سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

خود فراموشی و جمله عیوب آن

خود فراموشی

شکی نیست که ارزش انسان و امتیاز او بر سایر حیوانات به ادراکات و شناخت های اوست و در همین رابطه امام علی علیه السلام میفرماید : (قدر کل امرء ما یحسنه ) انسان به اندازه ای که می داند ارزش دارد و هرچه دانسته ها و شناختها و ادراکات انسان بیشتر باشد در حقیقت انسانیت انسان فزونی یافته :
موضوع مورد بحث خود فراموشی است .چرا که ? الاقول استاد فلسفی ) خود فراموشی از جمله عیوب بزرگ معنوی و یکی از بیماریهای خطرناک اخلاقی است.
آدمی بر اثر این مرض دچار فرومایگی و دئانت روحی میگردد , انسانیت را از یاد میبرد ,از شرافت نفس غافل میشود ,به ندای وجدان اخلاقی بی اعتنا می گردد,وسجایای انسانی را ناچیز میشمرد.چنین انسانی در معرض انواع آلودگی ها و سیئات اخلاقی قرار میگیرد و همواره در مسیر انحطاط و سقوط پیش روی میکند.او در گفتار و رفتارخویش مطیع هوای نفس و تمایلات غریزی است و در کارهای غیر انسانی وخلاف اخلاق , لاابالی و بی باک , به حق و فضیلت ارج نمی نهد , عدل و انصاف را نادیده میگیرد , و به آسانی مرتکب گناه و ناپاکی می شود , و برای رسیدن به شهوات و تمنیات نفسانی به زشت ترین عمل دست میزند ,شرف انسانی را پایمال می‌نمایند. وخویشتن را از اوج انسانیت به حضیض حیوانیت تنزل میدهد. حضرت علی (ع ) میفرماید.:برای شخص عاقل ,مذموم و ناپسند است که به خلق و خوی حیوانی گرایش پیدا کند با آنکه میتواند انسان باشد و خویشتن را به مکارم اخلاق و سجایای انسانی متخلق سازد.
خود فراموشی مجازات کسانی است که از آفریدگار جهان غافل میشوند ,خدارا فراموش میکنند , مسئولیت خویش را در پیشگاه الهی از یاد میبرند , سنن تکوینی و تشریعی پروردگار را نادیده می گیرند ,و از برنامه های تعالی و تکامل , سرباز میزنند .
امام صادق (ع) میفرماید : کسی که به حقیقت در یاد خداوند است مطیع و فرمانبردار خواهد بود و آنکس. که از خدا غافل است عاصی و گناه کار ? اطاعت نشانه ی هدایت است و معصیت علامت گمراهی و منشاء این هر دو ,یاد خدا بودن و از خدا غافل شدن است.یاد خدا از سرمایه های پر ارج انسانی است که به فرمان آفریدگار با سرشت بشر آمیخته و در روایات اسلامی از آن به معرفت فطری تعبیر شده است.
هر صفت عیبی که در ممکنات دیده میشود بازگشت آن به نقطه ضعف و نقایص امکانی است و نقص در ساحت اقدس خداوندی روانیست.چرا که خداوند عالم است به همه چیز گذشته , آینده و حال و آنچه ظاهر و پیدا و آنچه در باطن و مخفی است همه در پیش او واضح و هویدا است ذره ای از ذرات عالم از علم او مخفی نیست.زیرا که قوام و هستی موجودات بسته به وجود اوست و او محیط بر تمام کاینات و مربی تمام موجودات است و تربیت نظام عالم بدون آنکه. مربی او عالم به جزئیات و خصوصیات آن باشد محال است انجام گیرد و نیز یکی از خصوصیات واجب الوجود علم اوست به تمام موجودات زیرا که معنای واجب الوجودی بر جاهل و نادان صادق نیست یعنی اگر عالم نباشد ممکن الوجود میشود نه واجب الوجود.
لذا افراد الهی عقیده دارند بشر آفریده پروردگار حکیم است و از حکیم عمل لغو و بیهوده صادر نمیشود.تمام اعضاء و جوارحی که آفریدگار دانا در ساختمان آدمی بکار برده و همه ی قوائی که به وی اعطا نموده است معلل به اغراض حکیمانه و به منظور تأمین نیازهای گوناگون اوست و هر یک از آنها. به نوبه ی خود در سعادت مادی و معنوی انسان سهمی دارد.
خداوند بشر را مختار آفریده‌ است. در کارهای ارادیش به وی آزادی عمل داده ,و گزینش راه تعالی و تکامل یا پستی و انحطاط را به عهده خودش واگذار کرده است.از یک طرف اورا مانند حیوان به قوای مادی و غرائز طبیعی مجهز نموده و به وی خود دوستی , تمایل جنسی , حب اولاد ,برتری جوئی ,لذت طلبی , خواهش انتقام , و دیگر تمایلات حیوانی اعطا کرده است.تا بدین وسیله زندگی مادی خویش را اداره کند و به حیات فردی و نوعی خود ادامه دهد ,و از طرف دیگر برای آنکه خود را انسان بسازد و به کمال لایق خویش دست یابد ذخائر گرانقدر انسانی را در نهادش مستقر ساخته و از نیروهای پر ارج انسانی برخوردارش نموده است. به او معرفت فطری داده است تا به کشش باطنی و جازبه ی روحانی متوجه خدا شود و در یاد آفریدگار خود باشد. به او عقل اعطا کرده است تا با اعمال آن خیر و شر خود را بشناسد و صلاح را از فساد تمیز دهد , به او وجدان اخلاقی عنایت نموده تا بدون معلم و مربی امهات فضائل و رذائل را تشخیص دهد و فرمان و وجدان را که ندای انسانیت است در معاشرت با مردم رعایت نماید.
به او تمایلات عالی انسانی افاضه کرده تا خود را به مکارم اخلاق متخلق سازد و از شرافت نفس و تعالی روح برخوردار گردد.به علاوه پیامبرانی را فرستاده تا وظایف مردم را در تمام موارد بیان کنند.حس مسؤلیت را در نهادشان بیدار نمایند و آنان را به مسیر انسانیت سوق دهند.
اگر اشخاص از آزادی خود به درستی بهره برداری نمایند و با توجه شؤون مادی و حیوانی جنبه های معنوی و انسانی را نیز مورد برسی قرار دهند ,ندای عقل و وجدان را از درون و ندای پیامبران را از برون بشنوند و خود را طبق برنامه های الهی بسازند انسان میشوند و مدارج عالی کمال را می پیمایند اگر از آزادی سؤاستفاده شود , انسانیت را سرکوب نمایند , پیرو هوی وتمایلات غریزی خویش گردند ,و تمام توجه خود را به شهوت و امور مادی معطوف دارند دچار انحطاط و سقوط میگردند. و از حیوان پست تر میشوند..چون این قبیل افراد نه تنها ارزش معنوی و شرافت نفس خویش را پایمال میکنند بلکه ممکن است بر اثر خود فراموشی به درنده خوئی گرایش یابند. بی پروا به حقوق و حدود دگران تجاوز کنند ,و از تیره روزی و بدبختی آن خشنود گردند.
حضرت علی (ع ) میفرمایند : کسی که خدا را فراموش کند خدا هم اورا دچار خود فراموشی مینماید و چشم بصیرتش را نابینا میسازد !:
ودرکل ارزش انسان مساوی است با مقدار شناخت های او ?..و ادامه دارد :
منابع.. اندیشه های بزرگان تالیف سعید شیرانی (کیوانپور ) و استاد فلسفی 

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید: