سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

انوشیروان

انوشیروان

انوشیروان ظالم مالیاتی بر زمین ها بست و دستور داد در جلسه ای که همه ی رجال مملکت بودند ,برای نظرخواهی بخوانند. همه از ترس شاه ساکت ماندند ! مردی از میان دبیران (نویسندگان ) برخواست که نه از معروفان بود ,گفت : ای ملک ? خراج بماند و مردم فانی شوند چیز باقی را بر چیز فانی چگونه توان نهاد ?! اکنون بر زمین آبادان , خراج نهی ,فردا پس از این عصر آن زمین ویران شود و آن خراج بر وی بماند. انوشیروان برآشفت وگفت : ابلهی میکنی و هرزه میگوئی ?! سپس گفت. : از کدام مردمی ? گفت از دبیرانم.
گفت این دبیران فضول و یاوه سرا باشند و حکم داد , دوات بر سر او زنند تا جانش از تن به در رود !!
دبیران ستم پذیر که در انجمن بودند همی دوات بر سر او کوفته و گفتند : ای ملک : ما از این سخن بیزاریم , رای همان است که پادشاه گفته و نیک عدل کرده است و ما پذیرای آنیم.

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید: