سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

نعمت و بلا در فقر و غنا

فقر غنا

مطلب این است که هریک از فقر و غنای ظاهری یعنی دارائی و تهی دستی دو قسم است و گاهی بلاست ?!
گاهی میشود که خداوند به انسان مالی میدهد که چون شخص اهل احسان است , انفاق مینماید و صله ارحام میکند .این مال نعمت است که خدای تعالی سبب عبادت را در دسترسش قرارداده است . گاه ممکن است که سبب بلا گردد و زیادتی مال سبب دوری از خدا شود ! این را هم عرض کنم که مال زیاد نوعا بلاست کمتر میشود که انسان جان سالم بدر ببرد به علاوه اموال زیاد موجب سنگینی بار تکلیف است اگر از ارحامش کمک نکرد عندالله مسئول است حدیث شریفی در دارالسلام نقل نموده مختصرا. آنکه در بنی اسرائیل مالداری بود که روزی طعامی پخت و عده ای از ممتکنین را دعوت کرد دو نفر از فقرا و محتاجین از در خانه رد شدند !دیدند بوی طعام بلند و درب خانه باز است این دو فقیر هم آمدند لکن دست رد بر سینه ی آنان زدند و انها را بیرون کردند ! در همان وقت خدای تعالی صاعقه ای فرستاد و همه ی اهل خانه هلاک شدند.خلاصه خطرات مال زیاد است ,هرچه زیادتر شد حرص و ولع زیادتر میشود. تا کمتر است بهتر انفاق میکند ?خطر دیگر دل بستن به آن و انس به ان است که انسان را از سعادت محروم میکند.
انسان که دوقلب ندارد دلخوشی او به یک چیز است دلی که به پول بسته شد کجا به ذکر خدا انس دارد ? کجا شیرینی ذکر را درک میکند.دیگر از اثرات سوء مال سختی جان کندن است چطور میتواند از معشوقش جدا گردد ولی جدایش میکنند ! بدترین بدبختی ها این است که خطر مردن با بغض الهی برای این قبیل اشخاص زیاد است چون میبیند خدای تعالی او را از محبوبش جدا میکند.ازهمه ی اینها گذشته خطر وقوف در میزان عدل است. روز قیامت که (فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب ) لذا غنی و فقیری که هر دو اهل سعادت وبهشت باشند فقیر به نصف روز قیامت زودتر به بهشت میرود , البته نصف روزی که هزار سال میشود " سوره ی سی و دو آیه چهارم " دو کشتی که به گمرک می آید. یکی پر و یکی خالی کدامیک معطلی حسابش بیشتر است ? روایت بخوانیم بهتر است ?! در وقتی که حضرت خاتم الانبیاء ص با اصحاب در صحرا به شخصی که صاحب گله بود رسیدند و از او شیر خواستند که خریداری نمایند.این شخص بی سعادت بخل کرد و گفت مال قبیله است حضرت دعا فرمود که خدایا مالش را زیاد کن رسیدند به دیگری به همین ترتیب اما ادب کرد شیر آورد و عرض کرد اگر باز هم میخواهید تا بیاورم حضرت دست به وعا برداشت که خدایا به محمد و آل مؤمنین به اندازه ی رفع حاجتشان بفرما.
اصحاب عرض کردند یا رسول الله برای هردو دعا کردید.انکه بخل ورزید دعاکردید خدا مالش را زیاد کند اما به این شخص به اندازه ی رفع حاجتش خدا به او عنایت کند فرمود مال زیاد بلاهم میشود. علامتش آن است که اگر با زیاد شدن مال تواضع و احسان او بیشتر شد این مال نعمت است و اگر بلعکس با زیادتی مال تکبر و بخل او بیشتر شد بلاست وازاین قسم است که میفرماید یا مولا اگر دنیا به تو رو کرد بگو گناهی از من سرزده که حالم این طور شده..... فقر هم دو قسم است یکی نعمت است و یکی بلا علامتش صبر است اگر باصبر توأم بود تحمل کرد و شکر کرد و راضی بود پس معلوم میشود که خدای تعالی میخواهد او را همدوش انبیاء کند.خداوند میخواهد مردنش را آسان کند خدا میخواهد دلشکسته ای پیدا کند در قیامت معطل نشود.اما اگر فقر با بی صبری و نارضایتی توأم بود مصداق حقیقی آیه (خسرالدنیا والاخره ذالک هو الخسران المبین )است !
حدیثی از یکی از علمای منقول است که یک نفر اعرابی وارد مدینه شد و از کریمترین افراد سؤال کرد ? گفتند حسین ابن علی علیه السلام است . خدمت حضرت آمد و عرض کرد , دیه ی کامله ی یک نفر بر ذمه ی من است (که هزار دینار است یعنی هزار مثقال طلا ) به شما پناهنده شده ام.حضرت فرمود سه مسئله از تو میپرسم اگر هر سه را جواب دادی تمام دین تو را میپردازم اگر دوتا را گفتی دوثلت و اگریکی ثلث دینت را میپردازم.عرض کرد آقا دانایی مثل تو از من نادان بیابانی سؤال کند من چه میتوانم جواب دهم (یک ) بخشش به اندازه ی دانش است....فرمود بگو ببینم راه نجات از هر شدتی چیست ?عرض کرد تکیه به خدا حضرت اورا تصدیق فرمود و مدحش نمود و فرمود آری این راه نجات است. بعد سؤال کرد که زینت انسان چیست عرض کرد به علمی که با حلم توأم باشد فرمود اگر علم با حلم نباشد.عرض کرد غنائی که با کرم همراه است ,فرمود اگر این هم نباشد عرض کرد فقری که باصبر توأم باشد و شاهد ماهم در همین جمله است ?خوش به حال چنین شخصی !چنین نعمتی حساب ندارد فرمود اگر این هم نباشد عرض کرد صاعقه ای بیاید و او را آتش بزند.حضرت فرمود درست گفتی آنوقت امر فرمود هزار مثقال طلا به او بدهند.اهلیت هم داشت مرد با کمال بود به علاوه انگشتری که دویست درهم قیمت داشت به او مرحمت کرد.
در بین عوام مصطلح است که هرگاه کسی مالش زیاد شود و دنیا به او روی آورده میگویند 

در اثر حسن نیت او بوده که خدا مال او را زیاد کرده اما این فکر غلط است , یعنی کلیت ندارد تو چه اطلاع داری که این شخص چون مورد لطف خدا بوده مالش زیاد شده ,شاید از قسم دوم باشد که عرض شد بلاست.روز به روز بیشتر اسباب هلاکتش فراهم آمده است ! گفته شده که غنا گاهی لطف است و گاهی قهر و روی کار پرده است بلی علامت دارد همانطور که عرض شد کما اینکه در سوره ی توبه خداوند میفرماید (ای پیامبر ما به عجب درنیاورد تو را اموال و اولاد کفار اینها برای زیادتی عذاب آنها ست هرچه مالش بیشتر شود در آتش. حرص و بخلش بیشتر میشود ) الان هر قدر شما طالب دنیا باشید اغنیا چندین برابر شما طالب دنیا هستند.
این را که عرض کردم برای آن است که انسان بایستی در هرحال ترسناک باشد اگر یک وقت مال به دستت آمد. بترس از اینکه مبادا برایت بلا باشد پس سعی کن که بخل نکنی نماز جماعت را ترک نکنی با فقرا رفت و آمدت را قطع نکنی یعنی با آنها. تکبر نورزی مثل قبل از مالدار شدنت باشی چه اشخاصی که اهل نماز جماعت و عبادت بودند تا مالی به دستشان آمد دیگر این امور را رها کردند !!!!!
عمرخود ضایع مکن در کسب مال
سعی کن در کسب عرفان و کمال
مال به اندازه تأمین. میکند
زائدش بار تو سنگین میکند
هرعمل را انعکاسی و جزاست
پایه ی قانون حق بر این بناست

منبع شهید دستغیب.ترخیص از کتاب نگاهی بر سخنان و اندیشه های بزرگان.تالیف سعید شیرانی (کیوانپور )

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید:

پیام شهرام

بسیار عالی بود.