سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

راه امان من و تو

درد آز از چه فتاه است به جان من و تو
که گرفته است فرا جسم و روان من و تو
بعد مرگ من و تو ماندن صد گنج چه سود
تا به مهرش گذرد عمرو زمان من و تو
روح ایمان و توکل چو جدا از من و تواست
صرف دنیای دنی گشته جهان من و تو
پسر نوح نشد کوه برایش مأمن 
دژ توحید بود حصن امان من و تو
لذت عمر بود نیک در آن حد که ز شرم
برنیاید به جزا آه و فغان من و تو
گاه گاهی گنه خلق نهانی باشد
وای چون پرده بر افتد زنهان من و تو
حسن و قبح عمل از چیست بر ما یکسان
چیست آخر ز صف حشر گمان من و تو
از ملائک چو بشر مرتبتش افزون است
نیست حیوان صفتی در خور شأن من و تو
قصر فرعون چه شد جنت شداد کجاست
آنچه باقیست عمل باشد از آن من و تو
جای ابرار نعیم است و زفجار جهیم
خود نگر تا که کجا هست مکان من و تو
وای زآن روز که گردد همه اعضا شاهد
بسته گردد زخجالت چو زبان من و تو
جز ره خیر و سعادت نبود شعر سعید
چون همین راه بود راه امان من و تو

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید: