ نظامی روسیه از حدودی که در عهدنامه گلستان تعیین شده بود  ،تا ایروان وکنار رود ارس گسترده بود وفرمانفرمای کل قفقازیه پیوسته تزار روس را به جنگ با ایران دعوت می‌کرد و می‌خواست قلمرو نفوذ آن دولت را تا کنار ارس – که به عقیده او سر حد طبیعی محسوب می‌شد – بسط دهد .

سفارت پرنس منچیکف[14]

پس از آنکه مذاکرات وقایع نگار و ویلهمینوف در تفلیس با شکست مواجه گردید وپیش از آنکه وقایع نگار به تهران برسد ، تزار نیکلای اول (1825- 1855 میلادی ) که پس از مرگ پدر خود الکساندر اول جانشین او شده بود ، پرنس منچیکف را به عنوان سفیر فوق العاده روانه دربار ایران کرد . نماینده فوق العاده روسیه علاوه بر مأموریت اعلام رسمی جلوس تزار نیکلای اول بر تخت امپراتوری روسیه به پادشاه ایران ، مأمور بود که درباره حل مسائل سرحدی با دربار ایران گفتگو کند ونیز در صورت امکان ایران را به اتحاد با روسیه علیه عثمانی برانگیزد.[15] منچیکف در تبریز با عباس  میرزا ولیعهد و وزیر او میرزا ابوالقاسم قائم مقام ملاقات ومذاکره کرد ونامه ها ویادداشت هائی بین آنان مبادله گردید و منچیکف سرانجام عازم تهران .روز 4 ذی الحجه 1241 هجری (10 ژوئیه 1826 میلادی ) به اردوگاه سلطانیه وارد شد.

در جلسات متعدد مشاوره که به حضور شاه وبعضی از رجال وسیاستمداران آن عصر و بعضی از شاهزادگان برای شور درباره مسائل مربوط به ایران و روسیه تشکیل گردید ، هنری ویلوک [16] کاردار سفارت انگلیس در تهران نیز در آن جلسات حضور داشت وبه فتحعلی شاه توصیه می‌کرد که در برابر روسیه روش مسالمت آمیزی  پیش گیرد ودر حالی که این نماینده سیاسی بریتانیا شاه را اتخاذ روش مسالمت آمیز دعوت می‌کرد ، نمایندگان دیگر سیاسی بریتانیا یعنی میجرهارت[17] و دکتر کرومک[18] درتبریز عباس میرزا و سران سپاه او را به جنگ با روسیه تحریک می‌کردند .[19]

پس از ورودمنچیکف  به سلطانیه و شرفیابی او به حضور شاه ،مذاکرات با حضور سفیر فوق العاده روسیه و عباس میرزا ولیعهد و پنج تن از درباریان یعنی آصف الدوله وامین الدوله ومعتمد الدوله و حاجی میرزا ابوالحسن خان شیرازی ومیرزا ابولقاسم قائم مقام آغاز گردید وچون سفیر روسیه صریحاً اعلام نمود که فقط با اجرای مفاد موافقتنامه تفلیس موافقت می‌کند و گوگچای را حق روسیه می‌داند مذاکرات به نتیجه نرسید .ملاقات ها و مذاکرات بعدی رجال و درباریان ایران با پرنس منچیکف وپافشاری آنان برای انصراف روسیه از تسلط بر ناحیه گورگای نیز بی نتیجه ماند و منچیکف پیشنهاد کرد هیئت واطلاع از نتیجه مذاکرات هیئت با زمامداران روسیه مذاکرات تهران متوقف گردد.

«در جریان این مذاکرات اعمال نفوذ نمایندگان سیاسی و دیپلمات های انگلستان فوق العاده مؤثر شد.زمام داران بریتانیای کبیر با ایجاد جنگ میان دو دولت ایران و روس در نظر داشتند دولت روسیه راباجنگ خسته کننده ای در سرحدات شمال غربی ایران مشغول سازند تا بتوانند از فعالیت روس ها در مشرق ایران که برای دولت هند خطرناک بود  ، بکاهند .این نظریه از مطالعه یادداشت های سری سرجان ملکم فعالیت روس ها در مشرق ایران از سمت افغانستان به تدریج شدت می‌یافت  واین فعالیت برای سیاست انگلستان فوق العاده خطرناک به نظر می رسید .همچنین دو نامه مورخ دسامبر 1825 هنری ویلوک ، یکی به عنوان ویلیام پیت لرد آمرست فرمانروای کل هندوستان ودیگری به عنوان ژرژ (جرج) کانینگ نشان می‌دهد که چگونه دولت انگلستان از نفوذ روز افزون وپیشرفت های دولت روسیه در ایران وحشت ونگرانی داشت».[20]

هنگامی که هنوز پرنس منچیکف به مذاکرات خود با هنری ویلوک نماینده سیاسی دولت انگلیس در تهران ادامه می‌داد وپیش از آنکه طبق پیشنهاد سفیر روسیه هئیت ایرانی برای مذاکره با زمامداران روسیه تعیین شوند ،تعرض نیروهای روسیه در قفقازیه به مواضع پادگان های ایران آغاز گردید و پادگان ایران در ناحیه باش آپارن مورد حمله نیروهای زیر فرمان جنرال آلکسی پتروویج یرمولف قرار گرفت .بدین ترتیب آتش جنگ ایران و روسیه که مدت 13 سال خاموش گردیده بود، بار دیگر شعله ور شد (ذی الحجه سال 1241 هجری قمری ) .

در جریان جنگ دوم ایران و روسیه مکرر نمایندگانی از طرف ایران مامور مذاکره با فرمانده کل نیروهای روسیه در قفقازیه ومأمور دربار روسیه شدند و حتی یکی از نمایندگان ایران (داود خان) ضمن عزیمت به روسیه از راه قسطنطنیه در این شهر نامه ای به متر نیخ صدر اعظم اتریش نوشت و علل اختلافاتی را که بهانه جنگ دوم روسیه با ایران گردیده بود ، در آن نامه شرح داد .ولی هیچیک از نمایندگان اعزامی نتوانستند به پایتخت روسیه راه یابند ، زیرا در جبهه قفقازیه جنگ میان نیروهای دو دولت آغاز شده بود و صدر اعظم ومقامات دیگر آن کشور از پذیرفتن سفرای فوق العاده ایران امتناع می‌ورزیدند . از مذاکرات میرزا محمد علی نماینده ایران با ژنرال الکسی یرمولف درتفلیس نیز نتیجه ای بدست نیامد و متارکه های چند هفته ای و چند ماهه جنگ در جبهه قفقازیه بیشتر به زیان ایران انجامید .

جنگ دوم

جنگ های دوره دوم ایران وروسیه طولانی نشد زیرا تجهیزات ایران برای دفاع در برابر نیروی کثیر العده روس کافی نبود ونیروی نظامی ایران بر اثر جنگ های ممتد داخلی وخارجی که در مدت 30 سال از جلوس فتحعلی شاه بر تخت سلطنت تا این زمان متوالیا اتفاق افتاد، کاملاً ضعیف شده بود.در این جنگ یأس ونومیدی ولیعهد از غلبه بر سپاه روس وبی پولی ودرماندگی او در برابر مخارج سپاه و خست ولئامت شخص شاه وخودداری او از تأمین مخارج سپاه مزید بر علت شد و جنگ را زودتر خاتمه داد وبه شکست قطعی ولیعهد وانعقاد عهد نامه ترکمنچای منجر گردید.

در جنگ های سال 1241 و 1242 هجری قمری چندان موفقیتی نصیب روس ها نگردید وسپاه ایران که احساسات دینی آنان را علمای مذهب تهییج کرده بودند ، رشیدانه مقاومت کردند وحتی در فاصله سال های 1241 و 1242 هجری بیشتر نواحی را که در جنگ های دوره اول از دست رفته بود، اشغال کردند وسرانجام یرمولف بر اثر عدم کامیابی در جنگ از طرف تزار روس احضار شدوسردار دیگری بنام  پاسکیویچ [21] که در جبهه مشرق اروپا ودر جنگ های عثمانی آزموده شده بود به فرماندهی سپاه قفقازیه منصوب گردید.[22] پاسکویچ در سال 1243 هجری قمری (1828 میلادی ) حملات تعرضی خود را به قلعه های نظامی ایران شروع کرد.

سپاه روس نخست در دشت قراباغ  تمرکز یافتند وسپس در دو جبهه قراباغ وایروان نیروی ایران را تحت فشار قرار دادند.حکام آن نواحی با موفقیت هائی که از سپاه روس در دوره اول جنگ دیده بودند ، یک یک خود را زیر حمایت سردار روس قرار دادند وعباس میرزا که به زحمت زیاد وبااعمال تدابیر سیاسی ،حکام مزبور را در دوره متارکه جنگ به جانب ایران متمایل ساخته بود ، از این عدم کامیابی به کلی مأیوس شد .در محاربات خونینی که متوالیاً در جبهه های طالش وایروان ولنکران اتفاق افتاد قوای ایران مغلوب شد ودر اوچ کلیسا تلفات بسیار به سپاه ایران وارد آمد و عاقبت معابر ارس بدست سردار روس افتاد.کشتی های جنگی روسیه نیز در سواحل گرگان با ترکمانان وایلات یموت سازش کردند وایشان را به شورش وطغیان علیه ایران برانگیختند.ولیعهد آخرین وبهترین افواج خود را در سردارآباد تمرکز داد ودر ربیع الاول سال 1243 هجری با قوای روسیه که به جبهه ارس فشارآورده بودند به نبردی سخت وخونین دست زد ولی نرسیدن آذوقه وجیره ومواجب سپاهیان از تهران ،رویه سپاه را متزلزل ساخت و، ولیعهداز هر طرف دچار مشکلات گردید .عاقبت سردار آباد به تصرف سردار روس درآمد وقوای ایران بکلی از ساحل چپ رود ارس به داخل آذربایجان رانده شدند.

پیشروی قوای روس به سوی پایتخت

پاسکیویچ از طرف امپراتور روسیه دستور داشت که در هر صورت قوای خود را از ارس بگذراند و به خاک آذربایجان وارد شود وراهی که آذربایجان را به پایتخت اتصال می‌دهد اشغال کند و پایتخت ایران را مورد تهدید نظامی قرار دهد به همین منظور ژنرال آریستوف بعد از تصرف سردار آباد مامور شد مستقیماً به طرف تبریز پیش برود .ولیعهد  دسته های متفرق سپاه خود را در خوی تمرکز داد و حفظ تبریز را به آصف الدوله  واگذاشت.در این موقع پاسکیویچ مشغول تسخیر نخجوان بود وآریستوف بطرف تبریز پیش می‌رفت .ولیعهد ،فتحعلی خان رشتی را نزد پاسکیویچ فرستاد واز او تقاضا کرد که از پیشروری به طرف تبریز جلوگیری کند تا قرار مذاکره صلح داده شود ولی قبل از آنکه این اقدام به نتیجه برسد ،دروازه های تبریز به روی آریستوف باز شد و آخرین امید ولیعهد مبدل به یاس گردید.زیرا با تصرف تبریز خط ارتباط اردوی او با مرکز سوق الجیشی داخلی بکلی قطع شد و پاسکیویچ نیز از ارس گذشت وبه تبریز رسید وچون فتعلی شاه را در قبول شرایط صلح جدید مردد می‌دانست ،امر به پیشروری سپاه داد وقسمتی از سپاه روس تا دهخوارقان پیش رفتند در آنجا عباس میرزا که خوی وسلماس را نیز از دست داده بود به اردوی پاسکیویچ رسید.

عهدنامه ترکمانچای

1243 هجری قمری (1828 میلادی )

شرایطی که پاسکیویچ برای عقد مصالحه جدید پیشنهاد می‌کرد بسیار سنگین واز آن جمله پرداخت 000/000/5 تومان غرامت جنگ بود. سفیر انگلیس در تهران ، مک دونالد [23]پیش از فتحعلی شاه از پیشرفت سپاه روس به هراس افتاده بود ،شاه را به خطرات واقعی آن تهدید نظامی آگاه نمود و آنقدر در عقاید خود پافشاری کرد که شاه را به قبول شرایط صلح وتعیین نماینده برای عقد پیمان جدید واداشت .فتحعلی شاه 000/000/4 تومان پول به همراهی منوچهر خان به تبریز فرستاد  وبه وساطت سفیر انگلیس مجلسی در قریه ترکمنچای [24] که قرارگاه اردوی پاسکیویچ بود ،مرکب از سردار مزبورو عباس میرزا و میرزا ابوالقاسم قائم مقام و آصف الدوله و حاجی میرزا ابوالحسن خان شیرازی تشکیل گردید و عهد نامه ای در 16 فصل و یک قرار داد تجاری الحاقی در نه فصل نوشته شد ودر تاریخ 5 شعبان 1243 هجری قمری مطابق با10 فوریه سال 1828 میلادی به امضای نمایندگان ایران و روسیه رسید.روسیه تزاری در این عهد نامه نیات مقاصد استعماری خود را بی پرده نشان داد ومنافعی عاید آن دولت شد که در هیچیک از جنگ های اروپا نتوانسته بود نظیر آنرا بدست آورد .علاوه بر آنچه به موجب عهدنامه  گلستان از ناحیه قفقازیه دارا شده بود ،ایروان و نخجوان وبخشی از دشت مغان را مالک شد و مجرای ورود ارس سرحد دودولت گردید، اتباع آن دولت در ایران از تابعیت نسبت به قوانین حقوقی و جزایی ایران معاف شدند[25] ،کشتی رانی در دریای خزر به آن دولت انحصار یافت، توپ وتفنگ ومهمات جنگی وقلاع نظامی ایران را در قفقازیه بدست آورد و 5 میلیون تومان غرامت جنگ گرفت.مفاد فصل اول عهد نامه ترکمنچای اعلام استقرار صلح میان دولتین روسیه وایران و بعضی از فصول دیگر عهدنامه مزبور بشرح زیر است :

فصل دوم – چون مخاصمه ی طرفین معظمین که به سعادت امروز به اختتام رسید، تعهدات عهدنامه  گلستان راباطل می‌دارد، لذا اعلیحضرت شاهنشاه ایران واعلیحضرت امپراتور کل روسیه چنین صلاح دیدند که بجای عهد نامه مزبور مواد وشرایط ذیل را که مبنی بر ازدیاد و استحکام روابط آتیه مودت و صلح ما بین روسیه وایران است برقرار نمایند.

فصل سوم – اعلیحضرت شاهنشاه ایران  از طرف خود و اخلاف و وراث خود خانات ایروان را که در دو طرف رود ارس واقع است  و نیز خانات نخجوان و ایروان را به مالکیت مطلقه به دولت روس واگذار میکند . بناء علیهذا شاهنشاه ایران تعهد می‌شوند که دفاتر و اسنادی که راجع به حکومت و اداره خانات فوق الذکر است ،منتهی  در ظرف شش ماه از امضاء این عهد نامه به مأمورین  روس تسلیم نمایند.

فصل چهارم – عهد نامه مربوط به تعیین خط مرزی سرحدی جدید بین ایران و روسیه یعنی مرز کنونی ایران و شوروی در منطقه آذربایجان است[26]

فصل پنم – اعلیحضرت شاهنشاه ایران محض اثبات دوستی خالصانه که نسبت به اعلیحضرت امپراتور کل روسیه دارند  به موجب همین فصل از طرف وراث واخلاف  خود واضحاً وعلناً تصدیق می‌نمایند که ممالک وجزایری که مابین خط تحدید فصل اخیر (فصل چهارم) وتیزه جبال قفقاز ،دریای خزر است وهمچنین اهالی بدوی وغیره متعلق به دولت روسیه می‌باشد.

در مواد دیگر عهدنامه آزادی کامل برای روسیه در مورد تاسیس نمایندگی بازرگانی وکنسولگری در خاک ایران حق رفت وآمد آزاد کشتی های جنگی روسیه در سراسر دریای خزر از طرف ایران به رسمیت شناخته شد و دولت روسیه سمت ولیعهدی عباس میرزا را تایید وموافقت کرد که پس از جلوس او بر تخت سلطنت ایران اورا به رسمیت بشناسد.

درقرارداد الحاقی (متمم عهدنامه ترکمنچای) ترتیب پرداخت غرامت جنگ به دولت روسیه ومهلت پرداخت وشرایط دیگر مربوط به این امرتعیین وپیش بینی شده بود که اگر ایران اقساط غرامت را حداکثر  تا 15 ماه اوت 1828 میلادی (صفر 1244 هجری قمری ) به روسیه نپردازد تمام ایالت آذربایجان برای همیشه از مملکت ایران مجزا وضمیمه متصرفات روسیه شودو((یا حکومت جداگانه از آن تشکیل دهند))[27]

نمایندگان دولت روسیه تزاری  ضمن معاهده ترکمانچای و متمم آن موادی را گنجانیدند که مفهوم آن یک نوع دست نشاندگی و تت الحمایگی ایران نسبت به روسیه و از آن جمله در نظر گرفتن تشریفات خاص برای ورود سفرای آن دولت به ایران بود .بنابر مفاد متمم قرارداد می‌بایستی نماینده سیاسی روسیه از بدو ورود به مرزایران همه جا مورد استقبال حکام و مامورین ایرانی قرار گیرد و همین که به پایتخت رسید وزرای ایران به ملاقات او بروند و سپس او به حضور شاه ایران برسد.

مفاد ماده هفتم- معاهده ترکمانچای هرچند که ظاهراً برای جلب رضای خاطر عباس میرزا ولیعهد درباره قبول و امضای قرارداد نوشته شده بود ولی در حقیقت تعبیر دیگری از فصل چهارم قرار داد گلستان و مفاد آن نظیر مفاد قرار داد هایی بودکه دولت تزاری روسیه برسلطان عثمانی تحمیل کرد و بدان وسیله آن امپراتوری را که رو به انحطاط و سقوط می‌رفت تحت الحمایه خود قرار داد.تخفیف قابل توجه در گمرک کالای روسی (فقط 5 درصد تخفیف کالا) و معافیت اثاثیه و لوازم تعلق به اتباع روسی وبستگان آنان از پرداخت هرگونه عوارض و همچنین اعطای این گونه مزایابه ایرانیانی که در خدمت مامورین و نمایندگان روسیه در می‌آیند وتحت حمایت آن دولت قرار می‌گیرند ، از جمله امتیازات ناروایی است که به موجب معاهده ترکمانچای و متمم آن به دولت تزاری روسیه داده شد.

سفارت گریبایدوف

پس از عقد معاهده ترکمانچای ، دربار روسیه خواهرزاده پاسکیویچ را که از نمایندگان نامی روس و موسوم به گریبایدوف[28] بود ، برای اجرای مقررات عهدنامه ترکمانچای و حل اختلاف مرزی به تهران فرستاد و سفیر مزبور -  به شرحی که خواهد آمد – قربانی سیاست استعماری روسیه شد. گریبایدوف با عنوان سفیر فوق العاده ووزیر مختار دولت تزاری روسیه در اوایل سال 1244 هجری قمری (1828 میلادی ) به تبریز و روز پنجم ماه رجب آن سال به تهران رسید.مالتسف [29]به عنوان منشی اول و ادلنگ[30] باعنوان منشی دوم سفارت و یک شاهزاده گرجی و یک افسر و یازده تن قزاق روسی و یک مستخدم اروپایی و چندنفر کارمندو مستخدم ارمنی و گرجی همراه سفیر روسیه بودند.سفیر روسیه داری اخلاق خشک وانعطاف ناپذیر و به آداب و رسوم و حیثیت و شئون خانوادگی خود سخت پایبند بود[31] و به همین جهت در برابر شکایات مردم یا زمامداران از بدرفتاری وعربده جویی قزاقان روسی وابسته به سفارت ،خونسردی و بی اعتنایی نشان می‌داد وی چندی پس از اقامت در پایتخت به استناد مقررات عهدنامه ترکمانچای و مفاد متمم قرارداد از دولت ایران خواست که دو نفر زن ارمنی را که مسلمان شده و در خانه اللهیارخان آصف الدوله مقیم بودند،به عنوان آنکه از اهالی ایران هستند به تصرف روسیه در آمده است ، تحویل سفارت روسیه بدهند.زمامداران ایران برای انصراف سفیر روسیه از این امر تلاش کردند و چون به نتیجه نرسید ،ناچار آن دوزن ارمنی تازه مسلمان را تحویل سفارت دادند و آصف الدوله که دل خوش از روس ها نداشت در پیرامون این واقعه شروع به تبلیغات کرد وتبلیغات اوکسان دیگر در جامعه روحانی مؤثر واقع افتاد ودر محافل مذهبی گفته شد که استخلاص دو زن مسلمان از دست اجنبی کافر شرعاً لازم و واجب است.فتوای روحانیون در میان مردم که سخت به آداب دینی پابند بودند به سرعت انتشار یافت واز گوشه وکنار پایتخت غوغا برخاست ومراتب به گوش سفیر روسیه رسید.وی دربرابر اصرار  و پافشاری رجال ایرانی موضوع استرداد دو زن ارمنی تازه مسلمان را به روز بعد موکول نمود.فردای آنروز بازار تهران بسته شد وجمعیت انبوهی به جانب سفارتخانه روسیه حرکت کردند وهمین که جمعیت به پیرامون سفارت رسیدند ، گریبایدوف دستور داد تا آن دو زن را تحویل مردم بدهند .درضمن تحویل زنان ارمنی به مردم بین بعضی افراد جمعیت ومستخدمین سفارت کشمکش در گرفت ویکی از افراد جمعیت به ضرب گلوله قزاق ها کشته شد .مردم جسد مقتول را به مسجد بردند ودر آنجا سردسته ورهبر جمعیت مردم را به انتقام جویی وقصاص خون مقتول تهییج نمود.اثر عمیق شکست های ایران در جبهه قفقازیه وانشتار مفاد عهدنامه ترکمانچای ، نارضایی عمومی را بر انگیخته وحمله بازاریان ومردم دیگر به سفارت روسیه در حقیقت جلوه ای از آن نارضائی بود که متأسفانه به صورت یک عمل غیر انسانی وبه دور از مروت وجوانمردی پدیدار گردید[32] ودر نتیجه گریبا یدوف ودر حدود 35 نفر از همراهان او واتباع روسیه وعده ای از نگهبانان ایرانی سفارت به قتل رسیدند [33]وتنها کسی که از هئیت نمایندگی روسیه در تهران زنده ماند مالتسف دبیر اول سفارت بود که کوشش دولت ایران را برای  نجات هیئت نمایندگی به چشم خود دیده وبه علل واقعی حادثه ناگوار مزبور کاملاً واقف گردیده وهمین شخص بود که پادشاه اول ایران ،او را هیئت مخصوص سفارت فوق العاده به دربار روسیه فرستاد تا مشاهدات خود را به نفع دولت ایران به تزار روسیه گزارش دهد .بنا به نقل نویسندگان ایران مانند رضا قلی خان هدایت ولسان الملک سپهر وامثال آنان ، مالتسف دبیر اول سفارت روسیه به دستور فتحعلی شاه  به تبریز رفت ودر حضور عباس میرزا ولیعهد  که از این حادثه ناگوار بی اندازه متأثر وناراحت بود ، حقیقت واقعه را بیان کرد وطرز رفتار وکردار گریبایدوف را ناستوده واز عوامل بروز حادثه قلمداد کرد وقول داد که در حضور تزار روسیه نیز این مطالب را بیان کند ونیز بنا به نقل مورخین داخلی تزار روسیه از پادشاه ایران خواسته بود که یکی از شاهزادگان نامدار قاجاری را برای عذر خواهی به سن پترزبورگ پایتخت روسیه بفرستند تا به قول رضا قلی خان هدایت «مزید عزت آن دولت شود»

فتحعلی شاه سرانجام شاهزاده خسرو میرزا فرزند عباس میرزا ولیعهد را برای این ماموریت برگزید .وی به همراهی محمدخان زنگنه امیر نظام (از احفاد شیخ علی خان زنگنه از رجال دوره صفویه ) و میرزا تقی خان فراهانی وزیر نظام (که بعد ها مربی ناصر الدین میرزا وسپس در زمان سلطنت او صدر اعظم ایران وملقب به امیر کبیر گردید ) از راه قفقازیه عازم روسیه شد (شوال 1244 هجری قمری ) . تزار روسیه نیکلای اول همین که از ماجرای فاجعه قتل هیئت نمایندگی  خود در تهران آگاه شد پرنس دالغورکی[34] از معتمدین ورجال دربار خود را برای تحقیق ماجرا روانه ایران نمود واز طرف دیگر پس از ورود خسرو میرزا وهمراهانش به پایتخت روسیه تزار از آنان به گرمی پذیرائی کرد ودر برابر امتیازات ومنافع  سرشاری که از معاهده ترکمانچای نصیب وی شده بود ونیز به علت گرفتاری  در جنگ های بالکان وشکست سپاه روسیه در حوضه رود دانوب عذرخواهی هیئت ایرانی را مورد قتل گریبایدوف پذیرفت وضمناً مبلغ پنج میلیون ریال از بقیه غرامت جنگ را به خسرو میرزا بخشید وبرای پرداخت پنج میلیون ریال دیگر پنج سال مهلت قرار داد.

پرنس دالغورکی ، سفیر فوق العاده روسیه در محرم سال 1245 هجری به تهران رسید[35]وپس از ده روز به حضور فتحعلی شاه بازیافت واز وی خواست تا مسببین اصلی حادثه قتل سفیر روسیه مجازات شوندواموال غارت شده مسترد گردد یا خسارت آنها پرداخته شود و نیز چون مسلم شده بود که میرزا مسیح مجتهد استر آبادی ساکن تهران محرک و مسبب شورش مردم بود وآنان را به سمت سفارت روسیه سوق داده است از ایران به خارج کشور تبعید شود.فتحعلی شاه پیشنهاد سفیر روسیه را پذیرفت ودستور داد تا لااقل یکی از همراهان شورش مردم را در حادثه قتل گریبایدوف پیدا کنند تا به مجازات برسد .فراشان حکومتی تهران شخصی به نام رضا قلی بیگ را که از رهبران شورش ودر روز حادثه با شمشیر خون آلود دیده شده وقبلاً نیز در شمیران مرتکب قتل گردیده بود توقیف کردند وبه فرمان شاه اورا در میدان ارک به قتل رساندند اما در مورد تبعید میرزا مسیح مجتهد فتحعلی شاه او را احضار وبا تلطف ومهربانی به او گوشزد کرد که به عتبات سفر کند .وی پذیرفت ولی چند روزی را به مسامحه گذراند وضمناً در نزد مریدان خود چنین وانمود کرد که دولت می‌خواهد اورا از وطن به خارج تبعید کند وبعضی از مریدان نیز معتقد بودند که همین که مجتهد از دروازه تهران خارج شود ،ماموران دولت اورا توقیف خواهند کرد وتحویل مامورین روسی خواهند داد تا به قصاص خون سفیر مقتول کشته شود.از طرف مامورین دولت به مجتهد فشار وارد می‌آمد که زودتر بار سفر ببند .وی روزی با زن وفرزند خود به مسجد رفت تا به بهانه وداع با مردم بار دیگر احساسات دینی آنان را تحریک کند[36] ودر این کار موفق گردید ،لیکن اقدام سریع دولت از بروز حادثه جدید جلوگیری کرد(پاورقی 106) وسرانجام مجتهد مزبور به فرمان دولت گردن نهاد.جنگ های ایران و روسیه و عهد نامه های گلستان و ترکمانچای صفحات مذلت باری از تاریخ ایران در دوره قاجاریه بشمار می‌آید .از دست رفتن سرزمینی زرخیز وپر جمعیت مانند قفقازیه جنوبی و گرجستان وارمنستان هرچند که از لحاظ اراضی واقتصادی جبران ناپذیر بود ، لیکن در برابر مقررات دیگر عهد نامه ترکمانچای از قبیل محدودیت اراضی ایران وسلب مالکیت ایران از دریای خزر وبرقرار شدن حق قضاوت کنسولی (کاپیتولاسیون قضایی) درباره اتباع روسیه که لطمه ی شدیدی به استقلال سیاسی وقضایی ایران وارد آورد ،قابل تحمل بود .روسیه با عقد پیمان ترکمانچای نفوذ سیاسی خود را درایران برقرار ساخت وبایداین حقیقت برای ملت ایران روشن گردد که یکی از علل شکست ایران در جنگ های قفقازیه وتسلیم دربار ایران در برابر مطامع استعماری روسیه ، سیاست شوم استعماری انگلستان بود که همواره مصالح ومنافع ملت ایران را فدای مطامع خویش می کرد.در زمینه جنگ های ایران وروس نیز سیاست خائنانه انگلیس که در خفا با دولت تزاری روس برای تسلط بر ایران همداستان شده بود ، شاه ودرباریان ساده لوح ایران را فریب داد وبا وجود آنکه طبق پیمان با ایران متعهد وملزم بود که ایران را در برابر حملات دولت ثالث حمایت کند ،هنگام ضرورت از کمک ویاری چشم پوشید وایران را در برابر رقیب زور مندی مانند روسیه تزاری تنها گذاشت.دورویی وخیانت انگلستان در جنگ های ایران و روسیه از این نکته بخوبی پیداست که هنگام پرداخت غرامت جنگ چون شاه را برای تهیه وجه در مضیقه مالی دید ،با پرداخت  000/000/2 ریال او را وادار کرد تا از ماده پنجم قرار داد ایران وانگلیس مبنی بر کمک به ایران هنگام حمله دولت ثالث به این کشور چشم بپوشد وآن ماده از قرار داد راکه تا حدی صراحت داشت لغو نمود. نکته ای که باید در این مورد یادآوری شود این است که سیاست استعماری وبسط نفوذ روسیه از مدتها پیش در شبه جزیره بالکان که جزء متصرفات امپراتوری عثمانی بود ، ظهور کرده بود وتلاش وسعی تزار ها برای شکافتن راه قفقازیه وبدست آوردن معابر  برزخ مزبور بیشتر از لحاظ راه یافتن به آسیای صغیر وبه منظور تسلط بر دریای سیاه ومحاصره نظامی خاک عثمانی بود وچون دولت روسیه در جنگ های بالکان وکریمه با مقاومت دول اروپای غربی واز جمله انگلستان که به یاری عثمانی برخاسته بودند مواجه شد ،می خواست ازراه قفقازیه به خاک آسیائی عثمانی حمله ببرد وبدیهی است که کشمکش ها واختلافات بی مورد دو دولت بزرگ اسلامی (ایران و عثمانی ) خود عامل بزرگی برای پیشرفت سیاست های استعماری روس وانگلیس بشمار میآمد .اگر میان دودولت همجوار وهمکیش ایران وعثمانی  وحدت واتفاق واتحاد نظامی برقرار می‌شد ،هم در جبهه قفقازیه وهم در جبهه بالکان از پیشرفت ونفوذ نظامی روسیه به خوبی جلوگیری به عمل می‌آمد.

وقایع تاریخی

بعضی از وقایع تاریخی وورود اقوام مختلف در گیلان زمین وتالش

حمله مغول راه ورود بلامانع عده کثیری از قبایل را به ایران بازکرد وقبایلی که در راه مقاصد چنگیز دست به کشتار های بی رحمانه وقتل نفوسو نهب اموال مردم شهرها وروستاها ودهستان های ایران زده بودند،‌بسیاری از دشت ها ودامنه های سبز وخرم کوهستان فلات ایران وقفقاز یه را برای سکونت خود اختیار کردند ودرمدت دوقرن حکومت ایل خانان در ایران بانقل وانتقال هایی که در محل سکونت این قبایل داده شد، نژادها ی مختلف تاتار وترک به همآمیختند ، به مناسبت نام محل سکونت ویا مناسبات اجتماعی اصطلاحات ونام های جدیدی در مورد این قبایل به کار برده شد که از آن جمله ترکان وازبک را می‌توان ذکر کرد.ترکتاز تیمور از لحاظ ضربت تاریخی بر پیکر اجتماعی ملت ایران مکمل حمله بی رحمانه مغول بود، باردیگر کشور ما را عرصه خودنمائی وآزمایش قدرت جنگ جوئی قبایل ترک وتاتار قرار داد ودر این کشمکش ها قبایل مختلف ترک ومغول به اصطلاحات جدید ترکمان و ازبک ومانندآن در عرصه کارزار وارد شدندوبعضی از سران قبایل ، پاداش کشتاروخونریزی هایی را که به امیر تیمور گورکان در ایران وسایر ممالک آسیای غربی مرتکب شدندبه صورت حکم رانی وفرماندهی سپاه وامثال آن از آن مرد خونخوار گرفتند وترکمانان وقبایل هم نژاد آنان که تا حمله تیمور فقط از جنبه ی نظامی مورد توجه سلاطین عصر بودند، به تدریج نقش سیاسی و فرمانروائی را اختیار کردند ودر سراسر قفقازیه ودشت های شمال دریای خزر وترکمنستان غربی وآذربایجان وآسیای صغیر وشامات وفلسطین حکومت هائی برای خود تشکیل دادند که بعضی از آنها مانند حکومت آل عثمان قدرت یافت وبه تدریج به امپراتوری مقتدری مبدل شد.رواج زبان ترکی در آذربایجان وقفقازیه نشان می‌دهد که درتمام دوره سلطنت جانشیان تیمور در ایران وآسیای غربی این ناحیه مرکز ثقل حکومت بوده وقدر مسلم این است که آذربایجان یکی از بزرگترین اردوگاه ها ومهمترین منبع ذخیره نظامی ومحل تمرکز نیروهای مختلف به شمار می‌آمده وجانشینان تیمور تازمانی که هنوز آثار تجزیه در امپراطوری آنان ظهور نکرده بود توجه ، خاص به این قسمت از متصرفات خود داشتند واین امر قبایلی را که در این ناحیه ساکن بودند خواه وناخواه در مسیر جزر ومد حوادث سیاسی وکشمکش های نظامی قرارداد واولین آثار تجزیه آثار دولت تیموری از این منطقه ظهور کرد وترکمانان آق قویونلو وقراقویونلو تمام کوشش ونیروی خود را برای تسلط بر آذر بایجان ، قفقازیه به کار انداختند واندکی بعد قدرت های نظامی قابل ملاحضه ای از اجتماع قبایل تاتار وترک در ترکستان غربی ودشت های جنوب روسیه وشمال قفقازیه به وجود آمد که برای نفوذ به خاک ایرا ن سلاطین صفویه را در فشار قرار داده وموجب جنگ های خونین وکشمکش های دائمی گردیدند

آقا محمد خان وحمله تفلیس

زمانی که آقا محمد خان به تفلیس حمله برد 6 هزار سرباز ولی به فرماندهی سرهنگ گداویچ در داغستان متوقف بودند و((هراد کیوس )) چندین بار از سردار مزبور تقاضای مساعدت کرد ومشارالیه وقتی درصدد دادن کمک برآمد که تفلیس به آتش قهر وغضب سردار قاجار سوخته بود.از رسیدن این خبر به دربار روسیه کاترین دوم سخت برآشفت وازآنجا که ادایکلی زیر حمایت آن دولت رفته بود درصدد انتقام سختی از سردار قاجار برآمده گداویچ را معمور کرد که با 8 هزار سوار داخل گرجستان شود وسردار دیگری را به دربند فرستاد ودر بهار 1210 هجری موقعی که شاه قاجار در مشهد سرگرم امور مربوطه به بلخ و بخارا بود سپاه عظیم روس به عده 35 هزار نفر به سرداری زوبوف در حوالی نهر ترک به اردوی گداویچ ملحق گردید وچون حکام آن حدود از کمک فوری شاه قاجار نومید بودند خواه وناخواه اطاعت سردار روس را پذیرفتند ودر بند وباکو وقسمتی از تالش وشماخی وگنجه ، فرمانبرداری روس را گردن نهادند وپادگان ایران که در حوالی رود (کورا) مستقر بود مقام خود را از دست داد وراه ارتباط بین سپاه روس وگرجستان از طریق رود کورا باز گردید. طولی نکشید که زبوف از کنار ساحل وجلگه شیروان  وارد دشت مغان شد واز رود ارس گذشت وآذربایجان را در معرض تهدید قرار داد ، دسته دیگر از سپله روس لنکران را اشغال واز راه دریا بندر انزلی ورشت را تهدید کردند.

((رجوع شود به تاریخ استاد علی اصغر شمیم))

نهضت جنگل

استعمار سیاسی با مشروطه:

انگلستان به دنبال موفقیت های سیاسی در منطقه وایجاد حکومت مشروطه در ایران بلافاصله آن را وجه المصالحه منافع خود قرارداد وطی قرار داد (1907) و(1286) با روسیه ایران را به سه منطقه تقسیم کرد؛ منطقه ی شمال تحت تسلط روسیه ، منطقه ی جنوب تحت اختیار انگلیس ومنطقه مرکزی که بی طرف می ماند، روسیه به طمع نفوذ بیشتر ضمن معاهده ی 1915(1294) با انگلستان قرار داد 1907 را لغو نمود . بر اساس قرار داد جدید ایران به دومنطقه نفوذ انگلیس وروسیه تقسیم می‌شدومنطقه بی طرف از بین می‌رفت. افشاء این قرارداد به دنبال انقلاب اکتبر شوروی در سال 1917 بود که دولت  شوروی به منظور آشکارساختن روابط دولت تزاری با استعمار گران جهانی وچپاول کشور های جهان سوم از جمله ایران انجام داد واعلام کرد قرارداد فوق راباطل نموده ، نیروهای خود رااز ایران فرامی خواند .این کار در سال 1918 (1296)انجام گرفت اما مجدداً به بهانه تعقیب ضد انقلاب نیروهای ارتش سرخ وارد ایران شدند، انگلستان نیز تصمیم گرفت با ایجاد دولت هائی دست نشانده وضد کمونیست ودر عین حال مقتدر در اطراف شوروی وپوشش امنیتی منطقه قیام های مردمی را نیز سرکوب کند. بدین منظور باعقد قرار داد (1919) تلاش کرد ضمن دخالت مستقیم در ایران این سرزمین را در مقابل نهضت های رهایی بخش داخلی ازیک طرف کمونیسم خارجی از سوی دیگر حفظ نماید. دراین شرایط جنبش های مردمی که در دونقطه گیلان وآذربایجان به پیشوائی میرزا کوچک خان جنگلی و شیخ محمد خیابانی به وقوع پیوسته بود در مخالفت با قرارداد 1919 به اوج خود رسید.

میرزا کوچک خان جنگلی                                                                  

در محله سلیمان داراب رشت ودرمیان شهداء انقلاب اسلامی وجنگ تحمیلی مرقد شهیدی نمایان است که قبه ای بلند آن را در برگرفته است در کنار مسجدی زیبا و مجهز که در سال 1361 تجدید بنا شده است و یکی از فعال ترین مساجد ومراکز فرهنگی رشت می باشد به نام مسجد میرزا کوچک خان (یونس) معروف به میرزاکوچک خان که در سن 43 سالگی یعنی در سال 1300 در سخت ترین شرایط مبارزه اش در گردنه خلخال تالش به شهادت رسید فعالیت انقلابی خود را در نهضت جنگل از سال 1293 آغاز کرد ،میرزا کوچک خان که در حوزه علمیه رشت درس

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید:

پیام زهرا

بسیار عالی و مفید بود.. استفاده بردیم..