سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

نتیجه ی خیانت

نتیجه ی خیانت

در زمان قدیم مردی بود که گوسفندان بسیار داشت ,وچوپانی پارسا و نیکوکار بر آنها گماشته بود چوپان هرروز گوسفندان را دوشیده و پیش آن مرد می آورد, او آب در شیر میریخت و به چوپان میداد تا بفروشد.آن چوپان چندین بار او را پند داد و نصیحت کرد که این کار را مکن و با مردم خیانت روا مدار که سرانجام آن بداست !ولی آن مرد به سخن آن چوپان گوش نمیداد و همچنان آب در شیر میریخت.تااینکه یک شب در فصل بهار در حالی که گوسفندان در کنار رودخانه آرمیده بودند,وچوپان بر سر صخره ی بلندی در خواب بود سیلی برآمد و همه ی گوسفندان را با خود برد.
چوپان به شهر آمد و این بار دست خالی و بی شیر نزد صاحب گوسفندان رفت , آن مرد پرسید که چرا شیر نیاوردی ,چوپان گفت : ای خواجه بارها تو را گفته بودم که آب در شیرمریز , اکنون آن آبها که به جای شیر به مردم داده بودی همگی جمع شد و حمله آورد و گوسفندان تو را برد.
نکوهش مکن چرخ نیلوفری را
برون کن زسر باد خیره سری را
چو توخود کنی اختر خویش را
مدار از فلک چشم نیک اختری را.....

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید: