سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

نوع دوستی و عواطف خانوادگی

نوع دوستی

     نوع دوستی و عواطف خانوادگی

   بسم الله الرحمن الرحيم

از امام باقر (ع ) پرسیدند , مقصود از این گفتار خداوند که می فرماید : و قولواللناس حسنا " چیست ?فرمود : بهترین چیزی که دوست دارید مردم به شما بگویند , شماهم به آنان بگوئید "!
در معیارهای تربیتی اسلامی و اجتماعی باید بدانیم که هرچه مردم را به خدا نزدیک کند و محبت و رضای الهی را جلب نماید ,رفتار اخلاقی محسوب میشود و اکنون در این روایت که از رسول خدا (ص ) نقل شده است دقت کنید :از پیامبر خدا پرسیدند :
من احب الناس الی الله (چه کسی پیش خدا از همه محبوبتر است ?)
فرمود : انفع الناس للناس (آن کس که نفعش به جامعه بیشتر برسد.)
بنابراین مفید بودن به حال انسانها و خدمت به جامعه مایه ی نزدیکی به خداوند است.
گفتار دیگری در همین زمینه از پیامبر گرامی اسلام آمده است که باید به عنوان یک اصل تربیتی در روابط اجتماعی اسلام معرفی گردد :(خلق خدا عائله ی خدا هستند ,بنابراین محبوب ترین خلق خدا پیش خدا کسی است که به عائله ی خدا نفع برساند و خاندانی را شاد کند )

  از خدا شادی و آسودگی خلق طلب

گر امید است به آسودگی خویشتنت

گرمی محفل انس دگران باش چو شمع

تا به عزت بنشانند به هر انجمنت

گر لب خویش به تحقیر کسی بگشایی

می دهد جبر زمان پاسخ دندان شکنت....(سخای اصفهانی)
با دقت در این گونه تعبیرات میبینیم که اصولا محور عواطف اجتماعی از "خود " گذشته و به "ناس "(مردم ) رسیده است.لذا با پشتوانه و مایه ای ریشه دار و شکوهمند , یعنی " خدا " بدین منظور ? چون همه ی مردم بندگان یک خدا هستند و آفریده و دست پرورده ی یک آفریدگارند و در سایه ی رحمت او زندگی میکنند ,بنابراین همه برابرند و باید یکدیگر را به جای خود ببینند و به هم خدمت کنند , با توجه به زیربنای توحید اسلامی که هدف همه ی فعالیتها و بیم و امیدها و تکیه گاهها باید خدا باشد برای رسیدن به فیض و رضای خدا باید به (خلق خدا ) خدمت کرد. به این ترتیب ,انسانسازی اسلام پایه ی صفا و صمیمیت و صداقت در خدمت را میریزد .خدمت به مردم و حسن رفتار با آنها ممکن است صرفا به خاطر مردم دوستی باشد ,ولی در این صورت ,اگر از این مردم بی مهری و بی وفائی دیده شود ,خود به خود شوق به خدمت در آدمی فرو می نشیند .

با مردم اگر ساز وفا ساز کنی

با بال و پر عاطفه پرواز کنی

بخشیده ترا خداوند دست قوی

کز کار ضعیفان گرهی باز کنی
لذا به  همین جهت است که انسان با ایمان عاشق خدمت به انسانهای دیگر است , انسان باایمان هر خدمتی از دستش برآید با شوق و رغبت انجام میدهد , دیگران بدانند یا ندانند , از او قدردانی بکنند یا نکنند.انسان باایمان که هدفش رضای خدا باشد گاهی ترجیح میدهد خدمتی را پنهانی به انجام برساند.مبادا کارش به ریا و خودنمائی آلوده گردد یا کسی را که به او خدمت کرده در خود احساس حقارت کند.خدمت او خدمتی است صادقانه ,از روی محبت قلبی نسبت به مردم و عشق درونی نسبت به خدا. او در راه نجات جامعه فداکاری و جانفشانی میکند ,وقت و امکانات دیگرش را در خدمت محرومان قرار میدهد و از این گذشت و فداکاری صادقانه لذت میبرد , چون همه را برای رضای خدا انجام میدهد.خدائی که از نیت او و خدمت او آگاه است ,چه پنهان چه آشکار.
بنابراین انسان مؤمن و باایمان انسانی است نوعدوست ,آنهم در سطحی بسیار عالی و با زیر بنایی بسیار ارزنده , زیربنایی که به نوعدوستی او آهنگی بس پاک و صادقانه میدهد و پیوندی عالی و استوار میان او و دیگران بوجود می آورد.
و سخن آخر: ? حضرت رسول اکرم (ص ) میفرمایند بدانید هرکه بین مردم و خودش انصاف و عدالت را رعایت کند خدا بر او چیزی جز عزت و کرامت نخواهد افزود.! هرکس در زمینه ی مالش با نیازمندان همبستگی و برابری را رعایت کند وخود را میزان رفتار خود با دیگران قرار دهد این چنین شخصی مؤمن واقعی است " پس آدمی همانطور که دوست دارد خود او بین مردم محترم باشد دیگران به او راست بکویند ,نسبت به او وفادار باشند ,به او کمک و یاری رسانند,حق او را رعایت کنند "مؤدب ومتواضع باشند ?اوهم باید نسبت به دیگران همین گونه رفتار کند , به آنان راست بگوید ,مؤدب باشد ,وفادار و خدمتگزاز باشد , حق دیگران را رعایت کند ,زیرا میان او و دیگران واقعا جدائی نیست......و ادامه....

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید: