سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

جواب سنجیده

جواب سنجیده

روزی کریم خان زند در دیوان مظالم نشسته بود و شکایت شاکیان را گوش میداد و برای رفع ستم از آنان, فرمانهایی صادر میکرد !در پایان روز ,درحالی که سخت خسته بود قصد مراجعت داشت که ناگهان فریاد مردی را شنید که طلب انصاف میکرد.کریم خان از او پرسید : کیستی ? آن شخص گفت !مردی تاجر هستم و دزدان آنچه داشتم از من دزدیدند.
کریم خان پرسید :وقتی که آنان مشغول دزدی بودند ,تو چه میکردی ?
تاجر جواب داد : خوابیده بودم.
کریم خان گفت : چرا خوابیده بودی ?
تاجر گفت : از آن سبب که فکر میکردم تو بیداری :
کریم خان را از این جواب خوشش آمد و رو به وزیر کرد و گفت قیمت مال این شخص را بدهد. ما باید مال را از دزد بگیریم.

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید: