سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

آدم کله شق

آدم کله شق

 عنوان کتاب : کله شقsurprise

مؤلفان :

ناصر خسروی :

سعید کیوان پور :

     بدهکاریم به یکدیگر و به تمام دوستت دارم های ناگفته ای که پشت دیوار غرورمان ماند و آنهارا بلعیدیم تا نشان دهیم که منطقی هستیم ؟ و این من ، من کردن های تو بود که هیچ وقت ما نشدیم ...)

..........................................................

میان بازی بی رحم منطق و احساس

خیال مضطربم از قمار لبریز است

چقدر گفته که : دیوانه دوستت دارم

چقدر گوش دلم از شعار لبریز است

قرار بود ، که در انبساط شبهایم

عمیق دوره کنم ضربه های کاری را

از اشتیاق رهایی از عشق ، جان بدهم

مدار حافظه ام از قرار لبریز است

قفس کشیده ام از شک به دور باورها

هنوز زخم من از اعتماد میسوزد

احاطه کرده مرا لشگر پشیمانی

سکوت پنجره ها از حصار لبریز است

گریز میزنم از آن شب پر از شهوت

به سمت عق زدنم تا مسیر استفراغ

برای سقط جنینش غلیظ می خندد

تنی که از لجن این ویار لبریز است

رجوع میکنم این مرتبه به خاک خودم

درخت میشوم و هی جوانه خواهم زد

پرنده میشود و روی شاخه میماند

هوای سینه ام از اعتبار لبریز است

که کله شق تر از آنم که دل به او ندهم

که کله شق تر از آنم که عاشقش نشوم

کسی که پا قدمش با بنفشه همراه است

کسی که شاکله اش از بهار لبریز است.

شعر از مریم ناظمی شاعر معاصر

                               " کله شق "

.................................................

    کله شق بودن را میتوان اینگونه بیان نمود که : ترکیب عجیب و قابل پیش بینی از کنجکاوی ، کله شقی و احتمالاً گستاخی است که باعث میشود که به خود میگوییم ، من آن کسی هستم که باید رسیدن به خط پایان را امتحان کنم . بنابراین هر آدمی را کله شقی هایش میسازد ، یعنی به اعتبار کله شقی اش ، انسان است ؛ البته منظور از خودخواهی هایش نیست ؛ زیرا حساب خودخواهی از غرور به کلی جداست ، و کله شقی جزوی از غرور است و جزو مشاهده شدنی های غرور است و غرور منشأ جباریت بشر است که در آن  حقارت ، نادانی ، و ضعف اراده در آن نهفته است . کسی که از یک یا چند جهت احساس حقارت و پستی میکند  برای آنکه نقص خود را بپوشاند و کمبود خویش را پنهان دارد منزلت و مقامی را ادعا میکند که فاقد آن است و چون میبیند مردم ادعای او را نمی پذیرند و از قبول آن سرباز میزنند خشمگین و ناراحت میشود و به تکبر و جباریت میگراید. طغیان میکند ، و بر اثر جهل و غرور کاذب و ضعف اراده به تعدی و تجاوز دست میزند تا مگر بدین وسیله که به اشتباه نامش را کله شقی مینامند خود را بر مردم تحمیل نماید و آنان را به گفته خویش وادار سازد. غافل از اینکه آدم خود خواه و متکبر ، آدم درمانده ی مفلوک توسری خورده بدبخت سیه روزی است که تن به هر جور نوکری میدهد. به این دلیل که فقط خودش را میخواهد و هیچ چیز در این دنیا به اندازه وجود خودش و زنده ماندن خودش برایش اهمیت ندارد . بدین ترتیب شرف و آبرو هم برایش مهم نیست ؛ و حتی اخلاق ، سلامت روح ، خانواده ، و میهن و ملت هم برایش اهمیت ندارد. دست و پای دیگران را هزار بار میبوسد و چاپلوسی میکند به این دلیل که میترسد مبادا به خود او صدمه ای بزنید. زیرا تکبر و غرور معلول حقارت درونی و ضعف باطنی او است . آدم کله شق مغرور آدمی است که به خاطر هدفی ، ایمانی ، اعتقادی ، و باوری ...حاضر است به راحتی تمام زندگی و خودش را فدا کند . بنابراین یک آدم مغرور و متکبر و یک آدم خودخواه به هیچ وجه تشابهی با هم ندارند . و حتی در تضاد با هم و در مقابل هم هستند. فقط یک مسئله هست و آن اینکه آدمهای خودخواه به دلیل ذلیل بودن بیش از حد آگاهی بر این ذلت معمولاً رسمشان است که آدمهای مغرور و خودخواه را کله شق معرفی کنند تا از این رهگذر به خودشان اهمیت و اعتبار بخشیده و راه و رسم خودشان را توجیه کرده باشند . به هر حال صحبت این بود که هر آدمی را کله شقی ها و یک دنده گیهایش میسازد. کله شقی زندگی را به طرز خاصی شیرین و غمناک میکند . اما گذشته از مزه زندگی ، به آن مفهوم میدهد ، رنگ میدهد و شکل قابل قبول و ستایش میدهد . آدم کله شق _ نه خودخواه ! یادتان باشد آنقدر راحت میخوابد و خوابهای خوب میبیند که همین به زنده ماندن می ارزد. آدم کله شق شاید در بعضی از جهات زندگی میبازد اما باختن آزارش نمیدهد . چون چیزی را میبازد که واقعا برایش اهمیت ندارد.و چیزی را در قلبش نگه میدارد که عزیز و فدا کردنی است . آدم کله شق باج نمی دهد ، باج نمیگیرد ، دزدی نمیکند ، با دزدها و ارازل و اوباش کنار نمیآید ، به دوستانش و به میهنش خیانت نمی کند ، برای هر بیگانه ، هر دشمن و هر ارباب دم تکان نمیدهد " بد " را به انواع و اقسام ، درجات و طبقات مختلف تقسیم نمیکند ، و همیشه بگوید خب این کار خیلی بد نیست .

گاهی کله شقی که با تکبر و خودخواهی آمیخته باشد ، آنچنان عقل را تیره میکند که انسان متکبر و خودخواه را کور و کر میسازد که از صلاح و فساد و عواقب عمل خود به کلی غافل می شود . به کار ناروا و خطرناکی دست میزند ؛ و نا آگاه موجبات سقوط و احیاناً هلاکت و نابودی خویش را فراهم می آورد . کسی که میخواهد در گفتار و کردار خود اسرار ورزد بایستی از راهنمایی عقل و هوش ( تفکر) استفاده نماید . خوب و بد اعمال خود و اطرافش را بشناسد و با تدبر و مآل اندیشی قدم بردارد ، باید از خودخواهی و عجله بپرهیزد و شتابزده تصمیم نگیرد ؛ چه افراد خودخواه و متکبر به خود فرصت مطالعه و دقت نمی دهند ، ناسنجیده دست به کاری میزنند که دیر یا زود دچار ندامت میگردند . ! چه بسا بسیاری از ناملايمات و انحرافهایی که در طول زندگی دامنگیر مردم میشود و آنان را دچار ناکامی و شکست مینماید و احیاناً به گناه و اعمال ضد انسانی وادارشان میسازد ، ناشی از کبر و غرور و به اصطلاح عوام کله شقی آمیخته با خودخواهی است ؛ زیرا پیرامون صلاح و فساد کارهایی که انجام میدهند فکر نمی کنند و بر اثر این حالت روحی ( تکبر و خودخواهی) همواره در معرض آلام و مصائب هستند .

بر لب دریا نشین و گوش کن بر پند آب

درس پاکی می دهد روح شرافتمند آب

گویدت هرگز مشو پابست دریای غرور

چون غریق دست و پا گم کرده ای در بند آب

همچو آتش خشمگین و سرکش و سوزان مباش

باغ هستی را نشاط انگیز کن مانند آب.....؟

در میان صفات مذموم و ناپسند اخلاقی شاید کمتر صفتی به اندازه کبر و غرور و فریفتگی زیان بار و مرگبار باشد . پیامدهای غرور تمام زندگی انسان را تحت تاثیر خود قرار میدهد و دنیا و آخرت وی را تباه میکند . غرور در عربی به معنای فریب دادن به فریفتن است ولی در زبان فارسی این واژه به معنای خودپسندی و تکبر بکار رفته است . بنابراین مراد از غرور همان خود پسندی است و انسان مغرور به معنای انسان خود پسند و متکبر میباشد. هر چند که عزت نفس یکی از فضایل بزرگ اخلاقی در انسان است و در زندگی وی نقش بسیار مهم و اساسی را ایفا می کند و به دیگران اجازه نمی دهد تا فرصتها و ظرفیت های وجودی شخص را از میان برداشته و در مسیر دیگر و باطلی بکار گرفته شود و معنای مثبتی از اعتماد به نفس در شخص پدید میآورد ، با این حال غرور و خودپسندی از جمله رذایل پست اخلاقی است که بسیاری از مردم از شنیدن آن ملتهب و ناراحت

میشوند و بیزاری و نفرت  درونی خویش را آشکار میسازند ، زیرا غرور و تکبر آدمی را در حالتی قرار میدهد که جز خود دیگری را نمی بیند و برای دیگران ارزش و ارج و منزلتی قایل نمی شود . البته میان غرور به معنای خود پسندی با تکبر و خود بزرگ بینی فرق و تفاوتهایی است که نمی بایست نادیده گرفته شود ، زیرا انسان مغرور و خود پسند خویشتن را در کمال مییابد و در این راستا کله شقی هم میکند بی آنکه این کمال را نسبت به دیگری ابراز و یا آشکار کند ، ولی انسان متکبر انسان خود بزرگ بینی است که خود را نسبت به دیگران برتر میداند و در رفتار و کردار خویش این خود بزرگ بینی ، یعنی تکبر را به نمایش میگذارد . 

بزرگان نکردند در خود نگاه

خدا بینی از خویشتن بین مخواه

بزرگی به ناموس و گفتار نیست

بلندی به دعوی و پندار نیست

تواضع سر رفعت افرازدت

تکبر به خاک اندر اندازدت

تو نیز گر تکبر کنی همچنان

نمایی ، که پیشت تکبر کنان 

به گردن فتد سرکش تند خوی

ز مغرور دنیا ره دین مجوی

چو استاده ای بر مقامی بلند

بر افتاده گر هوشمندی مخند

بسا ایستاده در آمد ز پای

که افتاد گانش گرفتند جای....

در هر صورت غرور به حالتی گفته میشود که در آن شخص برای خود ارزش بسیار زیادی طمع دارد و در برابر تواضع و فروتنی بکار می رود . در موارد حاد غرور ، شخص از همه کس و همه چیز خود را بالا تر میداند . همچنین شخص میتواند نسبت به کسی یا گروهی یا ملتی یا چیز خاصیی ، احساس غرور کند. غرور در مسیحیت به عنوان یکی از گناهان هفتگانه شمرده میشود . خود بزرگ بین و دیگر کوچک جلوه دادن نیز جزو تکبر و غرور یا بر اثر آن کله شقی است ...همانگونه که در بحث  مطرح شد غرور همان هوای نفس است ، باید بدانیم و یادآور شویم که غرور با عزت نفس متفاوت است . منشا غرور میتواند عواملی مانند جهالت فرد که گمان می کند عملش درست است ، وسوسه شیطان ، پیروی از هوای نفس و شهوت دانست . وقتی فاصله زیاد بین خود واقعی و خود ایدآل حاصل میشود ، فرد به دلیل توانایی مشکلات شخصیتی و روانی نمیتواند به خود ایدآل برسد و از طرف دیگر نتواند خود واقعیرا بپذیرد . تلاش میکند تا با غرور ؛ خود را به ایدآل نسبت دهد که این به معنای کله شقی و غرور منفی است . اما غرور مثبت در افرادی بوجود میآید که به آنچه دارند واقف هستند و ریشه تمام داشته های خود را محصول تجربه ، فرهنگ ، و تلاش خود می دانند . برای درمان غرور منفی روانکاو و بیمار را به زمان پچگی برمیگردانند و سعی میکنند ، بیان کنند که کسانی که در آن زمان فرد را تحقیر میکردند ، افراد بزرگی نبوده اند با این روش فرد تصور جدیدی از خود به دست میآورد و گذشته را فراموش خواهدکرد .

نکته : اینکه آیین اسلام این قبیل تدبیرهای گناه آلود و غیر عقلانی مثل کبر و غرور را مذموم و قبیح شناخته و سرچشمه ی آن را ناپاکدلی و اندیشه های شیطانی میداند و کسانی که با اراده و عمد ، دامن خود را به اینگونه رفتار ( غرور و کله شقی ) میآلایند و منویات خائنانه خود رابا خدعه و فریب به مردم تحمیل میکنند ؛ از مکتب اسلام بیگانه اند و استحقاق کیفر دنیوی و اخروی دارند ، تدبیر صحیح و عقلانی در افراد متکبر و مغرور این است که آدمی در هر تصمیم و کاری میخواهد وارد شود ، ابتدا به حسن و قبح آن فکر کند و خوبی و بدی آن را بشناسد و از مشورت پرهیز نکند . چنانچه اگر تشخیص داد آن کار یا گفتار ؛ مشروع و بر وفق ندای وجدان و انسانیت است و یا لااقل در جهت مخالف آن نیست نقشه اجراییش را با دقت طرح کند . مسیر خود را عاقلانه و با مآل اندیشی تعیین نماید و عملا از پی انجام آن برود . اما اگر آن کار را ناروا و غیر انسانی شناخت در آن لجبازی و کله شقی یا غرور نورزد و خود را از فکر آن رها کند ، پیرامونش نیندیشد ، و خویشتن را به فساد و تباهی نکشاند . ( برهان ) انسانهای مغرور در برابر کسانی که از خودشان قوی تر ، آگاه تر ، ثروتمندتر و یا حتی زیباتر میدانند حالت تدافعی میگیرند . آنها نمیخواهند بپذیرند که از خودشان بهتر و بالاتر وجود دارد . افراد مغرور و متکبر معمولا انعطاف نا پذیرند ، سعی سعی دارند با پایبندی به عقایدشان هرچند اشتباه توجه دیگران را به خود جلب نمایند . مغرورها در برابر زور بیشتر ظاهری متواضع میگیرند ، چون توان مقابله مستقیم را ندارند ، اما به ضعیف ها حمله میکنند و میخواهند قدرتشان را به نمایش بگذارند. قیافه ای جدی به خود میگیرند در حالی که از درون احساس حقارت می کنند.  آنها از مقام ، جایگاه ، عنوان ، مظلوم نمایی و بیمار نمایی استفاده می کنند تا کبر و غرور خود را حفظ کنند یا به دیگران ضربه بزنند .  

نکته : ( پروردگار حکیم اراده فرمود بشر را مختار بیافریند و او را در گزینش خوب و بد ، هدایت و ذلالت ، فضیلت و رذیلت آزاد بگذارد و برای آنکه غرور و خودخواهی و خودشیفتگی مایه بدبختی و تیره روزیش نشود ، به گمراهی گرایش نیابد ، و از سعادت و کمال لایق خود محروم نگردد او را از نعمت عقل و هوش برخوردار ساخت تا بتواند در اعمال و رفتار خود مطالعه کند ، با راهنمایی عقل ، مسیر صحیح و ناصحیح را تشخیص دهد ، پاکی را از ناپاکی بشناسد و خود در اعمالش اندیشه نماید.....)

منشأ غرور از جهالت است :

منشا غرور چند چیز است ؟ یک : جهالت : جهالت یعنی اعتماد قلبی شخص به اینکه اعمالش صحیح است و در مسیر صلاح است ! در حالی که در واقع چنین نیست . 2 _ وسوسه های شیطانی : پیروی از هوای نفس . 3 _ پیروی از غضب و انتقام جویی . 4 _ دوستی دنیا و دنیا طلبی ... خداوند در چندین جای قرآن کریم شخص مغرور را مذمت نموده است و از فریب خوردگی بر حذر میدارد . عمده ترین عامل غرور که در قرآن به آن اشاره شده است ؛ غرور نسبت به دنیا و مادیات است. مبارزه با غرور :

امور زیر کارهایی است که برای جلوگیری و همچنین دوری از مغرور شدن ، مفید میباشد . اینکه ما ریشه ی این توفیق ( عبادت الهی ) را از جانب پروردگار متعال بدانیم نه اینکه به خودمان نسبت بدهیم . ( برهان ) شاهد این مطلب روایتی است از رسول گرامی ( ص ) از خداوند نقل کرده اند که حضرت حق میفرمایند : بعضی از بندگان مؤمن من هستند که در عبادت من تلاش و کوشش زیاد می کنند ، در نیمه شبها از رختخواب گرم خود بیرون آمده ، به من سجده میکنند و با این کارها خود را به زحمت می اندازند ، من گاهی یک شب یا دو شب آنها را دچار خواب میکنم تا بیدار نشوند ، این عنایت من در باره آنهاست که من میخواهم آنها در عبادت من همیشه باقی بمانند . وقتی که این قبیل اشخاص صبح از خواب بیدار میشوند ناراحت هستند که چرا دیشب به خواب مانده و اطاعت خدا را نکرده اند . اگر من فاصله میان عبادت آنها نیفکنم ، عجب و غرور به آنها مسلط میشود . عجب آنها را به سوی فتنه میکشاند از خود راضی میشوند و خیال میکنند که در نزد من تقرب زیادی دارند ( جواهر السفینه ص 309 ) ... توجه به این مطلب را داشته باشیم که اگر امروز توفیق این عبادت به ما داده شده است نعمتی است که در برابر آن مسولیت و وظیفه خود را به گونه ای کامل

و درست بجا بیاوریم تا شکر حقیقی لسانی و عملی را انجام داده باشیمو بتوانیم این نعمت را حفظ کنیم ، نه اینکه با غرور آن را از کف بدهیم ، عبادت ما نه از نظر کیفیت و نه کمیت قابل مقایسه با اولیای خداوند مانند امیرالمومنین ( ع ) که معیار و ملاک در سنجش اعمال هستند نمیباشد و همین مقایسه جز افسوس و اقرار به نقص اعمالمان جای عکس العملی برای ما باقی نمیگذارد .

چند غرور ای دغل خاکدان

چند منی ای دو سه من استخوان

پیشتر از ما دگران بوده اند

کز طلب جاه نیاسوده اند

حاصل آن جاه ببین تا چه بود

سود بد اما به زیان شد چه سود...

همانگونه که بیان شد ؛ غرور به معنای واقعی کلمه فریفتگی به داشته ها و جذابیت های غیر حقیقی و علایق دنیوی است که باعث میشود انسان از یاد خدا غافل شود و معنویت و سرمایه های حقیقی سعادت خود را فراموش نماید . چرا که غرور فریفتگی به چیزی است که ظاهری جالب و دوست داشتنی دارد ولی باطنش ناخوشایند و مجهول و تاریک است ... " راغب " در کتاب ( مفردات ) واژه غرور به فتح غین که معنی وصفی دارد ) را به معنی هر چیزی که انسان را می فریبد و در غفلت فرو میبرد خواه مال و مقام باشد یا شهوت و شیطان تفسیر می کند . و در کتاب " التحقیق فی کلمات قرآن کریم " قرآن کریم ) چنین آمده است ؛ ریشه اصلی این واژه به معنی حصول غفلت به سبب تاثیر چیزی دیگر در انسان است و از لوازم و آثار آن جهل و فریب ، نیرنگ و نقصان و شکست و ..... میباشد و در تهذیب الاحیا چنین میخوانیم که غرور عبارت است از دلخوش بودن به چیزی که موافق هوای نفس و تمایل طبع انسانی است و ناشی از اشتباه انسان یا فریب

شیطان است و هر کس گمان کند آدم خوبی است و نقطه ضعفی ندارد خواه از نظر مادی و یا معنوی باشد . و این اعتقاد از پندار باطلی سرچشمه بگیرد آدم متکبر و مغروری است .

آدمهای مغرور و متکبر از دید روانشناسی :

آدمهای مغرور بسیار احساس تنهایی می کنند . گرچه ادعا زیاد دارند اما بیشتر به دنبال پر کردن تنهاییشان هستند . آنها در ظاهر خودشان را خیلی قبول دارند . بر خلاف ادعایشان بسیار آسیب پذیر و زود رنج هستند . همچنین تمایل به اثبات کردن خود و خودنمایی دارند ؛ آدمهای مغرور دائما از مکانیسم و رفتارهای دفاعی استفاده میکنند ، آنها تحمل باختن و بازنده شدن را ندارند ، میخواهند تحت هر شرایطی غرور خود را حفظ کنند . گرچه در حضور دیگران به هر ریسمانی چنگ میزنند تا به بقیه ثابت کنند که کم نیاورده اند اما در تنهایی احساس یاس و ناتوانی می کنند . افراد مغرور به اصطلاح کله شق ، همواره متوقع و طلبکارند . مدام در قهر و آشتی بسر می برند . اگر مطابق میلشان رفتار نکنید از شما ناراحت میشوند ! باید همیشه رعایت آنها را بکنید . همه ی این مدل رفتارها و تفکرات نشان از غرور در ما دارند . هر چقدر سعی کنیم انکار کنیم که غرور نداریم احتمال اینکه مغرور باشیم بیشتر است ، مکر اینکه هیچکدام از نشانه هایی که گفته شد و همچنین  مشابه که قبلا آنها را در خودتان یا دیگران  دیده اید آیا به نظرتان شما غرور دارید. ؟؟ البته یادمان باشد که اینکه خودمان را دوست داشته باشیم ، اینکه برای خودمان احترام زیادی قائل باشیم معنایش غرور و مغرور بودن نیست ، مگر اینکه دو ویژگی را فقط و فقط نسبت به خودمان داشته باشیم 

غرور شمشیری دولبه است :

غرور شمشیری دو لبه است ، اگر به اندازه کافی غرور نداشته باشید به سختی میتوانید به موفقیت دست پیدا کنید . اگر هم زیادی مغرور باشید دیگران تصور خواهند کرد شما یک خود شیفته اید . آیا زمانهایی نیز وجود دارد که غرور چیز خوبی باشد .

چند دلیل برای لذت بردن از جنبه های مثبت غرور :

آنهایی که در کارشان به غرور و افتخار دست پیدا می کنند ، معمولا نتایج با کیفیت تر و ایدآل تری کسب می کنند . میتوانید منفی ها را کنار بزنید : وقتی چیزی آنگونه که میخواهید پیش نمیرود به کمی غرور نیاز دارید تا دست از تلاش بر ندارید ، غرور بجا به شمه امید و انعطاف پذیری می دهد . نشان میدهد مراقب و متوجه کارتان هستید . اگر نسبت به کاری که انجام میدهید غرور نداشته باشید ، احتمالا مراقب و متوجه آن نیستید . وقتی واقعا به کاری توجه میدهید قادر هستید برایش بجنگید . اگر پروژه یا سازمانی به خطر بیافتد فرد مغرور میتواند رهبر خوبی برای محافظت و کنترل امور باشد .وقتی نسبت به خانواده خود احساس غرور و افتخار دارید میتوانید برای آنها بجنگید ، سعی میکنید بهترین زندگی را برایشان فراهم کنید و اجازه نمی دهید در موقعیت های دشوار قرار بگیرند .

چگونه از غرور به نفع تان استفاده کنید :

تا زمانی که غرور مثبت را تغذیه و حس خود خواهی و تکبرتان را تحت کنترل بگیرید ، غرورتان از صفات برجسته تان خواهد بود ...یادتان باشد، غرور مثبت یعنی استانداردهای با کیفیت و دست بالا ، زندگی کردن طبق آنها و نیافتادن در دام خودشیفتگی ؟ تا میتوانید با آدمهای درست و سالم نشست و برخاست کنید ، راه های زیادی برای پرورش غرور بجا و پرهیز از خود داری وجود دارد . دوروبرتان را با آدمهای مثبت پر کنید .افرادی که بتوانند به شما در جهت رشد صحیح کمک کنند و در مسیر سالم پیش بروید . می گویند شما مجموعی از پنج نفری هستید که بیشترین اوقات خود را با آنها سپری می کنید . آدمهای درست کسانی هستند که تشویق و حمایتتان می کنند ، اما در عین حال با شما رو راست اند .اگر وقتتان را با آنهایی بگذرانید که بیخود و بیجا از شما تعریف و تمجید میکنند خیلی زود دچار تکبر میشوید و ضرر خواهید کرد . اما اگر دور و برتان افرادی باشند که به موقع و بجا تشویق و ستایشتان میکنند به حس خوبی از خودتان دست پیدا خواهید کرد و رابطه ی سالمی با خودتان خواهید داشت ، ما میتوانیم همزمان ، هم مغرور باشیم هم متواضع ؟ این که کاری را درست و خوب انجام داده اید دلیل نمیشود به دنبال تعریف و تمجید دیگران باشید . و ستایش آنها را جستجو کنید . شما کار خودتان را به بهترین نحو ممکن انجام دهید و انتظار کسب اعتبار از بیرون را نکشید . وقتی تجربه ی جدیدی را امتحان می کنید به خودتان این اجازه را می دهید که در چیزی بهترین نباشید . مثلا یاد گرفتن یک مهارت جدید شما را از محدوده ی امن و راحت تان بیرون میکشد و به شما حس مبتدی و تازه کار بودن را یادآوری می کند و وقتی در آن مهارت به تبحر رسیدید ، بابت دست پیدا کردن به یک توانمندی جدید احساس وجود و غرور خواهید کرد . ما انسانها وقتی که نسبت به کارمان احساس نارضایتی می کنیم ، نیاز داریم از بیرون اعتبار و حمایت بیشتری دریافت کنیم . مثلا اگر از کارتان متنفر باشید ، حس خودخواهی تان بروز کرده و مایلید از خودتان در برابر احساسات منفی محافظت کنید . کار همیشه هم قرار نیست باب میل و ساده باشد ، اما باید بتوانید بدون مداوم جستجو کردن تحسین و پاداش  ، رضایت و جنبه های مثبتی در آن پیدا کنید . برای خود اندیشی وقت بگذارید  ؛ کمی از مشغله ها فاصله بگیرید ؛ به این فکر کنید چه کسی هستید چه چیزی برایتان ارزش معنوی و مادی دارد و چه احساسی نسبت به زندگی دارید . این تمرین باید در زندگیتان جاری باشد . برای برسی خودتان وقت صرف کنید تا ببینید سطح غرورتان در حال رسیدن به خودخواهی و غرور بیجا است یا نه . با برسی احساساتتان میتوانید پیش از آنکه غرور زیادتان به شما آسیب وارد کند ، خود را نجات دهید . برای چنین زمانهایی نیز از پیش برنامه داشته باشید تا کنترل امور را در دستتان بگیرید ، اگر در تشخیص شرایط خودتان ناتوان بودید از یک دوست قابل اعتماد و یا مشاوره ها کمک بخواهید تا شما را درست راهنمایی کنند . آنهایی که نزدیکترین روابط را با ما دارند حتی مثل پدر و مادر ، راحت تر میتوانند اشتباهات ما را ببینند و گوشزد کنند . حتی در این راستا شما هم به دیگران کمک کنید . از توانمندی های تان برای کمک به دیگران کمک کنید . این کار میتواند تحت حمایت گرفتن یکی از زیر دستانتان باشد یا خدمتی رایگان به کسی که نیازمند است . کمک به دیگران اصالتتان را تقویت میکند و به زندگیتان معنا می دهد حتی اگر وقت زیادی ندارید باز هم میتوانید راههایی پیدا کنید که دنیا را برای خود و دیگران جای بهتری گردانید . باور داشتن حس غرور بابت کاری که انجام داده اید نه تنها مشکلی ندارد بلکه بسیار هم خوب است اما یادتان نرود در هر شرایط و مرحله ای هستید ریشه هایتان را فراموش نکنید و فروتن و متواضع باشید . این چیزی است که دیگران را شیفته ی شما خواهد کرد . غرور چیزی فراتر از آن چیزی است که چشمهایتان می بیند و ممیتوانیم راههایی پیدا کنیم که غرور به نفعمان تمام شود و در هر شرایطی به خود ببالیم...

( چشم ، تشنه ی نور است ، گوش تشنه ی صدا ، دست تشنه ی سطح ، بازو در تجسس چیزهایی است که بتوان بر آنها دست یافت یا بدور ریخت ، پا در تکاپوی مسافت ، خشم در جستجوی دشمن برای نابود ساختن ، کنجکاوی در پی چیزی برای کشف کردن ، عشق به دنبال معشوقه . و بدین طریق هر غریزه در تکاپوی  موضوعی است که زمینه را برای ابزارش فراهم کند . و عقل به دنبال تکامل و تفکر تا خیر و شر را تشخیص دهد.؟ )

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید:

پیام زهرا

بسیار عالی بود .

پیام رضا

عالی بود