سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

تعریف ساده زیستی از نگاه نهج البلاغه

ساده زیستی

یکی از خطرات بزرگی که سعادت آدمی را یکباره نابود میکند و دنیا و آخرت او را به تباهی میکشد و انسان را از هدف اصلی آفرینش غافل میسازد زندگی تشریفاتی , افزون طلبی و تجمل پرستی است . این افزون طلبی که چون غاری بیکران و اعتیادی هر لحظه رو به افزایش و وسوسه دردسر انگیزی بی نهایت میباشد نه تنها سعادت آخرت را از دست ما میگیرد بلکه خوشی دنیا و راحتی زندگی و اسایش روحی و آرامش فکری را نیز از ما میگیرد و در کشاکش امواج خویش آئینه ی باصفای دل را هم میشکند و آن را به باد فنا میدهد , وآدمی را در آن طریق به جایی میرساند که نه راهی ازپیش دارد و نه راهی ازپس ,در برخی روایات ,دنیارا به بحر مواج مانند ساخته که هزاران هزار تشنه به سراغ آن رفته و لحظه به لحظه برتشنگیشان افزوده و سرانجام در این دریای آدمی خوار غرق گشته اندو برای ابد نابود و محو شده اند.
بی تردید منظور از امثال این روایات ?افزون طلبی های جاهلانه و تجمل پرستیهای سفیهانه است که چون سرابی کشنده باجلوه ی دروغین خویش دسته دسته نااگاهان و خامان را از راه بدر برده و سوی خویش کشانده و سرانجام بی آنکه به آبی برسند آنها را نابود کرده است.?
اگر از موفقیت های معنوی و کمالات اخروی هم صرف نظر کنیم , می‌بینیم پای بند به تشریفات و تجملات و رنگارنگ بودن زندگی در راه موفقیت های دنیوی نیز مانعی بزرگ و سدی مزاحم است. شما زندگی مخترعان و دانشمندان موفق و پرعظمت را مطالعه کنید خواهید دید که یکی از رموز پیشرفت آنان ساده زیستی و کم علاقگی آنان به مادیات بوده است ,زیرا اگر هواها و هوسها بال و پر انها را می‌بست این افتخارات و بلندپروازی نصیبشان نمی‌شد.
ناز پرورده تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه ی رندان بلاکش باشد.
حتی افرادی که در میدان سیاست به اهنگ رهائی ملت خویش قدم نهاده اند فوق العاده بی تکلف زندگی میکردند. مثلا اگر گاندی , دنیاپرست و هوس یاز بود و مجذوب تجملات اعیانی بود هرگز نمیتوانست ملت بزرگ هند را از زنجیر اسارت دیرین برهاند.
تعبیرات گوناگون و آموزنده. نهج البلاغه در این زمینه ? این است که می‌بینیم حضرت علی (ع ) خود ساده و بی تکلف زندگی میکند و در کلمات خویش ساده زیستی را که سرچشمه ی آسایش و پیشرفت است به ما می آموزد و از این حقیقت سعادت بخش گاه به لفظ "اقتصاد " در زندگی و گاه به واژه ی "قناعت " و گاه به کلمه ی رضا به حد کفاف , تعبیر فرموده و فلسفه ی ساده زیستی را با حکمتی استوار و دلائلی آموزنده. برای ما بیان میفرماید.
قناعت نیز این عظمت را به انسان میبخشد که هیچگاه گرد سؤال بر چهره ی مناعت طبع او نمنشیند و به هیچ کس نیاز پیدا نمی‌کند با این تفاوت که متمول را هر لحظه بیم زوال نعمت و اندک اندک تهی شدن خزانه و یا به سرقت رفتن اموال ,در کار است به خلاف خردمند قانع که نعمت او زوال ناپذیر و خزانه او جاودان , ! القناعه مال لاینفذ ?
قناعت ثروتی است که چندان که مصرف کنی هرگز نقصان نپذیرد و کاستی نگیرد , و در جایی دیگر آنرا از امتیاز چشمگیر پیامبران میشمارند و می‌گویند.: پیامبران اگرچه به ظاهر در چشمها ضعیف جلوه کنند لکن خداوند آنان را عزمی استوار و اراده ای آهنین بخشیده است و موهبت قناعت به آنان داده است .قناعتی که چشمها و قلبها را از توانگری پر میکند ! دلها و دیده ها را خیره میسازد.?ودر جائی دیگردر حق آنکس که برسر دامن قناعت دارد دعای خیر کرده و چنینش ستوده است: خوشا به حال آن نیک بخت که بازگشت به حق راهمواره بیاد داشته باشد وهم امروز برای روز حساب کارو کوشش کند و خویش را به اندازه ی کفایت در خرج کردن وادارد.. ?ودرجائی دیگر مارا سخت از زیاده طلبی برحذر میدارد که : ولاتسئلوا فوق الکفاف ولا تطلبوا منها اکثر من البلاغ : از جهان بیش از حد کفاف مخواهید و فزونتر از توشه ای که شمارا به مقصد رساند نطلبید. در جائی دیگر انسان مقتصد وقانع را مستقل و آزاد بی‌نیاز می‌شمارد که !ماعال من اقتصد " آنکس که اقتصاد پیشه کند هرگز عیال کسی نخواهد شد و به تهی دستی گرفتار نخواهد شد.واین سخن باهمه کوتاهی الفاظ بلندی شگرفی از معنی و عمق را در خود نهفته دارد چه آنکه سخن عمومیت دارد که تنها خطاب به یک فرد نیست بلکه دائره این سخن اجتماعات را نیز در بر میگیرد , واجتماعی که مسرف و تشریفاتی نباشد و میانه رو و مقتصد باشد , همواره خودکفا خواهد بود.
آری نعمت استقلال و بی نیازی و قطع وابستگی تنها در سایه زندگی اقتصادی و قناعت ورزیدن به دارائی خویش میسر خواهد بود.
فلسفه ساده زیستی ?
در آنچه از سخنان حضرت علی (ع ) یاد کردیم ظریفانه راز عظمت مطلب و فلسفه ساده زیستی و حکمتهای گوناگون آن بیان گردیده بود که در زیر به برخی ازآن. اشاره میکنیم و میگذریم.:
یک ) از فوائد بزرگ ساده زیستی متکی بودن به خویش و استقلال در تمام زمینه هاست زیرا جامعه ای که به اشرافی گری و اسراف خوگیرد و همچنان نازپروری و اسراف و تجمل را پیشه سازد بناچار روزی عیال و ناخوار دیگری خواهد شد, و به ناگزیر دست نیاز خویش را به بیگانگان دراز خواهد کرد و حیثیت و شرافت و استقلال خویش را به خطر خواهد انداخت , و خلاصه جامعه ای وابسته و اسیر خواهد بود.
پیداست که جامعه ی وابسته به هر قدرتی در سیطره ی همان قدرت قرار خواهد گرفت و چون فرزندی که عیال ونانخور پدر است :درافکار و عادات و آداب و فرهنگ و سیاست و غیره تابع و پیرو آن قدرت خواهد گشت و استقلال , اراده و آزادی از آن جامعه بکلی رخت خواهد بست , و هنگامی که استقلال جامعه ای از دست رفت آزادی و شرافت و اصالت آن نیز از میان خواهد رفت.
آری وابستگی و مصرفی بودن جز زبونی و اسارت و بردگی چیزی به همراه نخواهد داشت.
دوم ) یک جامعه یا یک فرد مقتصد وقانع هیچ وقت به سختی و بینوائی دچار نمیگردد و فقر و فلاکت در آن جامعه ریشه کن میشود , چنین انسان یا جامعه ای در دام وام و قرض نمی افتد.زیرا نیاز است که انسان را به وام خواستن و التماس کردن و خجلت کشیدن و سربزیر ماندن وا میدارد و چون خرسندی به زندگی ساده ریشه ی نیاز را برآورد. جائی برای وام و ننگ آن باقی نمی‌ماند.
سوم ) در پرتو ساده زیستی ,گمشده واقعی که آسایش و راحتی است بدست می‌آید. مگر نه این است که همواره انسان به دنبال راحتی و آسایش میگردد تا در پناه آن زندگی خوش و خرمی داشته باشد ?مگر نه این است که در جستجوی این گمشده ,بشر آنهمه تکاپو میکند و روزو شب آرام نمیگیرد ? مگر نه این است که هدف انسان از تجملات و فزون طلبی ,رسیدن به آسایش است ? مگر نه این است که بشر به غلط ,این گمشده را در جمع ثروت و مال میبیند ? پس همان بهتر که بی تجمل و دردسر , به قدر کفاف قناعت ورزد وساده زندگی کند تا باخیال راحت به گمشده ی خویش دست یابد و این فلسفه را علی (ع ) در حکمت 371به خوبی و روشنی بیان داشته و راه را به ما نشان داده است.
چهارم ) چهارمین فایده ساده زیستن راه یافتن به پاکی و پاکیزگی و دوری از آلودگی ها و پلیدیهاست که خداوند میفرماید. و دیدیم که علی (ع )حیوته طیبه وزندگی پاک راهمان زندگی آمیخته. باقناعت میداند که خدا به پاداش ایمان مؤمن و عمل صالح او موهبت قناعت را در زندگی دنیا نصیب او میکند.
کسی که فزون طلب بوده واز مرز قناعت بگذرد ثروت همه ی دنیا او را سیر نخواهد کرد. و اینجاست که در طریق بدست آوردن. زندگی هرچه رنگین تر و ثروت هرچه بیشتر به انواع آلودگی ها از رشوه و اختلاس و ربا و دروغ و حیله و تزویر و ستم و تجاوز و خیانت و غیره دچار خواهد شد و عصمت روح خود را پاک خواهد ساخت که فزون طلبی و اشرافی زیستن از حب شدید و شیفتگی به دنیا سرچشمه میگیرد و دلبستگی شدید به دنیا مایه همه ی گناهان و آلودگیهاست. ! حب الدنیا راس کل خطیئه"........ و همچنان ادامه دارد !!!!!!!..منابع. نهج البلاغه.. حجت الاسلام بهجتی. نگارش سعید شیرانی (کیوانپور )

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید:

پیام

بسیار عالی بود.