سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

یک بغل گل موفقیت

آیاتا به حال آرزونموده اید ((ای کاش اعتماد به نفس و خودباوری بیشتری داشتم ؟))

آیا منتظر هستید تاکارهای خاص ،مشخص وازقبل تعیین شده ای رادر زندگی خودبه انجام برسانید تا بعد از آن احساس اعتماد به نفس و خودباوری نمایید؟آیا مدام ،نوشتن کتابی را که همیشه می خواستید بنویسید،کشیدن تابلویی راکه روزی می خواستید بکشید ،شروع شغلی جدید یا شروع رابطه با کسی را که به او علاقه مند شده اید به تأخیر می اندازید تا نخست اعتماد به نفس کافی بدست آورید و احساس بهتری به خودتان داشته باشید ؟آیا بیشتر وقت ها به هیچ کاری دست نمی زنید یابابی علاقه گی وبی میلی ،کارهایتان راانجام می دهید،به این امید که روزی اعتماد به نفس و خودباوری به طرز معجزه آسایی به سراغ تان بیاید؟آیا با این که در زندگی به سطح قابل قبولی از موفقیت دست یافته اید اما همچنان آن طور که باید درخوداحساس عزت نفس و اقتدار شخصی نمی کنید؟

موضوع مهم در داشتن اعتماد به نفس آن است که ((هرگز مجبور نیستید ده یا پنچ سال صبر کنید این تغییرمی تواند از همین الان آغاز شود!))

آیا می دانید در واقع اعتماد به نفس به چه معناست .بیشتر ما چنین فکر می کنیم که اعتماد به نفس یعنی این که به توانایی های خوداعتماد و ایمان داشته باشیم .برای مثال بتوانیم بگوییم ،من یک نقاش زبردست هستم و به مهارت های نقاشی خودایمان واعتماد کامل دارم و می توانم با حرکت ها و ضربه های قلم مو،اشیاء و منظره ها رابرروی بوم نقاشی به تصویر بکشم و از رنگ ها به خوبی و بامهارت تمام استفاده کنم))یا من یک فروشنده ی حرفه ای هستم و به خوبی آگاه هستم که چگونه تلفنی بامشتریانم صحبت کنم تا همیشه درپایان ،چیزی را به فروش برسانم یا طوری روی آنها تأثیر بگذارم که نتوانند به من ((نه))بگویند یا ((من فردی هستم با اعتماد به نفس بالا و به خوبی می دانم چگونه همه رابه خودعلاقه مند کنم که در همان اولین ملاقات و آشنایی به من اعتماد کنند))این نوع نگرش خاص به اعتماد به نفس ایجاب  می کند در کارهای خاص مثل نقاشی ،فروشندگی ،عشق ورزی ،آشپزی و...مهارت فوق العاده ای داشته باشد تادر خود احساس عزت نفس کنید!

مشکل و ایرادی که در این نوع نگرش وجوددارد عبارت است از :مهارت های معدودی وجودارند که شما به خوبی آنها رابیاموزید و در انجام دادن آن ها توانایی فوق العاده ای به دست آورید .بنابراین چنان چه احساس اعتماد به نفس درونی خودرا براساس کارها که در آنها مهارت دارید بنا کنید فقط مواقعی که مشغول انجام دادن این قبیل کارها هستید احساس اعتماد به نفس و خودباوری می کنید نه در همه ی وقت ها .برای مثال اگر مشاور مسکن هستید و درکارهای خود نیزمهارت دارید ،فقط هنگامی که معامله ای را جوش داده اید .احساس اعتماد به نفس و خود باوری می کنید و باقی وقت ها این احساس را ندارید ،یا چنان چه در کمک کردن و مشاوره دادن به دیگران ماهر هستید ،فقط در لحظه ای که دوستان برای گرفتن پند و اندرز نزد شما آمده‌اند احساس اعتماد به نفس دارید ودر باقی وقت ها نه .اگر نویسنده یا مترجم هستید فقط هنگامی که نوشتن مقاله یاکتابی رابه پایان برده اید،احساس اعتماد به نفس می کنید و باقی وقت ها احساس خودباوری و اطمینان چندانی ندارید .

همان طور که می بینید استمرار و تداوم این احساس درونی فقط مشروط به آن شده است که تمامی طول شبانه روز را به انجام دادن کاری که در آن احساس اعتمادبه نفس می کنید بگذارنید و این هرگز خوب نیست . زیرابه همین دلیل است که بسیاری از مردم به کارشان اعتیاد پیدا می کند یا اشتغال ذهنی بیمارگونه ای نسبت به کار یا فعالیتی ویژه درزندگی پیدا کرده و قسمت بیشتر وقت خودرابا انجام دادن آن فعالیت به خصوص سپری می کند .در نتیجه ی این امر تعادل زندگی آن ها برهم خواهد خورد.

از طرف دیگر احساس خوب آنها فقط محدود به زمان هایی خواهد بود که مشغول انجام دادن کار مورد علاقه ی خود هستند یاازتوانایی ویژه ی خودمثل مترجمی ،فروشندگی ،معلمی ،جوش دادن معامله ،......استفاده می کنند .اما اعتماد به نفس واقعی آن است که روی آگاهی و همه ی توانایی های ما نیز اثر بگذارد.تعداد توانایی ها و مهارت هایی که می توانید در زندگی به دست بیاورید هرچه قدر هم زیاد باشند باز محدود هستند ،چنان چه ملاک خودباوری خودرابرآنها بنا کنید هرگز نخواهید توانست به معنای واقعی کلمه ،اعتماد به نفس داشته باشید و فقط در آن زمینه ها واستعدادهای به خصوص احساس اعتماد به نفس خواهید داشت وبیشتر مراجعه کننده ها در باره ی اعتماد به نفس می‌گویند می توانم به طور کامل ادعا کنم که یک برنامه نویس کامپیوتر نخبه یا تنیس باز ماهر یا پدرومادری فوق العاده هستم ،اما اعتماد به نفس راکه همیشه و در همه جا ودر تمامی حالت ها باید با من باشد در خود احساس نمی کنم ))

اکنون لحظه ای بیندیشید آیا تا به حال اتفاق نیفتاده که موفقیت فوق العاده ای کسب کنید ودر عین حال که از آن موفقیت خوشحال هستید هنوزاحساس خوبي نسبت به خودتان نداشته باشید؟

شاید سالها به دانشگاه رفته ایدوهمیشه حیران بوده‌اید که آیا سرانجام خواهم توانست فارغ التحصیل شوم آیااز عهده ی امتحان های پایان ترم برخواهم آمد؟آیا خواهم توانست پایان نامه یاپروژه ی خودرا تحویل دهم؟ در نهایت پس از تلاشهای بسیار و کار زیاد ودرس خواندن های طاقت فرسا در روز جشن فارغ التحصیلی با خودتان گفته اید ((خوب که چی ؟حالا این کاغذ پاره ها را هم گرفتم حتی با این مدرک هم ازآینده ی خودمطمئن نیستم وبه روشنی نمی دانم که آیا خواهم توانست به تمامی خواسته هایم برسم یا نه)).آیا متوجه ی منظور این مقاله می شوید؟چنان چه قرار بود اعتماد به نفس شاگرد ممتاز شدن یابیست گرفتن یا قبول شدن و...باشد می توانستید چشم های خود را ببیندید واحساس کنیدکه سرانجام گوی سبقت راازهمگان ربوده اید و خوشبختی را برای همیشه از آن خودساخته اید،در حالی که باز هم می دانید اعتماد به  نفس این نيست زيرا بسياري از ما سرانجام شغل ، درآمد ، ازدواج يا خانه اي كه مي‌خواستيم به دست آوريم اما باز هم احساس اعتماد به نفس و خود باوري نداريم واقعيت اعتماد به نفس اين است که همین حالابا همین شرایط وامکاناتی که دارم چگونه می توانم تلاش کنم تا موفق شوم ،نه اینکه وقتی ده کیلو وزن کم کردم وقتی که فلان مدرک را گرفتم وقتی که به فلان پست و مقام رسیدم .خودباوری برخواسته از این حقیقت است که بدانیم به طورحتم در همین شرایطی که هستیم دست به کار خواهیم زدومهارت های لازمه برای موفقیت را کسب خواهیم کردواگر کارها درست از آب درنیایدگریه هم خواهيم کرد!ولی دوباره از نو شروع می کنم تا سرانجام موفق شویم .

