سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

مرگ عشق

و بالاخره فراز و نشیب عشق و مرگ آن اخرین موضوعی است که به آن می پردازیم. نمی توان امید داشت که عشق برای مدتی طولانی در بالاترین سطح احساسی خود باقی بماند. سرانجام تصویر شوالیه سوار بر اسب سفید یا پری افسونگری که عاشق آن شده ایم رنگ می بازد و حضور واقعیت و مقتضیات زندگی روزمره وجود حقیقی انسان ها را نمایان می سازد. بالاخره هر پدیده ای تولدی دارد و تکاملی و مرگی و عشق هم از این قاعده مستثنی نیست .

هر رابطه ای از پنج مرحله کشش و جاذبه اولیه، ساختن رابطه، تداوم رابطه، زوال و خاتمه تبعیت می کند. همان عواملی که دوام عشق را تضمین می کنند اگر مفقود باشند عشق رو به زوال می رود. مثلاً نابرابری در رابطه همان نقش مخربی را دارد که وجود بی عدالتی در جامعه بازی می کند. طبیعی است رابطه ای که در آن بی منطقی، احساسات منفی، رفتارهای مخرب و الگوهای غیر انطباقی بر منطق، احساسات مثبت، رفتارهای سازنده و الگوهای انطباقی تفوق یابند سرانجامی جز زوال و مرگ نخواهد داشت. اگر هم چنین رابطه ای مثلاً در قالب یک ازدواج به ظاهر تداوم یابد مانند بنایی پوشالی است که یا از محتوایی برخوردار نیست و یا به مجرد وزیدن بادی ناچیز فرو خواهد ریخت.شاید بتوان واقعیت را در عرصه های دیگر زندگی پنهان کرد و حتی گاه به خود فریبی روی آورد.ولی در مورد عشق که شاهد هستی است و در نزدیک ترین و صمیمانه ترین روابط میان انسان ها یعنی رابطه ی زن و مرد تجلّی می یابد نمی توان واقعیت آغاز و پایان و تولد ومرگ آن را پنهان کرد.

همیشه پایان نامنتظری هست

که باد با خود برمی انگیزد

سرنوشتی گشوده راز را

در میان سرزمین سرگشته ی دلتنگی ها

تا خود آشکار شود آنچه نمیتوانش پنهان کرد.

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید: