سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

ادب و تربیت

ادب و تربیت

  بسم الله الرحمن الرحیم 

روانشناسی ادب و تربیت

saeidkeyvanpur@gmail.com

http://www.keyvanpur.ir

 سپاس و ثنای بی حد بر آستان صفات بی همتای احدیت که در کمال رافت و در نهایت عطوفت رخصت سخن گفتن بر بندگان خود عطا فرموده است....

عنوان مقاله:روانشناسی ادب و تربیت

  مقاله حاضر بر اساس پژوهش های علمی دانشمندان و روانشناسان حاذق  در زمينه ی مسائل تربیتی جهت پیشرفت و توسعه ی علوم تربیتی و اجتماعی تنظیم گردیده است و مقصود نویسنده(سعید کیوانپور) از آن مطالب به زبانی ساده و قابل حس برای همگان بیان شود . انشاالله که مورد قبول عزیزان واقع گردد. 

سخن را باقطعه شعری از استاد سخای اصفهانی شاعر گرانمايه و استاد ادب و معرفت از شهر هنر و اندیشه ی  استان اصفهان آغازمینمایم.

یا رب هر آنچه لب به سخن باز میکنم

هر جمله را به نام تو آغاز میکنم

با حرمت تو سوی قلم دست می برم

با رخصت تو ساز سخن ساز میکنم

لبریز می شوم ز تو ، چون با زبان دل

راز درون خود به تو ابراز میکنم

  همانگونه که دوستان مطلع میباشند؛ کلمه ی ادب در لغت به معنای زیرکی و کیاست آمده است.وقتی سخن از ادب به میان می آید  نوعی رفتار خاص و منطقی با افراد پیرامون از کوچک و بزرگ و آشنا و بیگانه در نظر می آید.این رفتار که از تربیت شایسته نشات می گیرد به نحوه ی سخن گفتن ، راه رفتن ، معاشرت ، درخواست سوآل ، جواب ، و غیره مربوط میشود ؛ زیرا ادب هنری آموختنی است ، و بهره گیری از آن ارمغانی الهی در مسیر بالندگی و بزرگی محسوب میگردد.همانطور که اشا ره شد  کلمه ی ادب به معنای  زیرک آمده است یعنی هر کس  که حدود و اندازه هر چیزی را نگه دارد  به او میگویند با ادب است . اگرچه پیش خردمند خامشی ادب است....به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی؟ در این خصوص یکی ازآفت های خطرناک برای روح انسان"خود برتر بینی"است. زیرا که این صفت در روایات با تعبیر "عجب"هم یاد شده است.کسانی که این صفت را دارند؛ خود را از همه بهتر ، خوبتر، خالصتر، داناتر، و نیکوکارتر میدانند. از این رو پیوسته به بدگویی و غیبت دیگران میپردازند و از عیوب خویش غافل میباشند. از همه ایراد میگیرند و لی حاضر نیستند کسی از آنها انتقاد کند،چون خود را بی عیب میدانند؟نقطه ی مقابل این صفت که اشاره شد ادب است ،زیرا ادب هنری است که همه را بهتر و برتر از خود پندارد و در نتیجه به دیده ی حقارت به آنان نگاه نکند و به نکوهش کسی نپردازد .این نگرش انسان را متواضع تربیت میکند و از خودخواهی و غرور میرهاند. اگر کسی با این دیدگاه با افراد روبرو شود رفتاری متعادل و احترام آمیز خواهد داشت. خود برتربینی که ریشه آن بی ادبی است انسان را به غیبت و تهمت و افترا و توهین و تحقیر دیگران میکشاند. نداشتن عجب و خودپسندی ریشه ی تواضع و فروتنی است. دیگران را بزرگ و عزیز بشماریم تا بزرگ و عزیز شویم!یکی از بهترین ابزارهای این مهم بهره گیری از ادب است که ارمغانی الهی در مسیر بالندگی و بزرگی محسوب میشود و در پرتو ادب برکات بسیاری نصیب انسان میشود. نوعی عصمت یا پیراستگی از خطا و اشتباه در گفتار و کردار و حفظ حدود و حریم مقام و موقعیت افراد پیرامون آن پدید میآید که چون گوهری روشنی بخش در مسیر زندگی با سعادت افراد پدیده می آید...و اما تربیت و اهمیت آن؟؟ دکتر علی قائمي در این خصوص اینگونه بیان نمود ه است که" تربیت به معنی ایجاد تحول و تغییر در ابعاد وجود ی و رفتا ری انسان به منظور سازندگی و جهت دهی او به سوی مقصد معین امری مهم و سرنوشت ساز است...

   هر گونه اصلاح وسازندگی در فرد و جامعه از طریق ادب صورت میگیرد.اهمیت آن برای آدمی بدان حد است که کودک جاهل به لحاظ اصل خلقت را عالم و دانا می سازد و دلبسته به زرق و برق ها و اسباب بازی ها را به درجه ای می رساند که حاضر باشد از جان و مال خود در راه هدف و مقصد ارزنده ای مایه بگذارد..نکته!" انسان موجو دی ظرفیت و پیچیده ای است. تربیت او کار ساده ای نیست.در یک قطعه چوب و سنگ به آسانی می توان تغییر و تحولی بوجود آورد،زیرا جامدات از خود اراده ای نداشته؛مقاومتی نمایند؛ولی انسان چون دارای شخصیت واراده است در برابر هر دگرگونی ایستادگی مینماید. به عبارت دیگر همانند چوب و سنگ نیست که خود را در بست در اختیار دیگران بگذارد.از این گذشته،انسان احتياجات گوناگونی دارد. مربیان باید تمام نیازمند ی های جسمی و عاطفی و فکری کودکان را در نظر بگیرند تا روشهای تربیتی، سودمند واقع گردد. درغیر این صورت سهل انگاری در یکی از خواسته های مشروع آنان نتیجه تربیتی را،خنثی خواهد کرد. نکته..." اصولا عالیترین هدف ادیان الهی؛تعلیم و تربیت بشر؟یعنی:تهذیب نفس و تعدیل تمایلات و غرایز و بالا بردن روح و عقل بشر به عالیترین سطح کمالات او بوده است" زیرا اهمیت ادب و تربیت آنگاه معلوم خواهد شد که فرد یا افرادی محروم از تربیت را در نظر آوریم. در آن صورت ما نه تنها با حیوان انسان نمایی مواجهیم! بلکه او را در معرض کمبودها و نارسایی ها یی میبینیم که وضع او را از حد حیوان هم متنزلتر خواهد کرد. دکتر علی قائمی معتقد است که "وجود این همه نابسامانیها، جرائم،انحرافات ،اختلافات و اختلالات در مواضع افراد حاکی از نقض یا فقدان تربیت آنهاست. (برهان) " کسی که بر اثر سوء تربیت والدین و یا مربی خویش بی ادب و از خود راضی بار آمده باشد و با آن صفت ناپسند خو گرفته است در جامعه مورد تنفر و انزجار مردم است.زیرا او نمیتواند با جامعه سازش کند و شخصیت محبوبی به دست آورد. وی همواره از احساس ذلت و محرومیت رنج می برد و تنها راه نجاتش از این تیره روزی و بدبختی درمان آن خلق مضموم است" او برای به دست آوردن اراده ی قوی در امحاء آن رذالت اخلاقی؛ با ید از غریزه ی حب  ذات استفاده کند و بدان وسیله سایر نیروهای خود را به همکاری وا دار نماید.شاید مصداق  آنکه لقمان را گفتند ادب از که آموختی گفت از بی ادبان) درهرصو رت ادب و تربیت میتواند مانع از فرو افتادن انسان در منجلاب بداخلاقی ها و ناهنجاری های اجتماعی و غیره گردد.زیرا اثر نیکوی تربیت مورد انکار نیست و در سایه تربیت نیکو است که دگرگونی به هنجار در جامعه بوجود می آید و بر اثر تربیت صحیح افرادی مومن ؛نیکوکار و نا م آور و صالح پدید میآید. 

  آثار بسیار ادب و تربیت ؛ زمینه  ساز نگرش اندیشمندانی گردیده است که قرآن را کتاب ادب ساز الهی دانسته اند.دبستان را خلاصه"ادبستان" تفسیر کرده اند و آفرینش را مدرسه ای گسترده و بیکران برای ادب آفرینی و تربیت آموزی لقب داده اند. 

برترین معیار عقل گرایی و بهترین همراه و همنشين خرد ورزی در زندگی؟ادب آمیزی و ادب آموزی افراد دانسته شده است. زیرا شرافت انسانی وقتی تکمیل می شود که همراه با ادب باشد چون حسب ونسب آدمی بدون رعایت ادب هیچ ارزشی ندارد. همانگونه که درشروع سخن عرض شد ، معنا وکلمه ی ادب در طی قرون به لحاظ معنای عمده ادبیات در لغت معنای متفاوتی دارد،که برخی آن را به معنای زیرکی و کیاست در سخنوری میدانند و گروهی دیگر آن را عبارت از شناخت مرزهای خطا که نباید به آنها نزدیک شد میدانند.در کتاب ارشادالقلوب دیلمی میخوانیم؛ حقیقت ادب جمع شدن صفت های نیک و دور کردن صفات زشت است. " دراین مبحث به یکی از سلسله مباحث و پژوهشهای اسلامی صدا و سیما میپردازیم" پژوهش های سیما ادب را اینگونه توصیف نموده است،که آنچه از انسان انتظار می رود؛ظاهری شایسته و رفتاری مودبانه است.چه بسا آن رفتاری شایسته با گفتار مودبانه از ده ها پند و اندرز موثرتر باشد. البته شاید برخی آداب،جزیی و سا ده به نظر رسند؛ولی باید توجه داشت که همواره رفتارها و حالات به ظاهر ساده، میتوانند بیانگر حالات درونی و نشانگر شخصیت انسان باشد.زیرا بسیاری از روحیات و خلقیات انسان از لابلاي رفتار او جلوه می کند . چنانکه امروزه بسیاری از روانشناسان با نگریستن به رفتارهای انسانها،به شخصیت آنها پی میبرند...برای مثال لویی مانک روانشناس معروف فرانسوی از جمله افرادی است که با نگریستن به روش غذا خوردن افراد و سفره ی غذایی مردم،در میافت که فرد چه شخصیتی دارد، خون سرد است یا ماجراجو ، احساساتی است یا استقلال طلب .به همین  دلیل در آموزه های دینی؛ادب در هر کاری از اهمیت ویژه ای برخوردار است و با زیباترین تعابیر دلنشین از ادب یاد شده است. آنچه در این مقاله از اصطلاح یا واژه ی ادب در بیشترموارد تاکید و مورد بحث است و واژه ی اخلاق ملاحظه نمیشود بدین دلیل است؟ همان اصطلاح نخست ادب است که همیشه ستودنی  و نیکو بوده؛و از کمال و شرافت آدمی سرچشمه میگیرد. بی شک آنچه آدمی را ارزشمند ساخته است و او را از رسته ی حیوانات به صف آدمی و آدمیت و از آن به اوج جهان فرشتگان پرواز می هد ، آراستگی به آداب و منش های مشروع و شایسته است. "روانشناسی تربیت معتقد است؛آنچه از رشدها ، مدنیت ها ، پیشرفتها را که در جامعه میبینید همه حاصل تربیت است:و آنچه از انسانیت و اخلاق ؛ گذشت و مدارا ؛ خیرخواهی ؛ و مددکاری فردی می بینید محصول وضع تربیتی و ادب اوست . تربیت سبب میشود که آدمی با همه علاقه هایش به مال و جان و زندگی ،از آنها دست بشوید و هدف عالی خود را زنده کند و به ثمر بنشاند. تربیت دارای آثار و نتایج پرباری در جنبه های اجتماعی است. حضرت علی (ع) میفرماید::صورت و نمایشگر عقل در آدمی ادب او است. ادب در انسان همانند درختی است که ریشه ی آن عقل است و ثمره ی آن ادب است.  با فضیلت ترین نشانه عقل سلیم ؟ ادب است و صلاح و خرد آدمی در ادب دیده می شود.

   هر چیزی نیاز به عقل دارد ، ولی عقل احتیاج به ادب دارد. بهترین قرین و همنشين عقل ادب است . نیاز صاحبان عقل به ادب در زندگی همانند احتیاج زمین به قطرات باران از آسمان است." اگر انسان ها بر وفق و مراد از این معیارها که برای عموم قابل فهم است عمل کنند و همان توقعی را که از دیگران در باره ی خویش دارند،میزان رفتار خود با جامعه قرار دهند انسان دوست میشوند ، به صفات عالی انسانی متخلق میگردند، و ضمیرشان  از پلیدیها ی حقد و حسد ، دشمنی و بدخواهی ، و دیگر انحرافات اخلاقی  مصون و منزه می نماید و بر اثر چنین ادب و تربیتی مورد تکریم و احتراممند و در پیش خداوند هم نیز مشمول رحمت و اجر خداوندی هستند..(برهان) بسیاری از کامروایی ها و ناکامی ها ، پیرو زی و شکستهای مردم در سازش های اجتماعی  ، از صفات اکتسابی محیط خانوادگی و تربیتی و اجتماعی آنان سرچشمه میگیرد ، زیرا کسانی که به پرتو تربیت های صحیح والدین و مربیان آزموده ، با ایمان و درستکار ، متواضع و مهربان ، گشاده رو و خوش برخورد و حتی قانونمند  و با سجایای اخلاقی پرورش یافته و با صفات پسندیده تربیت شده اند دارای شخصیت یا شخصیت های شایسته ی اجتماعی هستند. چنین اشخاصی دربین جامعه همواره محبوب و مورد عنایت و احترامند و در سازشهای اجتماعی و برخوردهای عمومی غالباً موفق و کامروا خواهند بود.زیرا تربیت دارای  آثار و نتایج پرباری در جنبه های اجتماعی است. رشد یک ملت به میزان ثروت و دارایی آن ملت و حتی فنون و ابزار صنایع آن نیست بلکه اینها د ر مواردی ممکن است شرآفرین و یا مورد سواستفاده باشند. رشد آنها بر اساس تربیت های اندیشیده و الهی ارزیابی میشوند که زمینه را برای خیر و سعادت بشریت فراهم میآورد.

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید:

پیام مفیدی

سلام بر شما هموطن عزیز
ممنونم از مطالب ارزشمند تان

سلامت باشید ان شاءالله
در پاسخ به مفیدی

پیام کیوانپور

سپاسگزارم