اعتماد به نفس و خودباوری راستین زاییده ی تمایل و عزم و اراده و پی گیری ما است نه نتیجه ی کارهای ما.فقط کافی است که به خواست  تمایل خود اعتماد داشته باشید .بااین سلسله مقاله ها می‌توانید ((یک بغل گل موفقیت ))رابه راحتی در آغوش داشته باشید .اين کارراکردیم ،دیدیم شداگر بخواهید با یک بغل گل موفقیت هم خودراشاد و روشن سازیدوهم اطراف تان را نورباران کنید .بدون هیچ شکی  اول باید از ((ترس)) رها شوید ((ترس))واکنش طبیعی بدن برای آگاه کردن ما از وقوع احتمالی یک مشکل است ،ترس به تنهایی هرگز بدنیست ،ترس به ما نهیب می زند که مواظب باش ،حواست را جمع کن خطری در کمین است ترس در واقع وکیل مدافع ماست .اما ما آن را به زندان بان خود تبدیل کرده ایم وما ترس را بزرگ جلوه داده ایم و به اندازه و به جا از آن استفاده نمی کنیم .ترس باید محدود شود واستفاده ی صحیح داشته باشد ،شاید درابتدا محدود ساختن ترس ها چندان ساده به نظر نرسند اما این کار عملی است .این کار باید به تدریج و مداوم صورت گیرد.درست مثل ورزیده کردن ماهیچه های بدن زمانی که شما می خواهید اندمی ورزیده داشته باشید با نرمش های ملایم وروزمره شروع می کنید پس از یک ماه می بینید که ماهیچه هایی به مراتب قوی تر از قبل دارید پس از مدتی دیگر به راحتی مشاهده می کنید ماهیچه هایی شکیل و زیبایی که به نظرتان غیر ممکن می رسید به حقیقت مبدل شده است.

بیشتر مردم به دلیل ترس از شکست درزندگی هیچ کاری انجام نمی دهند و این درواقع یعنی شکست برای تمام عمر ،اما افراد موفق زمانی که متوجه می شوند آنچه انجام می دهند فایده بخش نیست فوری راه دیگری را برای رسیدن به مقصد انتخاب می کنند در مسیرهایی که به سوی موفقیت های شغلی ،ازدواج ،عاطفی و...پیش می رود،خوب حواس تان را جمع کنید ،ببینید آیا برنامه ی را که پی گرفته ایید خوب عمل می کند یا خیر ،نکند که دارید از هدفتان دور می شوید؟اگر چنین شده است از تغییر مسیر خود نهراسید.((قابلیت انعطاف و تغییر مسیر از ویژگی های افراد موفق است ))

هرگاه در زندگی به نقطه ای رسیدید که ناگهان گفتید ((خدای بزرگ ،هرچه رشته بودم ،پنبه شد!حالا باید چه کنم؟))نفسی عمیق بکشید و به خود پاسخ دهيد که اکنون فقط باید روش و مسیر خودرا تغییر دهم.شاید بگویید ((اگرآن راه هم به مقصد نرسید چه کنم؟)) مسلم است بازهم روش دیگری را پیش بگیرید .شاید بازهم بپرسید ((ولی آخر چه قدر؟)) پاسخ شما فرمول جادویی موفقیت است ،آنقدر در رسیدن به هدف تان با روش های مختلف اصرار بورزید تا موفق شوید!آیا به نظر شما این ((دیوانگی ))است ؟اجازه دهید از شما سوال بپرسم يك كودك چند بار زمین می خورد تا راه رفتن بیاموزد ؟چه قدر طول می کشد تا بالاخره اولین گام استوار رابرروی زمین قراردهد ؟حالا سؤال دیگری از شما دارم آیا سعی برای راه رفتن دیوانگی است؟و این د رحالی است که می دانید بالاخره همه ی کودکان جهان به این روش راه فتن را می آموزند)) اما چرا بزرگ سالان چنین روشی رابرنمی گزینند؟زیرا ایشان اول از همه شکست را حتمی می دانند !وسپس تلاش لازم را انجام نمی دهند .آیا شما تا روشی را یکی دو بار امتحان نکنید و آنچه می خواستید رخ ندهد ،هدف تان را رها می کنید؟دیگر ورزش نمی کنید شغل خودرا رها می کنید از همسر خود طلاق می گیرید ...و بالاخره دیگر تلاش نمی کنید .فقط به این دلیل که دیگر ناراحتی را نمی توانید تحمل کنید .شمااز کجا مطمئن هستید که دفعه ی بعد  رژیم جدید شمارا لاغر نمی کند؟چه طور شده که این قدر با اطمینان می گویید دیگر همسر خوبی نمی توانم باشم یا همسر مناسبی  نمی توانم انتخاب کنم ؟اکنون وقت آن رسیده که قدرت درونی خودرااحیا کنید تا آنجا که برای تان مقدور است انعطاف پذیری و امتحان راه های مختلف موفقیت رادر خودایجاد کنید .گوش تان رابه روی همه ی ((ای بابا)) چقدر از این شاخه به آن شاخه می پری ،ببندید و اگر لازم شد در يد هدف صدها راه را امتحان کنید وتابه مقصد و مطلوب خودنرسید ه اید دست از تلاش برندارید .اما در این راه به شما یادآوری می شود که حس تشخیص خودرا تقویت کنید یعنی نسبت به آنچه از عمل کرد شماناشی می شود بسیار حساس باشید ،شما باید مدام برنامه ها و نتایج آنها را بررسی کنید ،یعنی باید بدانید نتیجه ی کار شما درجهت رسیدن به موفقیت بوده است و یا شما راازآنچه که می خواستید دور کرده است ،این حساسیت بررفتارهای آنی شما تأثیر فوق العاده ای  خواهد داشت پیروز مندان به خوبی می دانند که دارند به کجا می روند ،اگر راهشان آنها رابه بیراهه

می برد،بلافاصله تغییر جهت می دهند ،درست مثل خلبانی که می خواهد به مقصد برسددایم مسیرش را بابرج مراقبت چک می کند.  

فرمول سحرآمیز موفقیت نامحدود همین است :بدون این که بهراسید مسیر خودرا در جهت هدف آن قدر تغییر دهید تابالاخره درست روی هدف فرودآیید.هرروز به ترس هایتان اندکی غلبه کنید،بعضی از این ترس ها را می شناسید و بعضی را هنوزنمی شناسید وآن قدر درونی است که به صورت اضطراب ،خستگی ،خواب آلودگی وتنبلی ویا دلیل تراشی خود را نشان می دهد.هرگاهبه روشي ،برخوردی ...وراهی در رسیدن به آرزو و هدف خود ترسیدید یک راه بی نظیر برای تان وجود دارد .بلافاصله توی دل آن راه یا روش برو ید و خودتان را باآنچه که فکر می کنید ترس ناک است مواجه کنید بدون تردید خواهید دید آنچه را که شیر درنده ای پنداشتید موشی کوچک نیز بوده است که خودش از شما می ترسد و فرار می کند ،آیا از امتحان رانندگی می ترسید ؟زود خودرا در معرض آن قرار دهید ،آیا از شنا در استخر می ترسید؟بلافاصطه بپرید توی آب !آیا از صحبت کردن در جمع واهمه دارید ؟شروع کنید به گفتن جمله هایی جالب و مناسب در جمع .شما ممکن است زبان انگلیسی را به خوبی بدانید ولی تا وقتی عمل به آن اضافه نکنید وآن  را به کار نبندید هیچ ارزشی نخواهد داشت ،همین الآن دست به عمل بزنید و به طورمثال یک جوک را به انگلیسی برای دوستی تعریف کنید اگر موفق نبودید دوباره از نو شمرده و آهسته تر و با مکث وتأنی بیشتر آن را بگویید .اگر یک بغل گلهای معطر موفقیت می خواهید باید ابتدا بدانید که در زندگی چه می خواهید بیشتر مردم نمی دانند که از زندگی چه می خواهند،امابدتر از آنها کسانی هستند که می دانند چه می خواهند ولی هیچ کاری در جهت بدست آوردن آن نمی کنند و دو دستی ترس هایشان را چسبیده اند ،آنها فقط می نشینند و امید وارند که روزی همه چیز را بدست آورند در حالی که باید بدانید آن ((روز))همین امروز است وهمین حالا است جاده ی ((روزی ))به هیچ جا نمی رسد .جاده ی ((اکنون)) راهی به سوی موفقیت است .

دکتر فرزانه صداقت

مجله شادکامی شماره ی  21آبان 84

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید: