سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

عشق مجازی و رسیدن به حقیقت

الف) نظر اسلام در مورد عشق مجازی
جواب اجمالی از نظر اندیشمندان اسلامی یک عشق حقیقی بیشتر در عالم وجود ندارد و آن عشق به خدا است و سایر عشق ها کاذب یا غیرحقیقی یا مجازی هستند و بلکه اطلاق عشق بر غیر خدا صحیح نیست. چون آنها شوق هستند نه عشق. خصوصیات آنها این است که انسان تا آن معشوق ها را ندارد به آنها علاقه و عشق دارد ولی پس از وصول کم کم علاقه ای نسبت به آنها کم شده و از بین می‌رود. در حالی که عشق حقیقی آن است که پس از وصول نه تنها کم نمی‌شود، بلکه زیادتر هم می‌گردد... دوم اینکه عشق مجازی به سالک عارف برای تلطیف روح، کمک می‌کند زیرا عشق همواره متوجه معشوق است و سعی در به دست آوردن دل او دارد و حاضر است برای رضای او از همه چیز دست بکشد؛ عشق مجازی انسان را از علایق و دلبستگی های این جهان آزاد کرده و تمام هموم و خواسته های او را در یک جهت متمرکز می‌کند؛ و همین کار باعث می‌شود که توجه او به معشوق حقیقی، نسبت به دیگران آسان تر باشد زیرا دیگران باید از هزاران خواسته و هدف دست بردارند اما از همه دست کشیده و فقط باید از یک مورد دل برکند تا به آسمان و آستان معشوق حقیقی برسد... بعضی استعداد این که مستقیماً عشق الهی در وجودشان شعله ور شود را ندارند ولی در اثر ابتلاء به عشق مجازی و ارضاء نشدن بعد از وصول متوجه عشق حقیقی می‌شوند و می فهمند که تنها معشوق لایق به عشقشان و تنها موجود سزاوار خداست. دانشمندان اسلامی در مورد عشق مجازی اکثراً اظهارنظر قطعی نکرده اند. البته عرفا عموماً طرفدار عشق مجازی هستند ولی عده ای از فقها و متکلمین شدیداً با عشق مجازی مخالفت کرده و آن را نوعی انحراف از عشق حقیقی، بلکه انحراف از دین می شمارند و اصولاً اطلاق واژه ی معشوق را بر خدا صحیح نمی دانند. و کلاً آثار منظوم صوفیان در مورد عشق را ناشی از تمایلات جنسی یا شکست در عشق های مادی می‌دانند... لذا عشق حقیقی نسبت به ذات الهی است و سایر عشق ها عشق حقیقی نیستند. اساساً این گونه عشق ها عشق نیستند بلکه اینها در واقع شوق هستند.
فرق بین عشق و شوق آن است که شوق میل به چیزی است که انسان آن را ندارد و در طلب آن است. ولی وقتی پس از مدتی از دیدار وصالش دلزده می‌شود! و این خصوصیات تمام شوق هاست. اما عشق آن است که چه قبل از وصول، و چه پس از آن نه تنها از وصولش سیر و دلزده نمی‌شود بلکه  هر دم میلش بیشتر شده و خاموشی و دلمردگی ندارد. این عشق مختص به ذات اقدس الله است و الا هر چه غیر از او را وقتی انسان به وصالش رسید؛ پس از مدتی در می‌یابد که آن چیز اصلاً ارزش محبت را نداشته است؛ بلکه گاهی انسان به نادانی و سبکسری خود می خندد که چرا این اندازه نسبت به آن چیز بی ارزش علاقه مند بوده است. پس عشق حقیقی و اصلی فقط عشق به خدا است. اما اینکه بعضی از عرفا راه رسیدن به عشق الهی را عشق مجازی یا عشق به غیر خدا می‌دانند، توجیهاتی دارد..
ابن سینا در کتاب اشارات  در مورد مقامات عارفان که بحث می‌کند می‌گوید: شخص مرید یا پیر، نیازمند ریاضت است و ریاضت سه هدف دارد؛ اول: دور کردن غیر حق از حق خود، دوم: مطیع ساختن نفس اماره، سوم: لطیف ساختن درون برای تنبیه و آگاهی. پس می فرماید: آن غرض سوم را دو امر کمک می‌کند. یکی: فکر لطیف و اندیشه ی صاف. دوم : عشق پاک و عفیف که شمایل معشوق در آن حاکم باشد نه سلطان شهوت. 
پس در کلام ابن سینا شاید نخستین اشارت به عشق مجازی به عنوان قنطره و راه گذری برای عشق به خدا، برای رسیدن به مقامات بالای عرفانی برای مریدان راه وجود دارد، اما امام فخر رازی در شرح کلام  ابن سینا می‌گوید: تأثیر عشق در تلطیف سرّ از آن جهت است که چنین عاشقی همیشه حالات معشوق را از حرکات و سکنات و حضور و غیبت و خشم وخشنودی مورد توجه قرار می‌دهد، و به طور دائمی ذهن عاشق متوجه استقرار افعال و تعقیب اقوال معشوق می‌گردد و از این راه به ملکه ی تلطیف سرّ دست می‌یابد و لذا نقل کرده اند که مجنون را به خواب دیدند و گفتند: خدا با تو چه کاری کرد؟ گفت: خدا مرا بر مدعیان محبت خویش حجت قرار داد. خواجه نصیرالدین نیز در شرح این فقره از کلام ابن سینا می‌گوید: عشق مجازی بر دل انسان نرمی و تأثر و وجد و رقّت می بخشد و انسان را از علایق و دلبستگی های این جهان آزاد کرده و او را وادار می‌کند که از هرچه و هر چیزی که جز معشوق وی است روی گرداند و تمام هموم و خواسته ها و امیال و آرزویش به یک نقطه تمرکز یابد. همین کار باعث می‌شود که توجه او به معشوق حقیقی نسبت به دیگران آسان تر باشد. چه دیگران باید از هزاران خواسته و همّ و هدف دست بردارند. اما او از همه دست کشیده، فقط از یک مورد باید دل بکند و مهر بردارد؛ تا آن دل را به آستان معشوق حقیقی برده و آن مهر را بر شوق معشوق حقیقی بیفکند. پس بنابراین عشق مجازی وسیله ای است در آغاز کار یک سالک، که او را در مسیر معنوی و حصول تنبّه و توجه یاری نماید. اما چگونگی این یاوری از نظر امام فخر رازی بیشتر بر توجه عاشق به معشوق، نظر دارد و این که توجه موجب تلطیف سرّ می‌شود. از نظر خواجه نصیر الدین طوسی به خاطر این است که عشق باعث دل کندن از وابستگی ها و علایق مختلف می‌شود؛ به گونه ای که توجه به معشوق حقیقی و اصلی آسانتر می‌شود و به هر حال زمینه ی توجه به معشوق اصلی می‌شود. شاید بتوان گفت که تعبیر المجاز قنطره الحقیقه به خاطر آن است که استعدادهای اشخاص برای رسیدن به کمالات معنوی متفاوت است. و هر کس را نمی توان مستقیماً به عشق حقیقی که همان عشق الهی است هدایت نمود. لذا عشق مجازی به عنوان دامی برای به تور انداختن سالک و جدا ساختن او از امور مختلف که باعث پای بستن او از سیر و سلوک می‌گردد و انداختن او در مسیر معنوی مطرح می‌گردد. چنانچه عین القضاه همدانی می‌گوید: ای عزیز مجال لیلی را دانه ای دان، که بر من دامن نهاده چه دانی که دام چیست؟ صیاد ازل چون خواست که از نهاد مجنون، مرکبی سازد از آنِ عشق خود که او را استعداد آن نبود که به دام جمال عشق ازل افتد؛ که وقتی که به تابشی از آن هلاک شدی بفرمودند. تا عشق لیلی را، یک چندی نهادی مرکبی ساختند تا پخته ی عشق لیلی شود، آنگاه بار کشیدن عشق الله را قبول توان کرد. و اما...
در کلمات عرفا و فلاسفه عموماً مخالفتی با عشق مجازی دیده نمی‌شود بلکه چنانچه ملاحظه شد آن قنطره و پلی برای رسیدن به معشوق حقیقی را مطرح می‌کنند اما عده ای از دانشمندان اسلامی در این باره اظهارنظری نکرده و یا به صورت قطعی در این باره نفیاً و اثباتاً سخنی نگفته اند. لکن عده ای از فقها و متکلمین در این باره نظر مخالف دارند و عشق مجازی را یک انحراف نسبت به عشق حقیقی و سبب دور شدن از معنویات و خدا می‌دانند و اینگونه عشق ها را به عنوان بدعتی که تصوّف گذاشته اند مطرح می‌کنند. و یا  این که اصلاً استعمال کلمه ی عشق را درباره‌ی محبت خداوند و علاقه به معنویات جایز نمی دانند و اطلاق واژه ی معشوق را بر خداوند نمی پسندند بلکه قبیح می شمارند چنانچه عده ای به طور کلی نظر مسائدی در مورد متصوّفه و شعرهای عاشقانه ی آنها ندارند و آن آثار منظوم را ناشی از تمایلات جنسی و یا شکستن در عشق مادی می‌دانند. (سیدمحمد رضویان)
آیا عاشق شدن گناه است؟
(منظور عشق زمینی) پاسخ:
جواب این سؤال را می‌توان اینگونه بیان کرد که عشق انسانی سه قسم است چون یا حقیقی است یا مجازی و عشق مجازی (زمینی) یا نفسانی است یا حیوانی. عشق حقیقی همان محبت به خداوند و صفات و افعال اوست و عشق نفسانی آن است که مبدأش مشاکلت و مشابهت نفس عاشق با نفس معشوق است، و اعجاب و تحسین به شمایل زیبایی معشوق به این خاطر که همه اینها از آثار نفس معشوق است. و عشق حیوانی آن است که مبدأش شهوت بدنی و درخواست لذت حیوانی است و تحسین و شگفتی به ظاهر معشوق و رنگ و شکل اعضای صرفاً مادی و بدنی اوست و این مقتضای نفس اماره می‌باشد و غالباً هم مقارن با فجور و گناه و آلودگی و افراط در قوه‌ی شهوت حیوانی است. شکی نیست که عشق حقیقی که همان محبت خداوند باشد بزرگترین فضیلت و کمال انسانی و بلکه غایت و نهایت درجه سیر و سلوک عرفان اسلامی و دین و شریعت نیز بدان ترغیب و تشویق می‌کند. چنانکه پیامبر (ص) از اصحابش پرسید: کدام دستگیره های ایمان قوی تر و محکم تر است؟ بعد خود حضرت فرمود: محبت داشتن به خاطر خداوند و دشمنی نمودن به خاطر خداوند. و شکی نیست که عشق حیوانی مذموم و از صفات رذیله است و انسان را از درک امور معنوی و رسیدن به سعادت ابدی دور و محروم می‌کند. چون غالباً افتادن در گناه و آلودگی ها و افراط در آن می‌باشد. علاوه بر اینکه غالباً منشأ آن عدم رعایت تقوای چشم و گوش است، یعنی چشم را رها می‌کند و در پی دیدن زیبایی های جنس مخالف می‌رود و کم کم عشق به آن پیدا می‌شود. پس از این نوع عشق از مقدمات حرام حاصل می‌شود و چه بسا حرکاتی هم که از روی تعشق حیوانی انجام می‌دهد حرام باشد... بله اگر در کسی بدون تعهد و قصد حرام عشق حیوانی پیدا شد و یا اگر در اول اشتباه نمود و عمداً مقدمات پیدایش عشق را اختیار ایجاد نمود ولی به خاطر مسائل شرعی مثلاً طرف، زن شوهردار یا دختری است که خود یا خانواده اش راضی به ازدواج نبودند و هم چنین زنی عاشق مردی شد که از نظر شرعی ارتباط حرام است به این جهات دینی از خواهش  های نفسانی خودداری نمود و این عشق را در خود مخفی نگه داشت و صبر نمود و از دنیا رفت اجر شهید را دارد و وارد بهشت می‌گردد. به هر حال دلیلی نداریم که خود عشق زمینی از حرمت برخوردار باشد ولو اینکه ممکن است منشأ پیدایش او از حرمت برخوردار باشد یا اعمال ناشایست و حرامی را به دنبال داشته باشد یعنی گناه منشأ پیدایش و نتایج به بار آمده جداگانه محاسبه می‌گردد، و همچنان از نظر اخلاقی باید از چنین عشقی دوری گزید و تلاش نمود که از دل بیرون کرد ولو اینکه مقدمات و پیدایش او حلال بوده و یا نتایج بدی به دنبال نداشته باشد، زیرا دل جای عشق به خداست و نباید آنجا را از عشق غیر خدا پر کرد. (اما عشق نفسانی) اولاً تحقق آن یعنی عشق به فرد جسمانی ولی نه به خاطر جهات جسمانی و شهوانی خیلی مشکل است و ثانیاً نمی‌شود گفت مطلقاً (یعنی برای هر فرد و در هر حال) پسندیده و فضیلت است بلکه یک بحثی است که بعضی از سیر و سلوک مطرح کردند آن هم تحت شرایط خاص و می‌گویند این عشق مجازی پلی است برای رسیدن به عشق حقیقی چون کسی که دچار این عشق شد همه‌ی شهوات و خواسته های نفسانی را از بین برده و همه را در یک عشق خلاصه کرده است. به همین جهت رسیدن به معشوق حقیقی برای او آسان تر است چون از همه چیز منقطع شده و فقط به یک چیز وابسته است، پس در این صورت برای رسیدن به معشوق حقیقی نیازی ندارد که از چیزهای زیادی منقطع گردد بلکه اگر همین یکی منقطع شد به معشوق حقیقی می‌رسد. از یک به یک رسیدن آسان تر است از کثیر به یک؛ باز هم تذکر می دهیم که در این مباحث در صورتی درست است که عارف سالک و اصلی مربی و مرشد، انسان باشد که دقیقاً اعمال ریز و درشت انسان را زیر نظر داشته باشد نه اینکه هر کس از پیش خود چیزهایی ببافت که: 
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
                         ظلمات است حذر کن از خطر گمراهی
عشق محبتی است شدید
اهل معرفت مرکب سفر بلکه بُراق سیر الی الله را عشق به الله دانسته اند و درباره‌ی عشق آنقدر گفته و نوشته اند  که گویی شرح سلوک جز شرح عشق و ادوار و احوال آن نیست. آیت الله حاج شیخ علی رضایی در کتاب سیر و سلوک خود چنین می فرماید که عشق یعنی محبت شدید و محبت شدید نوعی محبت است. پس ناچاریم که به تفسیر حّب، اقسام و درجات آن بپردازیم. هر انسانی از معنای محبت تصور روشنی در ذهن دارد زیرا محبت از امور وجدانی است که همه انسانها آن را چشیده اند. ا نسانی نیست که چیزی را دوست نداشته و به هیچ امری علاقه مند نباشد.
درجات محبت
محبت شدت و ضعف می پذیرد و دارای درجات است. این حقیقت را از طریق وجدان می یابیم. غذاها را در یک حد دوست نداریم، افراد را به یک اندازه دوست نداریم و قرآن هم به این حقیقت اشاره دارد و می فرماید:  محبت خدا باید از محبت به پدر و مادر بیشتر باشد.... الذین آمنوا أشدَّ حُبّاً لله. تعداد درجات محبت را مختلف گفته اند.
محبت از دیدگاه ادبا و اهل ذوق 
بعضی گفته اند مراتب محبت از دیدگاه ادبا و اهل ذوق یازده مرحله است.
 1) هَوی = میل.
 2) محبتی که از قلب عاشق جداشدنی نیست.
 3) کَلَف = شدت محبت.
 4) عشق = بیشتر از حبّ.
 5) شَعَف = سوختن قلب به علت فزونی محبت.
 6) شَغَف = رسیدن محبت به پوسته ی قلب.
 7) جَوی = هوی و محبت باطن.
 8) تَیم = گذر از معشوق ظاهری و طلب دیدار معشوق حقیقی.
 9) تَبل = از شدت عشق مریض و ناتوان گشتن.
 10) تَدلیه = پریدن عقل از شدت محبت.
 11) هُیوم = فنا در معشوق و غیر او ندیدن.
در کل مطلب این است که بدان که اراده ی حق تعالی در ما انسانها مظاهری دارد: اول عبارت است از میل که آن کشیده شدن قلب و دل است به سوی مقصود و محبوبش. میل در همه‌ی موجودات سریان دارد و چه خوش گفته شده.:
یکی میل است در هر ذرّه رقاص
                                    کشد آن ذره را تا مقصد خاص
و اگر میل قوت گیرد و ادامه یابد ولع نامیده می‌شود و این مظهر دوم اراده است. سپس اگر میل شدت یابد و فزونی گیرد و دل بی اختیار به سمت محبوب کشیده شود «صَبابَه« نامیده می‌شود: (به معنای به یک باره ریخته شدن و خالی شدن آب گرفته شده است.) و این مظهر سوم اراده است. بعد اگر دل کاملاً برای میل به محبوب خالی شود و میل در آن مستقر گردد؛ «شَعَف» نامیده می‌شود که مظهر چهارم اراده است. آنگاه اگر میل در دل استحکام بیابد و راسخ گردد به گونه ای که از همه چیز کنده شود «هَوی« نامیده می شود و این مظهر پنجم اراده است که شاعر هم بدان اشاره کرده است:
میل شتر من به پشت سرش می باشد
                                           و میل من به رو به رویم
سپس اگر این میل قلبی کاملاً فرمانش را بر بدن براند؛ وَلَع غَرام نامیده می‌شود که این مظهر ششم اراده است و اگر این میل شدید رشد کند به گونه ای که اسباب موجب میل از بین برود «حُبّ» نامیده می‌شود که این مظهر هفتم اراده است. و سپس اگر میل هیجان کند و با شورش انسان محبت را از نفس خویش فانی سازد «وَدّ» نامیده می‌شود که این مظهر هشتم اراده است. سپس اگر میل و محبت لبریز شود تا اینکه عنوان محبت و محبوب از بین برود «عشق» نامیده می‌شود و در این مقام عاشق معشوقش را می بیند، ولی نمی شناسد، چنانکه در برخی حالات مجنون این چنین مشهور است و اینجاست که فقط عشق می ماند و این عشق همان ذات صرف احدی است ...؟؟
در هر زبانی و از جمله فارسی و اژه های فراوانی دلالت بر اصناف محبت دارد. مانند دوستی، عشق ، دلدادگی، شوریدگی، دلباختگی، بی خودی، جنون و ... شاید با تفحص در واژگان زبانهای گوناگون بتوان به گونه هایی از محبت دست یافت. با مراجعه به سخنان اهل معرفت و به ویژه اشعار آنها و بررسی ویژگی ها و اسراری که برای عشق ذکر کرده اند