سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

من گرفتم تو نگیر

زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر
من گرفتم تو نگیر

چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر
من گرفتم تو نگیر

بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر
یاد آن روز بخیر

زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر
من گرفتم تو نگیر

یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم
تک و تنها بودم
 
زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر
من گرفتم تو نگیر

بودم آن روز من از طایفه دُرد کشان
بودم از جمع خوشان
 
خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر
من گرفتم تو نگیر

ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم
بستر راحت و نرم
 
زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر
من گرفتم تو نگیر
 
بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم
مستحق لگدم

چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر
من گرفتم تو نگیر
 
من از آن روز که شوهر شده ام خر شده ام
خر همسر شده ام

 می دهد یونجه به من جای پنیر
من گرفتم تو نگیر

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید:

پیام مفیدی

سلام
عالی بود
آفرین

پیشنهاد می کنم شعر ازدواج ایرانی که از سروده های بنده است را در سایت زیر مطالعه فرمائید


https://www.mofidifar.com/حکایات/گشت-ارشاد

در پاسخ به مفیدی

پیام کیوانپور

ممنونم از شما که مطالب را در سایت پیگیری و مطالعه می کنید.
خدا رحمت کند ایرج میرزا را..

پیام کیوانپور

بله اشعار شمارا همیشه در سایت و تلگرام مطالعه میکنم و استفاده وافر از اشعار میبرم. انشاالله همیشه پاینده و سرافراز باشید. بنده خاکی کیوانپور