سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

پایان سخن

تعاریف عشق از زبان مشهورترین نویسنده های جهان

از زمان ابداع پیدایش نوشتن، هزاران هزار کتاب درباره‌ی تعریف عشق وعشاق نوشته شده است و نیز شعرهای بیشماری برای واژه و مفهوم عشق سروده شده است. چه بسیار که نگارندگان و عشاق هم از ظن خویش به شرح و بیان عشق پرداخته‌اند. گذشتگان هر چه سخن از عشق گفته اند بیشتر از نوع آسمانی بوده است. هر چند که از عشق زمینی و تأثیر وجودی آن در زندگی عادی و روزمره نیز گریزی نیست و نمی توان به نقش پررنگ آن در زندگی اجتماعی بی توجه و یا کم توجه ماند. در این مقاله برای چگونه جاری ساختن کیمیای عشق در زندگی واقعی و نیز خلق و تجربه ی مطالعه ی نظرها و تجربیات شخصی چندین نویسنده نام آشنا می پردازیم:

1) جان کری؛ نویسنده ی کتاب مردان مریخی...: من برای آنکه زندگی ام را از عشق لبریز کنم، رفتار و کارهایی را که مولد عشق اند، پیش از هر چیز دیگری به انجام می رسانم. بارها به تجربه آموخته ام که با انجام کارهای کوچک و به ظاهر کم اهمیت در زندگی می‌توان به چیزهای بزرگ و مهمی دست یافت.

2) لئو بوسکالیا؛ نویسنده کتاب زندگی، عشق و دیگر هیچ: عشق ورزیدن در حقیقت روند بی وقفه از خلق عشق بر پایه های است که از آغاز در درون ما وجود داشته و بنا شده است. عشق همواره در تمامی انسان ها وجود دارد اما در هر لحظه ای از زندگی ما مرحله ی متفاوتی از رشد خود را طی می‌کند با وجود این که عشق ورزیدن ناب و بی چشم داشت سهل و آسان به نظر می‌رسد اما فقط شمار اندکی از انسان ها از عهده ی چنین عشقی برمی آیند. عشق راستین نیازمند تصاحب نیست در این عشق، معشوق رهاست و مهرورزی بی هیچ توقعی جاری. در واقع عشق ورزیدن با هر سطح توقعی محکوم به یأس و ناامیدی است؛ زیرا بعید به نظر می‌رسد که کسی صرف نظر از عشق و از خودگذشتگی بتواند پاسخگوی تمام نیازهای ما آدم ها باشد.

3) شاکتی گواین؛ نویسنده کتاب راه تحول: اگر به دنبال طریقی برای شعله ور کردن آتش عشق در زندگی خود هستید باید کار را از عشق ورزیدن به خویشتن تن آغاز کنید. یاد بگیرید که خودتان را با تمام کاستی ها بپذیرید، یاد بگیرید که حتی بخش های ناخواستنی خود را دوست بدارید؛ در عمل خواهید دید که عشق در درون و پیرامون شما شکوفه خواهد کرد. ما به این جهان آمده ایم تا هر دو گونه ی عشق را بیاموزیم. عشق انسانی را با نیازها و آرزوها و پست و بلندی هایش و عشق معنوی را با تمام نیکخواهی های پیرامونش.

4) دیپاک چوپرا؛ نویسنده ی کتاب جاده ی عشق: همه کارهایی که ما در زندگی می‌کنیم، در طلب عشق است. عشق خداست، عشق تجربه ی مقدسات است، عشق انگیزه و محرک اصلی تمام کارهای ریز و درشتی است که انجام می دهیم. کسی در جایی گفته بود جویندگان جایزه ی نوبل، عشق را می جویند، جایزه بهانه ای بیش نیست، هنگامی که عشق را به زندگی خود فرا می خوانید و هشیارانه و داوطلبانه زندگی خود را مملو از عشق می کنید آنگاه معجزاتی فراوان در زندگی شما به وقوع می پیوندد، زندگیتان مظهری از خود عشق خواهد شد، می‌بینید که در زندگی درونی و بیرونی اتفاقات نا ممکن روی خواهند داد. اگر در عشق ورزی بکوشید همه‌ی چیزهای خوب به زندگی تان سرازیر خواهد شد.

5) بتی جین ادی؛ نویسنده ی کتاب در آغوش نور: هرچه بیشتر در عشق و اعجاز و زیبایی پیرامون خود می شویم عشق بیشتری به زندگی ما سرازیر می‌شود. هر چه بیشتر عشق بورزیم توانایی ما برای عشق ورزیدن بیشتر می‌شود. وقتی به جهان و ساکنان آن عشق می ورزیم این عشق خود را آشکار ساخته و به مانند بومرنگ به سوی ما باز می‌گردد. یکی از راه های تمرین عشق این است که همیشه و در هر موقعیتی خود را به جای طرف مقابل خود بگذارید؛ گاه نقش هایتان را عوض کنید و از خود بپرسید دلم می‌خواهد در این شرایط چه واکنشی ببینم؛ و بعد همان واکنش را نشان دهید تردید نداشته باشید که این روش کاملاً کارساز است...

6) جک کنفیلد؛ نویسنده ی کتاب تقویت روح: اگر به دنبال عشق هستید زمانی را برای گوش سپردن به قلب خویش اختصاص دهید زیرا قلب منشأ ارتباط و نزدیکی با کل زندگی است و زندگی یعنی عشق. این ویژگی اسرار آمیز عشق تمام وجود را احاطه کرده است و همچون نیروی جاذبه ی زمین، واقعی و ملموس است؛ با وجود این چه بسیارند مواقعی که عشق را فراموش می‌کنیم؛ عشق با درک این واقعیت آغاز می‌شود که آنچه عمیقاً سبب رضایت خاطرمان می‌شود دارایی ها و کارهای ما نیستند بلکه وضعیت قلب، درون و احوال ماست. آنچه در پایان زندگی از خود می پرسیم بسیار ساده و روشن است. آیا به خوبی عشق ورزیده ایم؟ آیا به مردم پیرامونم و به جامعه و زمین عشق ورزیده ایم، آیا به خداوند جهان عمیقاً عشق ورزیده ایم؟؟

7) لوئیز ال هی؛ نویسنده کتاب شفای زندگی: من انسانی بودم سرشار از رنجش و ناخوشنودی، کسی که مرتب به حال خود دل می سوزاند و اصولاً عشق را درک نکرده بود. من گمان می‌کردم عشق چیزی است که باید آن را در خارج از وجود خود جستجو کنم و بیابم. ولی سرانجام وقتی به مفهوم واقعی عشق پی بردم که این جستجوی بی حاصل را کنار گذاشتم. مهمتر از همه‌ ی عشق ها عشق ورزی به خویشتن است. «خودشناسی خداشناسی» اگر خود را دوست نداشته باشیم عشق هیچ کس برای ما رضایت بخش نخواهد بود و اگر با کسانی در ارتباط باشیم که به خود عشق نمی ورزند هر قدر هم دوستشان بداریم باز هم کفایت نخواهد کرد زیرا آنها در درون خود به خویشتن عشق نمی ورزند.

8) اندرو ویل؛ نویسنده ی کتاب سلامت طبیعی، داروهای طبیعی: به اعتقاد من، معنی عشق و عاشق شدن این است که انسان آنچه را در درون خود احساس می‌کند، بر چیزی یا کسی در خارج از وجود خود منعکس کند و از دیگران بتواند درک کند که عشق، از درون آنها نشأت می‌گیرد آنگاه همیشه راهی برای برقراری ارتباط با این منشأ درونی وجود خواهد داشت. عشق یگانه منبع حفظ آسایش و آرامش در زندگی است و از چنان نیرویی برخوردار است که می‌تواند سبب شفای معجزه آسایی در قلمرو جسم و ذهن و معنویت و رسیدن به خدا گردد، تلاش همه‌ی ما باید در جهت بارور ساختن و پرورش این نیروی بیکران باشد...

9) جان ولوود؛ نویسنده ی کتاب عشق و روابط موهوم: برای عشق ورزیدن راستین به دیگران ابتدا باید این امکان را به آنها بدهیم که خودشان باشند، همانی که هستند و نه آنچه ما می پسندیم. لازمه‌ی عشق واقعی دوست داشتن وجود و هستی آدم هاست نه  این که صرفاً به خاطر شخصیت و ظاهر آنها دوست بداریم یا به خاطر کارهایی که برای ما انجام می‌دهند...

10) ماریان ویلیامسون؛ نویسنده ی کتاب بازگشت به عشق...: باید از خود بپرسیم که آیا روح عشق بر افکار و اندیشه های ما حاکم است اگر چنین باشد انسانهایی به مراتب مهربان تر و بخشنده تر خواهیم بود؛ انسانهایی که به جای محکوم کردن تقدیس می‌کنند و به جای تمسخر حمایت. انسانهایی که به جای حمله کردن می بخشند و به جای هراسیدن عشق می ورزند.

11) جان رابینز؛ نویسنده کتاب انقلاب غذایی...: کلید عشق در گزینش نکردن معشوق است و به عبارت دیگر، ما نباید تمام توان عشق خود را به یک چیز و یک فرد اختصاص دهیم بلکه باید به هر آن چیزی که در دسترس ماست عشق بورزیم. به جای آنکه به انتظار یک کمال مطلوب بنشینیم و دروازه های قلب خود را به روی مخالفان خویش ببندیم، می توانیم به تمام کسانی که در مقابل ما قرار می گیرند عشق بورزیم، حتی می توانیم به کسانی عشق بورزیم که هرگز نه آنها را دیده ایم و نه می شناسیم.

12) اریک فروم؛ نویسنده ی کتاب هنر عشق ورزیدن: همه‌ی انسانها از نظر ذات و جوهر یکسان هستند. همه‌ی ما بخش هایی از یک وجود واحدیم؛ ما یکی هستیم و بنابراین فرقی نمی‌کند که به چه کسی عشق می ورزیم؛ فقط مهم این است که همواره عشق بورزیم.

13) استفان کاوی؛ نویسنده ی کتاب هفت عادت مؤثر به عشق...: به عشق به عنوان والاترین کنش زندگی بنگرید، پرورش عشق به خویشتن را سرلوحه ی زندگی خود قرار دهید. باید نیروی الهی خداوند را به سوی خود جذب کنید تا قدرت بیان و اظهار اینگونه از عشق را پیدا کنید. واژه ی عشق دیگر یک اسم نیست بلکه یک فعل است. کاری است که باید انجامش بدهید، عشق از خود گذشتن و به خدا رسیدن است... پایان

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید: