سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

من می توانم متحول شوم

خداوندا!شکر گذار توهستم که به من پادادی تا از این سو به آن سوي جهان بروم  زیبائی های جهان راببینم . قلب و ریه دادی تا جان در این ارابه ی روح بدمد،تا زیبائی های جهان را لمس کنم .چشم دادی تا زیبائی های جهان را ببینم .چشم بصيرت دادی تا خود ایمان و معنویت را درک کنم .عقل دادی ،شعوردادی تا زیبایی های جهان را بفهمم.

سالها دل طلب جام جم ازما مي‌کرد

آنچه خودداشت زبیگانه تمنا می کرد

گوهري کز صدف کون و مکان بیرون نیست

طلب از گمشدگان لب دریا می کرد

هرگاه ذهن انسان به افق تازه ای از اندیشه ی مثبت گسترش یابد دیگر هرگز به موقعیت اولیه ی خود باز نخواهد گشت .با تحول و دگر گونی حس می کنی از دروازه ای گذشته ای که بازگشت به مکان وموقعیت پیشین برای تو ممکن نیست آن چیزی نیست به جز :1)تمایل برای اندیشیدن و عمل کردن به جای ترس از تجربه های گذشته 2)توانائی قاطع برای لذت بردن از هر لحظه ی زندگی 3)عدم تمایل به قضاوت وداوری درمورد دیگران 4)عدم تمایل به تغییر و تفسیر اعمال دیگران 5)عدم تمایل برای نگران شدن 6)عدم تمایل به اختلاف و در گیری 7)تشکر و قدردانی مکرر و احساس رضایت باطنی از خداوند ،مردم و طبیعت 8)برخورداری از چهره ای متبسم .

واژه ای زیبا تر از لبخند نیست

بالب خندان ،کسی در بند نیست

آنچه زیبایی د راین عالم که هست

گر کنی همت ،تو راآید به دست

یک لبخند،نه تنها چهره ی انسان را آرام و زیبا می کند بلکه آرامش و زیبائی درون نیز می دهد 9)آمادگی فراوان برای پذیرش عشق و کشش غیر قابل کنترل برای ایثار آن .

رویارویی با این واقعیت ها واحساسی که از آن مشکل در درون خودداریم ،ناخوشایند و ناراحت کننده است در نتیجه سعی مي‌شود کلیه مشکلها را جنبه ی بیرونی بدهیم و در نتیجه بیشتر ما می‌کوشیم توجه خودرا به چیزهایی دیگر معطوف کنیم .این بستگی به باورهای ما دارد .به طورمثال ،شخصی در مقابل مسأله ای واکنشی آرام دارد ،ولی در مقابل ،فرد دیگر با همان مشکل با احساس ترس و وحشت به آن می نگرد وآن را غیر قابل حل می داند .با این حال ،برای این که شهامت روبرو شدن با مشکلهای شخصی خود وجهان را داشته باشیم برای حل این مسایل ابتدا باید آنقدر صادق باشیم که وجود آنها و احساس ترس و وحشت خودمان را تصدیق کنیم .اولین گام برای حل هر مسأله‌ای که مارا تحت استرس گذاشته است ،تصدیق وجود آن می باشد حتی در بیماری های سخت ومزمن ابتدا باید آن بیماری را تصدیق کرد و هیچ کس را مقصر ندانست ،سپس شناخت اساسی درباره اش پیداکرد ،ابتدا هرچه بیماری جدی تر باشد آموزش آن نیز بیشتر است .باید مجالی برای این که به خود و زندگی مان بنگریم و درسی بیاموزیم و امکانی برای دگرگونی و تحول و حركتي راستین باشد ،فراهم آوریم .باید در اعماق درونمان از قدرتی باخبر شویم و آن را متجلی سازیم که در حقیقت در دست های یکایک ما نهفته است واز طریق فرایند رشد و تحول هر یک از ما نه تنها این قدرت را دارد که خود را متحول سازد ،بلکه می تواند به تحول محیط وجهان کمک کند .اینک آماده ایم آن چه را که در گذشته موثر واقع نشده ،بشناسیم و تصدیق کنیم تا بتوانیم امور رابه شیوه ای تازه و آگاهانه تر باز آفرینیم وآن چیزی نیست جز اینکه اشراف لحظه لحظه به خود داشته باشیم ،کلیه مسائل را که جنبه ی بیرونی داده ایم با خود در میان گذاشته و تصدیق کنیم که با تغییر باورهایمان بتوانیم مسائل را حل کنیم و در حقیقت این تحول و دگر گونی ناشی از آگاهی نسبت به خود می باشد .

به طور مثال :اگر کسی یکی از مشکلهایش ترس باشد تا زمانی که مسالۀی ترس در هر جنبه را به مشکلهای بیرونی نسبت دهد ،همیشه در ترس مي‌باشد ولي زماني كه بداند اين حس ترس جنبه دروني دارد مي‌داند آن ترس چه زمان هایی راه گشای او بوده و از چه خطرهایی آن را نجات داد ه است آن گاه به طور کامل آن را تصدیق می‌کند و می‌گوید این صفت در من وجود دارد وبرای اینکه این مسائل و مشکل های من را بیشتر نکند آن رادردرون کوچک و کوچک می کنم  در مقابل شجاعت و عشق را پرورش می دهم این درمورد خیلی از صفت های بد انسان و مشکل هایش صدق می کند ودرمورد بیماری های سخت و مزمن بعد از گذراندن دوره ی درد و رنج که باید خیلی کوتاه باشد فرد باید صادقانه با خود کنار بیاید و هیچ کس را مقصر نداند با آگاهی کامل و اشراف لحظه لحظه به خود پیامدهای شفارا بطلبد که درحقیقت این نوع تحول می باشد ولی تا زمانی که در دوره ی دردو رنج باشد به سوی افسردگی  پیش می رود وتمایل دارد تمام مشکل هایش را به مسائل بیرونی نسبت دهد و این چرخه ی معیوب ادامه می یابد .دگرگونی در جهان خود و اطراف در حقیقت ایجاد دگرگونی در آگاهی خودمان است .((گاندی ))می گوید ((خودتان باید آن دگرگونی باشید که می خواهید د رجهان ببینید ))وقتی هر یک از ما آگاه بشویم ،بازتاب این آگاهی را در زندگی خود مشاهده می کنیم مشکل ها و الگوهای کهنه به تدریج ا زمیان می روند ومسائل جدید رابادیدگاهی گسترده تر و فرزانگی می نگریم .حال ممکن است این سؤال پیش بیاید که خیلی از عوامل بیرونی بد و استرس زا می باشد و این عوامل باعث ،ترس ،اضطراب وناراحتی ما می شود .این سؤال خوبی است !آن جنبه ی بد و استرس زا در حقیقت باز می گردد به باورهای فرد نسبت به آن مسأله و در حقیقت آستانه ی تحمل فرد نسبت به عوامل بیرونی کم می باشد .

به عنوان مثال ،ترافیک بانگرش مثبت ،ترافیک یعنی مراقب باش!دقت کن !چاره ی کار :تغییر زمان خروج ازمنزل است و یا شنیدن یک آهنگ آرام .دیدن مناظر اطراف یا مطالعه پشت ترافیک و برنامه ریزی های بعدی و راه های دیگر یا تحمل آن ........چون ترافیک پدیده ای اجتناب ناپذیر است ،همانگونه که تو کارداری و با ماشین بیرون آمدی ،دیگران هم کاردارند ....... اما نگرش منفی با آستانه‌ی تحمل پایین یعنی تلف شدن وقت ،خستگی وبه دنبال آن از کوره در رفتن ،عصبی شدن و...در کلام آخر خيلي از چیزها در محیط ما اتفاق می افتد که اجتناب ناپذیرمی باشد و اموری است که در اختیار ما نیست.پس می توان با دگرگونی وتحول از نگرش منفی به نگرش مثبت تغییر کرد.به گفته ی ((سهراب))(چشم هارا باید شست ،جوردیگر باید دید)گفت

(( حقیقت چیست ؟))گفتم : ((آن چه را که تو باورکني حقیقت است.))ممکن است آن چه را که باور کنی ،حقیقت باشد ،ولی از نظر دیگری نه!یاحتی چیزی که مدتی قبل یا حتی سالهای پیش بااصرار می‌گفتی حقیقت دارد ،حالا که باورت عوض شده ،دیگر آن موضوع برایت حقیقت ندارد . آگاهی نسبت به خودباعث تحول و دگرگونی در تو می شود .

خودت باش!با خودت باش!دنبال رو نباش ،خم نشو ،زیرا همه ی آدم های اطرافت دوست دارند تورا در قالب مورد علاقه ی خودشان بریزند و بازسازی ات کنند))

تعهدات دربرابر رشد آگاهی خود یعنی خودشناسی هرچه بیشتر ،شناخت دیگران وزندگی و...یعنی نگریستن به زندگی به صورت تجربه ای آموزنده واینکه هرچه در زندگی برایمان پیش می آید .بالقوه می تواند موهبتی باشد تا به ما کمک کند که تمامی توانائی خودرا پرورش بدهیم ،حال اینکه بیشتر رهروان آگاهی می آموزند که آگاهی ما مدام در حال دگرگونی است و تکامل احساس امنیت و آرامش خاطر می آورد،پس یکی نخستین درسهایی که دراین راه می آموزیم اشتیاق برای رویارویی باناآگاهی خویش است ،آگاهی ما همچون چراغی در تاریکی اشراف لحظه به لحظه به خودماست و خودبه خود زمینه هایی راکه از آن نا آگاه بوديم روشن مي‌كند مادامي كه نتوانستيم از انتقاد ، ملامت و سرزنش خود با ديگران دست برداريم نمی توانیم آزادانه به راهمان ادامه دهیم .

باید دریافت که سیر آگاهی سفري مادام العمر است که در طی این سفر هر روز از روز قبل بیشتر لذت می بری .هروز بهتراز دیروز ...

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید: