سعید کیوان‌پور (شیرانی) نویسنده و شاعر

احساس عدم امنیت

وقتی احساس می کنیم آنطور که باید خوب و شایسته نیستیم ،احساس نا امنی می کنیم بخش اعظم نا امنی به خاطر این نیست که شخص نالایق و بی کفایتی هستیم بلکه به این خاطر است که توانایی های واقعی خود را بایک ایده ال خیالی مقایسه می کنیم .شخصی که احساس عدم امنیت می کند .در جستجوی هدف های ارزشمند ،احساس مي‌کند که باید خوب ،موفق ،خوشحال و شایسته باشد .اما چون اینها را باهم درخود نمیبیند و در واقع به من ایده آلی که در ذهن تصور کرده دست نمی یابد در نتیجه دچار یأس و نومیدی می شود. 

یکی از علت های احساس عدم امنیت در وجود خود کمرویی است ؛ زیرا کمرویی در شما سبب رفتار تشویش آمیز می شود ، مانع آن میشود که استعداد ذهنی و درونی خود را نشان بدهید. " ریموند دوسن لوران ترجمه دکتر سروری "  میگوید : شخص کمرو یا خودش برای خودش ارزشی قائل نیست ، یا تصور میکند که دیگران برای او ارزشی قائل نیستند. 

هیچ کس دوست ندارد مورد تمسخر دیگران قرار گیرد ؛ ترس از چنین وضعی شجاع ترین فرد را عقب میزند . از کسی که خود را فاقد اعتماد به نفس و فردی کمرو میپندارد ، انتظار نداشته باشید که با اطمینان خاطر در جمع دیگران حاضر شود ؛ زیرا این درخواست مثل آن است که بخواهید کره ی ماه را از آسمان پایین بکشید . ولی باید با صدای هرچه بلندتر تکرار کرد . فرد کمرو فاقد ارزش نمی باشد ؛ چنین فردی نه مضحک و مسخره است و نه دست و پا چلفتی و یا پخمه ؛ فقط تصور میکند که چنین است . تا موقعی که این فکر غلط را که در مغز و نهادش نقش بسته است. از سر بیرون نکرده و اصلاح نکند ، نخواهد توانست از این وضیت ضعف و زبونی نجات پیدا کند . بنابراین ، فرد کمرو باید در درجه ی اول ؛ دقیقاً خود را مورد آزمایش و برسی قرار دهد تا قضاوتهای غلط و نادرستی را که منشأ ناراحتی اش میباشند ، پیدا و کشف نماید . در اینجا لازم است به خلاصه ای از عقاید و نظرات غلطی که عادی ترین علل کمرویی بشمار میروند اشاره کنم : بعضی افراد خود را از لحاظ فکری ضعیف و حقیر میشمارند . آنچه میگویند ، آنچه می نویسند  ، به نظرشان پوچ و بی ارزش میرسد . ترس از آشکار شدن حالت معمولی و متعادل خود و ترس از اینکه با رفتار و گفتار نامعقول خیالی خود مورد تمسخر و استهزاء دیگران قرار گیرند ، دهان آنها را میبندد . به عنوان مثال ، شاگردان برجسته ، ولی خیلی ترسویی دیده می شود که به صورت اسفناک و تأسف آوری مردود می شوند. اگر امتحان نهایی باشد و بصورت کتبی انجام بگیرد معمولأ با انشاء خوب به سؤالات جواب داده و قبول میشوند ، در امتحان شفاهی ، مشوش شده و دست و پای خود را گم میکنند . و جواب سؤالات را تند و نامفهوم میدهند و بالاخره ساکت می شوند . با اینحال ، در واقع ؛ جواب سؤالات را می دانند " فردای امتحان به صورت رضایت بخشی به معلم خود جواب میدهند . این نوع شاگردان مدرسه کافی است در برابر ممتحن ناشناس و غریبه ای قرار گیرند تا دست و پای خود را گم کنند و گیج و مات و مبهوت شوند.  

گاهی معلمین جوان ، وکلای جوان دادگستری و امثالهم ، دیده شده است که پر استعداد و سرشار از هوش میباشند و برای اولین بار در پشت میز تدریس یا میز محاکمه ، هیچ نوع ناراحتی از خود نشان نمیدهند . زیرا وعظ و خطابه یا درس و بحث خود را خوب و با دقت تمام فرا گرفته اند ؛ در نتیجه چنین به نظر میرسد که موفقیت در انتظار آنان می باشد . ولی شنوندگان و شاگردان آنها را دلسرد می کنند :وقتی که متوجه تمام چشمهایی میشوند که با کنجکاوی به آنها نگاه میکنند ، ترس و اضطراب شدیدی آنان را فرا میگیرد . چه حالی به آننها دست می دهد ؟ کار آنها چیست ؟ چقدر حرفهای آنها در نظر افرادی که جلوی آنها نشسته اند ، پوچ و نامربوط جلوه میکند . در نتیجه جرأت نمی کنند با اطمینان حرف بزنند ؛ و مثل بچه ای که ، داستانی را بدون اینکه خوب فهمیده باشد برای دیگران نقل کند و به من من کردن می افتد . یعنی دست و پای خود را گم کرده سبب عدم موفقیت در ابراز بیان و سخنرانی میشوند .در حالی که اگر بخوبی از عهده ی بیان مطلب بر میآمدند مورد تحسین همگان قرار می گرفتند برخورد با جماعت برای آنها شوم و نحس بوده است ؛ زیرا خودشان برای خود ارزشی قائل نبوده اند . از این نوع افراد کسانی هستند که ؛ بعد از اولین شکست خود ، دیگر جرأت نکرده اند جلوی جمعیتی حتی به تعداد کم ، حرف بزنند . بعضی افراد معتقدند که ظاهرشان فاقد ظرافت ، رفتارشان ناشیانه و چلمن ، ورودشان در سالن اجتماعات سبب کنجکاوی مسخره آمیز میشود . اینگونه فکر و خیال ، که مبتنی بر هیچ پایه و اساسی نمیباشد  ، در طرز تفکر و رفتار آنان تاثیر میگذارند . نمی‌دانند باید چه کرد و کجا باید نشست . البته گاهی کمرویی با فروتنی ، یا سادگی خصلت خوبی ، که معمولاً با بزرگی واقعی همراه میباشد . اشتباه میشود . زیرا تواضع و فروتنی نوعی فضیلت است و انسان را ارزشمند جلوه میدهد اما کمرویی نوعی عیب و نقص است . انسان متواضع از ارزش واقعی خود آگاه میباشد . استعدادها ، خصائل و شایستگی های خود را می شناسد ، ولی به آنها مباهات و تفاخر نمی کند. فرد کمرو چشمهای خود را بر روی واقعیت می بندد و اسیر افکار واهی و تخیلات خود میباشد . و در خود معایب و نقایصی می بیند که فاقد آنها است ، خود را قربانی ارزیابی های غیر منصفانه ای احساس میکند که همنوعش به او نسبت نمی دهد . چنین فردی در اشتباه است . بدون آنکه به فروتنی و تواضع شباهتی داشته باشد فرد کمرو از نوعی زمینه ی غرور کاذب و تکبر پنهانی برخوردار است. 

پیام

پیام شما

لطفا دیدگاه یا درخواست خود را از طریق فرم زیر ارسال نمایید: