سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

سیمای پرهیز کاران

سیمای پرهیز کاران

اخلاقی اجتماعی ?
نهج البلاغه خطبه صدو نود و سه ترجمه محمد دشتی !

یک : سیمای پرهیزکاران !
پس از ستایش پروردگار : همانا خداوند سبحان پدیده ها را در حالی آفرید که از اطاعتشان بی نیاز , و از نافرمانی آنان در امان بود ,زیرا نه معصیت گناهکاران به خدا زیانی میرساند و نه اطاعت مؤمنان برای او سودی دارد. روزی بندگان را تقسیم , و هرکدام را در جایگاه خویش قرار داد. اما پرهیزکاران ! در دنیا دارای فضیلت های برترند , سخنانشان راست ,پوشش آنان میانه روی , و راه رفتنشان با تواضع و فروتنی است.چشمان خود را بر آنچه خدا جرام کرده می پوشانند , و گوشهای خود را وقف دانش سودمند کرده اند ,و در روزگار سختی و گشایش ,حالشان یکسان است. و اگر نبود مرگی که خدا بر آنان. مقدر فرموده , روح آنان حتی به اندازه ی برهم زدن چشم در بدنها قرار نمی گرفت.از شوق دیدار بهشت ,و از ترس عذاب جهنم. خدا در جانشان بزرگ و دیگران کوچک مقدارند.بهشت برای آنان چنان است که گوئی آن را دیده و در نعمت های آن به سر میبرند. وجهنم را چنان باور دارند که گوئی آن را دیده و در عذابش گرفتارند.دلهای پرهیزکاران اندوهگین ,و مردم از آزارشان. درامان , تن هایشان لاغر و درخواست هایشان اندک ,و نفسشان عفیف و دامنشان پاک است.
در روزگار کوتاه دنیا صبر کرده تا آسایش جاودانه ی قیامت را به دست آورند, تجارتی پرسود که پروردگارشان فراهم فرموده. دنیا میخواست آنها را بفریبد ,اما عزم دنیا نکردند ,میخواست آنها را اسیر خود گرداند که با فداکاری کردن جان ,خود را آزاد. ساختند.

دوم ? شب پرهیزکاران. )
پرهیزکاران در شب ایستاده مشغول نمازند ,قرآن را جزء جزء و با تفکر و اندیشه میخوانند ,باقرآن جان خود را محزون وداروی درد خود می یابند.
وقتی به آیه ای برسند که تشویقی در آن است با شوق و طمع بهشت به آن روی آورند و با جان پر شوق در آن خیره شوند , و گمان میبرند که نعمت های بهشت برابر دیدگانشان قرار دارد ,و هرگاه به آیه ای میرسند که ترس از خدا در آن باشد گوش دل به آن میسپارند ,و گویا صدای برهم خوردن شعله های آتش,در گوششان طنین افکن است , پس قامت به شکل رکوع خم کرده ,پیشانی و دست و پا یر خاک مالیده , و از خدا آزادی خود را از آتش جهنم می طلبند.

سوم? روز پرهیزکاران )
پرهیز کاران در روز ,دانشمندانی بردبار ,و نیکوکارانی باتقوا هستند که ترس الهی آنان را چونان تیر تراشیده لاغر کرده است.کسی که به آنها می‌نگرند.
می پندارند که بیمارند ,اما آنان را بیماری نیست , و می‌گوید, مردم در اشتباهند ! درصورتی که آشفتگی ظاهرشان ,نشان از امری بزرگ است. از اعمال اندک خود خوشنود نیستند ,و اعمال زیاد خود را بسیار نمیشناسند.نفس خود را متهم می کنند و از کردار خود ترسناکند.
هرگاه یکی از آنان. را بستایند ,از آنچه در توصیف او گفته شد در هراس افتاده میگوید :من خود را از دیگران بهتر میشناسم وخدای من ,مرا بهتر از دیگران میشناسد. بارخدایا مرا بر آنچه میگویند محاکمه نفرما ,و بهتر از آنم قرار ده که میگویند ,و گناهانی که نمی دانند بیامرز.

چهارم. نشانه های پرهیزکاران :)
ویکی از نشانه های پرهیزکاران این است که اورا اینگونه میبینی ? در دین داری نیرومند ,نرم خو و دور اندیش است ,دارای ایمانی پر از یقین ,حریص در کسب دانش ,با داشتن علم بردبار ,در توانگری میانه رو ,در عبادت فروتن ,در تهیدستی آراسته, در سختی ها بردبار ,اعمال نیکو انجام میدهدوترسان است , روز را به شب میرساند با سپاسگزاری ,وشب را به روز می آورد با یاد خدا , شب می خوابد اما ترسان ,و برمیخیزد شادمان , ترس برای اینکه دچارغفلت نشود , و شادمانی برای فضل و رحمتی که به او رسیده است.اگر نفس او در آنچه دشوار است ,فرمان نبرد , از آنچه دوست دارد محرومش میکند.روشنی چشم پرهیزکاران در چیزی قرار دارد که جاودانه است , و آن را ترک میکند که پایدار نیست ,بردباری را باعلم و تدبیر , و سخن را با عمل , در می آمیزد.
پرهزگار را میبینی که در آرزویش نزدیک ,لغزش هایش اندک ,قلبش فروتن ,نفسش قانع ,خوراکش کم ,کارش آسان, دینش حفظ شده ,شهوتش در حرام مرده و خشمش فرو خورده است ,مردم به خیرش امید وار , و از آزارش در امانند. اگر در جمع بی خبران باشد نامش در گروه یاد آوران خدا ثبت میگردد ,واگر در یاد آوران باشد نامش در گروه بی خبران نوشته نمیشود.ستمکار خود را عفو میکند ,به آنکه محرومش ساخته می بخشد , به آنکس که با او بریده می پیوندد.از سخن زشت دور , و گفتارش نرم , بدی های او پنهان ,و کار نیکش آشکار است. نیکی های او به همه رسیده , آزار او به کسی نمیرسد , در سختی ها آرام, درناگواری ها برد بار و در خوشی ها سپاسگزار است. به آنکه دشمن دارد ستم نکند , و نسبت به آن که دوست دارد به گناه آلوده نشود.پیش از آنکه بر ضد او گواهی دهند به حق اعتراف میکند , وانچه را به او سپرده اند ضایع نمی سازد , و آنچه را به او تذکر داده اند فراموش نمی کند ,! مردم را با لقب های زشت نمی خواند ,همسایگان را آزار نمیرساند ,در مصیبت های دیگران شاد نمیشود و در کار ناروا دخالت نمی کند و از محدوده ی حق خارج نمیشود. اگر خاموش است ,سکوت او اندوهگینش نمی کند , و اگر بخندد آواز خنده ی او بلند نمی شود و اگر به او ستمی روا دارند صبر میکند ,تا خدا انتقام اورا بگیرد. نفس او از دستش در زحمت ولی مردم در آسایشند. برای قیامت خود را به زحمت می افکند ,ولی مردم را به رفاه و آسایش میرساند.دوری او از برخی مردم ,از روی زهد و پارسایی ,و نزدیک شدنش بابعضی دیگر از روی مهربانی و نرمی است. دوری او از تکبر و خود پسندی , و نزدیکی او از روی حیله و نیرنگ نیست.?! (سخن امام که به اینجا رسید ,ناگهان همام ناله ای زد وجان داد. امام فرمود :) سوگند به خدا من از این پیشامد بر همام میترسیدم. سپس گفت : ایا پندهای رسا با آنان که پذیرنده ی آنند چنین میکند ?شخصی رسید و گفت چرا باتو چنین نکزد ?. امام پاسخ داد :وای برتو ! هر اجلی وقت معینی دارد که از آن پیش نیفتد و سبب مشخصی دارد که از آن تجاوز نکند. آرام باش و دیگر چنین سخنانی مگو , که شیطان آن را بر زبانت رانده است.
آن شخص با تفکرات شیطانی می خواست بگوید : آنچه را به همام گفتی واقعیت ندارد و گرنه در جان تو نیز اثر میکرد ?که امام فرمود : این سخن از شیطان است , زیرا هرکس توان و قدرت تحمل خاصی دارد.

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید: